محمود اسکندری، خلبانی بود که با انهدام پل اروند در عملیات بیتالمقدس، مسبب اصلی اسارت هزاران سرباز عراقی و آزادی خرمشهر شد. مردی که غرور نظامیاش او را به مأموریتهای غیرممکن میکشاند، اما در نهایت با اتهامی واهی از اراده نظام خارج شد و غریبانه از دنیا رفت. روایتی که کمتر در کتابهای رسمی تاریخ جنگ شنیدهاید. این قسمت از مجموعه “قهرمانان فراموش شده” به زندگی سرهنگ خلبان محمود اسکندری میپردازد.
بیتران– علی غفوری: یکی از خلبانان بزرگ ایران که به دلایل متعدد حدود ۳۰ سال نامش مطرح نشد، کسی نبود جز سرهنگ محمود اسکندری؛ خلبان اف-۴ (F-4). مردی جسور و تعقیبکننده عفریت مرگ؛ اما به واقع مرگ نیز از او گریزان بود. وی بارها خطرناکترین مأموریتها را پذیرفت و بارها هنگام ورود به خاک عراق، این جمله از او شنیده شد: «صدام منتظر باش که آمدم تو را در کاخت بکشم».
شرح اقدامات عجیب او و سرنوشت غمانگیزش مجالی دیگر میطلبد؛ اما این مطلب درباره یک عملیات ویژه «اسام» است که منجر به تسریع شکست سپاه سوم عراق، اسارت هزاران سرباز دشمن و در نهایت آزادی خرمشهر در ۳ خرداد ۱۳۶۱ شد.
آغاز عملیات الی بیتالمقدس و سدّ محکم خرمشهر
۴۴ سال قبل در چنین روزهایی (۱۰ اردیبهشت ۱۳۶۱)، بیش از ۱۰۰ هزار رزمنده ایرانی از سپاه و ارتش زیر آتش سنگین لشکرهای سپاه سوم عراق به سمت محور شمالی کرخه کور در مرکز خوزستان تا رود اروند در جنوب غربی خوزستان حرکت کردند. هدف اصلی این عملیات، آزادسازی ۵۴۰۰ کیلومتر از خاک ایران و بازپسگیری خرمشهر (پس از ۱۹ ماه اشغال) بود. پیشروی اولیه نیروها در ۴ روز ابتدایی بسیار خوب بود؛ اما مقاومت دشمن در ضلع جنوبی محور عملیات و بهویژه خرمشهر بسیار سخت بود و روزانه صدها نیروی خودی شهید میشدند.
کشف پل استراتژیک عراق بر روی اروند
۱۴ اردیبهشت، عکسهایی از گردان ۱۱ شناسایی نیروی هوایی ارتش به دست معاون عملیات نیروی هوایی رسید که نشان میداد دشمن از سمت عراق مدام خود را تقویت میکند. تداوم عکسبرداریها نشان میداد که عمده تجهیزات دشمن از طریق پلی عریض و محکم در میانه اروندرود به داخل خاک ایران منتقل میشود.
عراق در ساخت چنین پلهایی بسیار ورزیده بود و متأسفانه برخلاف ایران (به دلیل تسویههای ابتدای انقلاب)، یگانهای مهندسی خود را خوب سامان دادهبود. پل مذکور شناور بود و روزها اندکی به زیر آب میرفت تا دیدهنشود و شبها محل تقویت تجهیزات و نفرات ارتش عراق بود. خلبانان گردان شناسایی ایران با به خطر انداختن جان خود و به مدد دوربینهای قوی فانتومهای RF4E توانسته بودند این پل را کشف کنند و محل تقریبی آن را به سرهنگ «بهرام هوشیار»، معاون عملیات نیروی هوایی بگویند.
بنبست در نابودی پل؛ وقتی بمبها کارگر نیستند
هوشیار که خود نیز خلبان بود، میدانست زدن چنین هدفی از ارتفاع پایین محال است و از بالا نیز بمبارانها دقیق نخواهند بود؛ اما چارهای نبود. عصر همان روز، ۴ فروند فانتوم با ۱۶ بمب در دو نوبت پل را بمباران کردند؛ اما عملکرد بمبها خوب نبود و پل نیز آنقدر محکم بود که باید حتماً بمبها درست به میانهاش اصابت میکردند تا از هم گسسته شود.

خلبانان به سرهنگ هوشیار گفتند که حجم آتش دشمن در اطراف پل زیاد بوده و خلبانان قادر به تمرکز یا تعلل برای هدفگیری دقیقتر نبودند. آن زمان هنوز موشکها یا بمبهای لیزری چندان توسعه نیافته بود و «ماوریک» نیز برای زدن این پل ضعیف به نظر میرسید. اتاق جنگ نیروی هوایی و افسران مهندسی ارتش تشخیص دادهبودند که این پل بسیار محکم است و تنها با بمبهای متعدد ۱۰۰۰ یا ۲۰۰۰ پوندی از هم باز میشود. دسته بعدی فانتومها روزهای ۱۵ و ۱۶ اردیبهشت به پل حمله کردند؛ اما شرایط بدتر شدهبود. اینبار آتشبارهای «سام ۲» و «سام ۶» و انواع شکاریهای دشمن نیز در جنوب اروند و اطراف پل حضور داشتند. عملیات باز هم موفق نبود.
بیشتر بدانید: از خرید آواکس چینی تا ساخت آواکس ایرانی ؛ سلاحی که معادلات دفاع هوایی ایران را بازنویسی میکند
فراخوان برای یک قهرمان؛ اسکندری وارد میشود

از آن طرف، شمار شهدای روزانه عملیات به هزار نفر در روز رسیدهبود و نیروی زمینی عراق قصد تخلیه خرمشهر را نداشت. افسر رابط نیروی زمینی مدام به ستاد عملیات نیروی هوایی مراجعه میکرد و جویای آخرین شرایط میشد. هوشیار تحت فشار بود که کار را به پایان برساند. میدانست که یک خلبان هست که به هر قیمت، یا در این عملیات از دست میرود و یا آنکه موفق میشود؛ میدانست آن فرد حتی اگر شده، در چنین فضای خطرناکی، دوبار یا حتی سهبار از روی پل رد میشود و خود را در نهایت به کشتن میدهد. اما چارهای نبود.
هوشیار به دستیارش گفت: «محمود اسکندری را صدا کن». مدتی بعد اسکندری به اتاق فرماندهی وارد شد. مهدی بابامحمودی، نویسنده کتاب «ناصر، اجکت نکن»، به خوبی مکالمه سرهنگ هوشیار با سرگرد اسکندری را شرح میدهد. شاهد این مکالمه سروان خورند (سرتیپ فعلی) بودهاست. بخشی از آنچه میخوانید از کتاب او گرفته شدهو بخشی دیگر بر اساس منابع دیگر است.
بیشتر بدانید: شکار اف۱۶ توسط اف ۴ در نبرد رمضان؛ چگونه فانتوم ایرانی، پیشرفتهترین F-16 آمریکایی را فلج کرد؟
هوشیار به اسکندری میگوید که بیا تا نقشه را مرور کنیم. اسکندری میگوید احتیاجی به مرور نیست؛ با یک نگاه به نقشه آویزان به دیوار، میفهمد مشکل کجاست و قصد رفتن میکند. اسکندری میدانست که چند روز است عملیات کند شدهو مشکل زیر سر یک پل راهبردی است و خلبانان فانتوم نیز مدام از ناکامی در زدن همین پل صحبت میکردند. بنابراین قصد خروج از اتاق را کرد. هوشیار که میدانست اسکندری چندان فرد پایبندی به دستورات (خشک نظامی) نیست و به همین دلیل نیز درجاتش عقب میافتاد، به او گفت: «لااقل از مسیرهایی برو که پدافند خودی تو را نزند…»
نفوذ به دل خطر؛ پرواز بر فراز پدافند دشمن
اسکندری با لبخند محوی گفت: «اگر توانستند بزنند.» سرگرد خورند (افسر کنترل شکاری و پدافند) به میان صحبت اسکندری پرید و گفت: «از اینجا تا هدف، ۵ سامانه هاوک و دهها توپ ضدهوایی است و هماکنون ۳ تا شکاری ما در منطقه است…» وقتی عکسالعمل خاصی از اسکندری ندید، گفت: «حداقل زمان بازگشت، سمت خود را اعلام کنید» که پاسخ شنید: «باشه.»
اسکندری در گردان به دنبال یکی از ۳ کمکخلبان محبوبش یعنی سروان «اکبر زمانی» رفت. مأموریت داوطلبانه بود و زمانی قبول کرد. دقایقی بعد آنها به همراه ۲ فانتوم دیگر در آسمان بودند. اسکندری حتی برنامه پروازش از امیدیه را نیز به کسی نگفت؛ البته احتمال دارد یکی از دلایل این مخفیکاری او، وجود ستونپنجمها در نیروی هوایی نیز بودهباشد. فانتومها نزدیک «ابوالخصیب» از او جدا شدند و از اینجا به بعد اسکندری بهشدت ارتفاع خود را کم کرده و از نگاه رادار غایب شد.
عملیات در سکوت؛ فریب رادارهای عراق
در ستاد، همه با نگرانی به صفحه رادار نگاهمیکردند. دو «میگ ۲۳» در همان مسیر بودند و احتمالاً به دلیل کاهش ناگهانی ارتفاع، اسکندری را گم کردند. همچنین حواس سایر پدافندها نیز به دو فانتوم دیگر ایرانی معطوف شد. هیچ خبری از اسکندری نبود و هوشیار از شدت استرس، خودکار در دستش شکستهشد.
در حین پرواز، اسکندری همه چیز را برای کابین عقب شرح داد و گفت: «فرصت زیادی برای زدن پل نداریم و فقط بهشکل چشمی باید پل را پیدا کنیم.» آنها مجبور بودند بر اساس برآوردهای ذهنی، حدود پل را حدس بزنند. اگر زودتر از زمان لازم ارتفاع خود را افزایش میدادند، توسط موشکها و یا توپهای دشمن آسیب میدیدند و اگر در همان ارتفاع میماندند، هدف را رد میکردند. ناگهان صدای زمانی بلند شد: «با توجه به مختصات نقشه، به نظر میرسد در نزدیکی پل هستیم.» اسکندری نیز همین برآورد را داشت؛ بنابراین با کشیدن استیک، ارتفاع هواپیما را زیاد کرد… خط باریک و بلندی از غرب اروند تا شرق دیدهشد که همان پل مورد نظر بود.

لحظه سرنوشتساز؛ شکار پل اروند
در دفتر فرماندهی، با مشاهده فانتوم در رادار، همه نفسی به راحتی کشیدند؛ اما از آن سو، توپها شروع به شلیک به سمت فانتوم تنها کردند. اسکندری به آرامی گفت: «حالا» و زمانی ۴ بمب ۱۰۰۰ پوندی را رها کرد. بمبها درست به وسط پل برخورد کرد و این سازه محکم نظامی دو تکه شد. اسکندری مجدداً ارتفاع خود را کم کرد و با چرخشی دیدنی به سمت جنوب عراق و کویت – امیدیه تغییر مسیر داد و در رادیو اعلام کرد که مأموریت انجام شد.
پیامد نابودی پل؛ فروپاشی سپاه سوم عراق
دو نیم شدن پل همان و کاهش نظم و روحیه سپاه سوم همان. نیروهای لشکر ۱۱ عراق که نزدیکتر از بقیه به پل بودند، فریاد زدند پل نابود شد و برخی از آنها خود را به آبهای خروشان اروند زدند و عمدتاً غرق شدند. آنها میدانستند که از بین رفتن این پل یعنی یا نبرد تا آخرین نفس یا اسارت.
اما لشکرهای ۵ و ۶ عراق به مقاومت ادامهدادند و حتی اقدام به ضدحملههای سنگین به نیروهای خودی کردند؛ اما به دلیل عدم رسیدن کمک، قدرت آنها مدام کاهش مییافت تا آنکه محاصره آنها توسط نیروهای ایرانی تکمیل شد. جهت اطلاع خوانندگان، نیروهای عراقی برخلاف تصور شایع، نیروهایی ترسو نبودند و تنها از محور شلمچه – خرمشهر ۳ بار اقدام به ضدحمله کردند و حتی روز آخر نبرد در ۳ خرداد نیز دست از مبارزه، نکشیدند؛ اما عدم رسیدن کمک از سمت عراق و اتمام نسبی مهمات سبب شد تا در نهایت سپاه سوم دشمن بهطور کامل از جنوب خوزستان خارج شود.
بیشتر بدانید: قهرمان فراموش شده نیروی هوایی؛ چگونه خلبان داریوش خاک نگار به دل ارتش آمریکا زد؟
مظلومیت نیروی هوایی و سرنوشت تلخ قهرمان
در بیشتر کتابهای مربوط به عملیات بیتالمقدس، اثری از نقش نیروی هوایی مشاهده نمیکنیم. یکی از فرماندهان هوایی کشور به نگارنده گفت که حتی برخی فرماندهان سپاه از اقدام نیروی هوایی باخبر نشدند و امروز نیز این روایت هنوز آنگونه که باید، گفتهنشدهاست.
این قهرمان جنگ به دلیل غرور بالا زیر بار هیچ حرف ناحسابی نمیرفت و به همین دلیل دشمنان زیادی پیدا کرد. عاقبت توانستند در سال ۱۳۶۶ او را به جرم جاسوسی تا مرز زندان بکشانند که خوشبختانه با کمک همرزمانش حکمش اجرا نشد، اما برای همیشه از نیروی هوایی اخراج شد و به شغلهای متفرقه رو آورد. او در سال ۱۳۸۰ در یک تصادف رانندگی کشتهشد. خوشبختانه با کمک رسانهها و همرزمانش، ۲۰ سال بعد به دستور فرماندهی کل قوا از او تجلیل شد و حقوقش نیز به خانوادهاش پرداخت شد.
مجموعه نوشتههای “قهرمانان فراموش شده” را در این لینک از بیتران بخوانید.
در کانال آپارات بیت ران ببینید:
شاهکار اف ۵ نیروی هوایی ایران در برابر ارتش آمریکا
ناگفتههای پشت پرده عملیات نظامی آمریکا در اصفهان
موشک قاره پیما ایران از رستاخیز تا خرمشهر ۵
میگ-۲۹ ایران و هر آنچه درباره آن باید بدانید؛ ایران چند جنگنده میگ ۲۹ دارد؟
نیروی دریایی ایران کجاست؟ ایران چگونه ناو آمریکایی را در خلیج فارس غرق کرد؟
او با کامیون در جنگ به ایران کمک کرد
موتور سیکلت جنگ جهانی در تهران
از جرمی کلارکسون در خودرو تا ترامپ در جنگ، چرا ما نبرد روایت ها را باخته ایم؟
تست قدرت واقعی شاهین CVT روی داینو! | مقایسه شاهین دندهای و اتومات
پارس نوآ سدان جدید پارس خودرو یا ال ۹۰ جدید چگونه است؟
تست و بررسی وحشتناک دنا توربو اسپرت تا حد مرگ
بررسی و تست دنا پلاس توربو اتوماتیک
تست و بررسی تخصصی چانگان CS55 Plus در جاده
رازهای پژو پارس با موتور جدید ؛ تست پرشیا زیر فشار
سیر تا پیاز خودرو شاهین سایپا در تست فنی
تست دنا جوانان با موتور EFP
مقایسه و تست شاهین و تارا : برنده کدامیک است؟
درگ ایرانی با فرانسوی: تست ریرا در برابر پژو ۲۰۰۸ کدام خودرو سریعتر است؟
بهترین راهنمای خرید سمند سورن
کارخانه هلیکوپترسازی بل و داستان راهاندازی خط تولید آن در ایران
داستان نامگذاری شرکت مزدا و پایه گذار آن که عاشق ایران بود
بهترین راهنمای خرید امویام | X22 معمولی یا پرو؟ یا اصلاً X33 کراس؟




قهرمانان هرگز نمی میرند،
نامت تا ابد جاودان،
ای بلند پرواز بی تکرار
واقعا ممنونم از تیمسار قهرمان وطن و اسطوره فانتوم جناب اسکندری نام بردید لطفا اون عملیات بازگشت فانتوم از سوریه به ایران هم بگویید چرا درخواست می کنم چون ثابت می کنه یکی از سه شخص برتر خلبان جنگنده مکدانل داگلاس فانتوم در بین تمام کاربران دنیا در تاریخ این جنگنده ایرانی بوده تمام نیروی هوایی وپدافند ارتش بعث عراق دنبال به زیرکشیدن نابغه آسمان ایران بودند که شکست خوردند به خاطر ریسک بالای این عملیات حتی خلبانان نیروی هوایی اسرائیل که اغراق های زیادی درباره آنها شده در رسانه های دنیا این عملیات انجام دهند خیلی گشتم در جنگ ۱۹۶۷ یا ۱۹۷۳ با مصر یک فانتوم اسراییلی تمام طول مصر از کنار پایگاه های هوایی مصری پرواز کند و بدون اینکه مورد اصابت قرار بگیرد به پایگاه خودش برگردد در حالیکه مصری ها از عملیاتش اطلاع دارند من در منابع انگلیسی معتبر چیزی پیدا نکردم بخشی از ارزش های تیمسار اسکندری در تاریخ هوایی ایران اینجا درک می کنید البته لطفا نابغه دیگر فانتوم تیمسار محمد عتیقه چی که خوشبختانه در قید حیات هستند فراموش نکنید بمبری که شکارچی اسمان شد
خداروشکر نیرو هوایی پرازاین نوابغ و شیرمردان بوده و هست دوران و خلعتبری وبراتپور و…..
اگه الان اینجا هستم از سر لطف خدا و جگرشیر این مردان هست
جلیل پور رضایی و محمد عتیقه چی و داریوش خاکنگار و بهمن فرقانی و ……
خلبانان گردان یازدهم شکاری فراموش نکنید تیمسار فریدون ذوالفقاری و بهرام ایکانی که توسط داخلی ها به شهادت رسید شعار گردان شناسایی تنها نترس بی سلاح در اعماق مرزهای دشمن
فریدون ذوالفقاری باید الگو جوانان باشد
نه کسی که این روزها تشابه فامیلی دارد و نقطه مقابل فریدون ایران هست(برای جناب نبوی این نوشتم)
نیروی هوایی خلبانان بزرگ زیادی داشته است که جایگاه تک تک آنها محترم است، اما تنها کسیکه در بین تمام خلبانان بزرگ نیروی هوایی موفق به انهدام پل اروند گردید، زنده یاد پهلوان محمود اسکندری بود، همچنین عملیات بغداد که یکی از خطرناکترین عملیات های تاریخ جنگ ایران و عراق بود که موفق شد فانتوم آسیب دیده را به داخل کشور رسانده و فرود بیاورد و این دومین فرود او با هواپیمای آسیب دیده و بدون ایجکت بود، بمباران برج تقطیر پالایشگاه کرکوک در شرایطی حساس از جنگ، بازگرداندن فانتوم آسیب دیده در عملیات حمله به الولید از سوریه از دیگر اقدامات برجسته پهلوان محمود اسکندری بود، البته در عملیات حمله به الولید نیز خودش از لیدرهای عملیات بود، دوستان و همرزمانش در نیروی هوایی او را پهلوان خطاب می کردند.