۱۰ مورد از عجیبترین بالگردهای نظامی که تاکنون ساخته شدهاند، نشاندهندهی تلاشهای نوآورانه و گاهی نامتعارف مهندسان برای پاسخ به نیازهای متغیر میدانهای نبرد هستند. این بالگردها از مدلهای عظیمالجثه با دو روتور غولآسا گرفته تا نمونههای منحصر به فرد با چهار ملخ بزرگ و یا با فناوریهای ترکیبی پیشرفته متغیرند. برخی از آنها به دلیل طراحیهای غیرمعمول و مشکلات فنی وارد خدمت گستردهنشدند، در حالی که مدلهایی برای عملیات ویژه، و سبک ساخته شدند. در مجموع، این ۱۰ بالگرد عجیب، نمایانگر خلاقیت، جسارت و حتی چالشهای مهندسی در تاریخ هوانوردی نظامی هستند که مسیر توسعه فناوریهای آیندهرا هموار کردهاند.
بیت ران – الهام زهره وند: وسایل نقلیه یکی از عناصر حیاتی در هر ارتشی هستند، چرا که میتوانند نقشهای مختلفی را در میدان نبرد ایفا کنند. با این حال، آخرین باری که ارتشی فرض کرد جنگ آینده، شبیه جنگ پیشین خواهد بود، نتیجهاش طراحی و ساخت تانکی غولپیکر با وزن ۸۰ تُن بود که عملاً غیرقابل استفادهبود. از آنجا که ماهیت جنگ هموارهدر حال تغییر است، مهندسان باید بهطور مداوم خودروهای جنگی را متناسب با نیازهای ارتش بازطراحی و بازآفرینی کنند. و گاهی این بازطراحیها از مرز منطق عبور میکند و نهتنها با عقل سلیم، بلکه با اصول زیباییشناسی هم همخوانی ندارند.
بیشتر بدانید: یاک ۱۳۰ ایران؛ پیشرفتهترین جنگنده آموزشی نیروی هوایی کشور
بیشتر بدانید: کامیون اسکانیا ۶۵۰ ؛ تانکبر ارتش آلمان را بشناسید
در کانال آپارات بیت ران ببینید:
ظهور بالگردها نحوهی عملکرد بسیاری از ارتشها را دگرگون کرد. اما با این وجود، نیروهای دفاعی برخی از عجیبترین طراحیهای بالگرد در جهان را به کار گرفتهاند. برای نمونه، بالگرد CH-47 شینوک با بدنه کشیدهاش، نمایی منحصربهفرد دارد—که نتیجه طراحی آن بهمنظور انجام مأموریتهای حملونقل و جستوجو و نجات است. هیچ بالگرد دیگری شبیه شینوک نیست، مگر مدل پیشین آن یعنی پیاستکی H-21 که بهدلیل خمیدگی خاصش، شباهت زیادی به یک موز پرنده، دارد.
با این حال، هر چقدر هم که شینوک و H-21 عجیب به نظر برسند، در مقایسه با عجیبترین بالگردهایی که تاکنون برای ارتشها ساخته شدهاند، آنها کاملاً عادی هستند. این بالگردها تا چه حد میتوانند عجیب باشند؟ تصور کنید بالگردی که همچون یک نردبان تاشو جمع میشود، یا مدلی که پرههایش آنقدر به هم نزدیکاند که به نظر میرسد باید یکدیگر را نابود کنند.
برای درک بهتر اینکه طراحیهای نظامی تا چه اندازه، میتوانند غیرعادی و نامتعارف باشند، به خواندن ادامه دهید.
CH-37 Mojave

حرکت بالگرد بهطور کامل توسط تیغههای چرخان مرکزی آن کنترل میشود. اما بسته به طراحی، گاهی اوقات لازم است که موتور یا موتورها، که وظیفه چرخش این تیغهها را بر عهدهدارند، در بیرون از بدنه اصلی نصب شوند.
Sikorsky CH-37 Mojave نهتنها یکی از بدترین بالگردهای نظامی ساختهشدهبود، بلکه یکی از عجیبترینها نیز به شمار میرفت. این بالگرد حمل بار سنگین برای جابهجایی تجهیزات طراحی شدهبود، و عجایب آن از شیوهی بارگیریاش آغاز میشد. در حالی که بالگرد شینوک از یک رمپ سادهدر عقب استفادهمیکند—که به آن ظاهری شبیه قورباغه کارتونی میدهد—موجاوِه از دریچههایی چرخان در قسمت جلویی بهرهمیبرد که ظاهری بسیار عجیب داشتند. این درها باعث میشدند بالگرد مانند مورچهای بهنظر برسد که در حال باز کردن آروارههایش برای بلعیدن یا بالا آوردن محموله است. البته این طراحی غیرعادی تنها یکی از پیامدهای اهداف عملکردی آن بود.
از آنجا که موجاوه برای حمل بارهای بسیار سنگین ساخته شدهبود، مهندسان با مشکل کمبود فضای داخلی برای نصب موتورها مواجه شدند. بنابراین به جای فدا کردن ظرفیت بار، موتورها را در بیرون بدنه نصب کردند. محفظههای موتوری که روی دو طرف بدنه نصب شدهبودند، ظاهر این بالگرد را شبیه کوسه سرچکشی کردهبود. بسیاری از خلبانان و خدمه این بالگردها نیز همین نظر را داشتند و بیشتر روی این محفظهها چشم میکشیدند. هرچند موجاوه تنها بالگردی نبود که از چنین محفظههایی استفادهمیکرد (مدل آزمایشی Kellett XR-10 هم همین طراحی را داشت)، اما در این مدل بهطور ویژه، بسیار نامتناسب و عجیب به نظر میرسید.
Kaman HH-43 Huskie
بسیاری از بالگردها در نوع قرارگیری پرهها و سیستم پیشران خود شباهتهایی به یکدیگر دارند. اما برخی دیگر نیز از اصول مرسوم فاصله میگیرند. Kaman HH-43 Huskie یکی از همین نمونههاست؛ بالگردی که به لطف سیستم روتور هممحور (intermeshing rotor system)، ظاهری منحصربهفرد و غیرعادی دارد.
در این بالگرد، بهجای استفادهاز یک ملخ اصلی و یک ملخ دم برای حفظ تعادل، از دو مجموعه پرهی بزرگ استفادهشدهاست که در خلاف جهت یکدیگر و به شکلی در هم تنیدهمیچرخند. این سیستم روتور هممحور در نگاهِ اول به شکلی است که به نظر میرسد هر لحظه این تیغهها با هم برخورد میکنند و متلاشی میشوند، اما در عمل، این طراحی کارآمد و ایمن بود.
Huskie در دهه ۱۹۵۰ میلادی ساخته شد و یکی از معدود بالگردهایی بود که بهصورت ویژه، برای عملیات نجات و مقابله با آتش در پایگاههای هوایی ایالات متحده طراحی شدهبود. این بالگرد به دلیل توانایی برخاست و فرود در فضاهای محدود و قدرت مانور بالای خود در شرایط سخت، در نوع خود منحصربهفرد بود.
یکی دیگر از نکات جالب در مورد این بالگرد، شکل ظاهری آن بود. کابین بزرگ و جعبهمانند به همراهِ ارابههای فرود ساده و بدون پوشش، ظاهر Huskie را شبیه به اسباببازیهای فلزی دهه ۵۰ و ۶۰ کرده بود. با این حال، عملکرد این بالگرد فراتر از ظاهر سادهاش بود و در مأموریتهای آتشنشانی و نجات، بهخوبی کارایی خود را نشان میداد.
نکته عجیب دیگر در طراحی Huskie این بود که به دلیل شکل و محل قرارگیری روتورهایش، پرواز آن در نگاهِ ناظران بیرونی، حالتی ناپایدار و خطرناک به نظر میرسید، در حالیکه در واقع یکی از ایمنترین سیستمهای بالگردی در زمان خود را داشت. این بالگرد نیز نمونهای دیگر از طراحیهای غیرمتعارف اما کارآمد بود که در ارتش ایالات متحده، بهکار گرفته شد.
Hiller YH-32 Hornet

در میان تمام طرحهای عجیب و غریب تاریخ بالگردهای نظامی، شاید هیچ مدلی به اندازهی Hiller YH-32 Hornet غیرمتعارف و دور از ذهن نباشد. این بالگرد آزمایشی در دهه ۱۹۵۰ میلادی ساخته شد و در نگاهِ اول شبیه به یک پروژهی دانشجویی در کلاس مهندسی هوافضا به نظر میرسید.
در طراحی این بالگرد، بهجای استفادهاز یک موتور در بدنه اصلی و انتقال نیرو به تیغهها، ایدهای بسیار نامعمول به کار گرفته شد: نصب موتورهای کوچک جت انبساطی (tip jet) در انتهای هر یک از پرههای روتور. این یعنی در نوک هر تیغه، یک موتور کوچک جت نصب شدهبود که با ایجاد نیروی پیشران، تیغهها را میچرخاند. در نتیجه، این بالگرد نیازی به ملخ دم نداشت، چرا که برخلاف بالگردهای معمولی، گشتاور ناشی از موتور مرکزی در اینجا وجود نداشت که بخواهد بدنه را به چرخش درآورد.
بیشتر بدانید: میگ-۲۹ ایران و هر آنچه درباره آن باید بدانید؛ ایران چند جنگنده میگ ۲۹ دارد؟
بیشتر بدانید: پهپاد جنگی پنهانکار سوپر رافال رونمایی شد؛ آشنایی با پهپاد هم پرواز وفادار رافال F5
در عمل، این ایده، هرچند از نظر مفهومی جالب و پیشرو به نظر میرسید، اما در اجرا مشکلات فراوانی داشت. YH-32 به دلیل استفادهاز موتورهای جت در انتهای تیغهها، صدای بسیار بلند و آزاردهندهای تولید میکرد که آن را برای عملیات مخفی و استتار در میدان نبرد عملاً بیفایدهمیکرد. افزونبر آن، مصرف سوخت در این بالگرد به شدت بالا بود و برد عملیاتی آن بسیار محدود میشد.
از لحاظ ظاهری نیز Hornet شبیه به یک صندلی پرنده بود. کابین بسیار سادهو بدون حفاظ، بدنه باریک و سبک و ارابه فرود ابتدایی، ظاهری ناپایدار و شکننده، به آن میداد. با وجود تمام این نواقص، این بالگرد نمونهای جسورانه از خلاقیت مهندسان نظامی در آن دوران بود که در تلاش برای یافتن راهحلهای جدید برای مشکلات همیشگی بالگردهای کلاسیک بودند.
در نهایت، Hiller YH-32 Hornet هرگز وارد تولید انبوهنشد و تنها در قالب چند نمونه آزمایشی باقی ماند. اما همین طراحی جسورانه، نام آن را در فهرست عجیبترین بالگردهای نظامی تاریخ ثبت کرد.
Hughes XH-17

در میان فهرست بالگردهای عجیب نظامی، شاید هیچ پرندهای به اندازهی Hughes XH-17 عظیم، نامتعارف و شگفتانگیز نباشد. این بالگرد که در اوایل دهه ۱۹۵۰ میلادی توسط شرکت Hughes Aircraft طراحی و ساخته شد، عنوان «بزرگترین روتور در تاریخ بالگردها» را به خود اختصاص دادهبود.
قطر روتور اصلی این بالگرد بیش از ۳۹ متر بود — رقمی که حتی در مقایسه با مدرنترین بالگردهای امروزی نیز شگفتانگیز به نظر میرسد. این روتور غولآسا که به چهار تیغه عظیمالجثه مجهز بود، میتوانست وزن بسیار زیادی را از زمین بلند کند. XH-17 در اصل بهعنوان یک بالگرد حمل بار فوق سنگین برای ارتش ایالات متحده طراحی شدهبود و هدف آن، جابهجایی تجهیزات سنگین و حجیم در مناطق صعبالعبور و بدون باند فرود بود.
اما آنچه این بالگرد را در فهرست عجیبترینها قرار میدهد، نه فقط اندازهاش، بلکه نحوهی تأمین نیروی چرخش روتورها بود. در طراحی XH-17، بهجای استفادهاز یک موتور مرکزی و انتقال گشتاور به روتور، از دو موتور جت مستقل بهرهگرفته شدهبود که در نوک هر تیغه نصب شدهبودند و با خروج گاز داغ، مستقیماً تیغهها را به گردش درمیآوردند. به بیان دیگر، این بالگرد نوعی سیستم tip jet در ابعادی بسیار بزرگتر از حد معمول داشت.
بیشتر بدانید: مرسدس بنز و قدرتنمایی در حوزه نظامی: معرفی کامیون سنگین ۶×۶ با موتور ۱۲.۸ لیتری
این شیوه، گرچه در تئوری امکان جابهجایی بارهای سنگین را فراهم میکرد، در عمل با مشکلات فراوانی روبهرو شد. مصرف سوخت در XH-17 به شدت بالا بود و میزان صدای تولیدی آن چنان زیاد بود که در شعاع چند کیلومتری شنیدهمیشد. افزونبر این، وزن سنگین و ابعاد غیرعادی روتورها، موجب محدودیتهای فنی متعددی در سرعت، پایداری و مانورپذیری پرندهمیشد.
از نظر ظاهری، XH-17 شبیه یک وسیله پرندهی علمی-تخیلی به نظر میرسید؛ بدنهای کوتاه و جمعوجور با ارابه فرود ساده و یک روتور بینهایت بزرگ و غیرمتعارف. در مجموع، تنها یک نمونه آزمایشی از این بالگرد ساخته و پرواز کرد که آن هم در نهایت به دلیل نواقص فنی، مصرف بالای سوخت و صدای آزاردهنده، از رده خارج شد.
با وجود ناکامی در رسیدن به تولید انبوه، Hughes XH-17 تا به امروز یکی از نمادهای جسارت و خلاقیت مهندسان صنعت هوانوردی در طراحی وسایل پرندهی سنگین به شمار میرود.
Mil V-12
اگر قرار باشد بزرگترین و سنگینترین بالگردی که تاکنون در جهان ساخته شدهرا نام ببریم، بدون شک باید به Mil V-12 اشارهکنیم. پرندهای عظیمالجثه که در دهه ۱۹۶۰ میلادی در اتحاد جماهیر شوروی سابق طراحی و ساخته شد. این بالگرد که نام دیگر آن Mi-12 است، رکورددار بزرگترین بالگرد ساختهشده، در تاریخ هوانوردی جهان به شمار میرود.
ابعاد این بالگرد فراتر از تصور بود؛ طول آن بیش از ۳۷ متر و ارتفاعش بالغ بر ۱۲ متر بود و میتوانست تا ۱۰۵ تُن بار را در یک پرواز جابهجا کند. آنچه V-12 را در فهرست عجیبترین بالگردهای نظامی قرار میدهد، نه فقط اندازهو ظرفیت بار آن، بلکه طراحی غیرمعمول و منحصربهفرد سیستم پیشرانش است.
در این بالگرد، بهجای استفادهاز یک یا دو روتور هممحور یا متوالی، از دو روتور غولپیکر در دو انتهای بالهایی ثابت بهرهگرفته شدهبود. این روتورها که هر یک ۳۵ متر قطر داشتند، بهصورت متقابل و در جهت مخالف یکدیگر میچرخیدند. در عمل، این طراحی شبیه یک هواپیمای باربری با بال ثابت بود که در دو سوی آن بهجای موتور جت، دو روتور عظیم نصب شدهاست.
بیشتر بدانید: هلیکوپتر کاوازاکی در چند مدل و با چه ویژگیهایی تولید میشود؟
هر یک از این روتورها توسط دو موتور توربوشفت مستقل تغذیه میشد که در مجموع چهار موتور نیروی محرکه این بالگرد را تأمین میکردند. از لحاظ ظاهری، Mil V-12 ترکیبی از یک بالگرد و یک هواپیمای ترابری بود؛ بدنهای پهن و کشیده، کابین دوقلو در دماغه و بالهایی بلند که روتورهای عظیم را در دو طرف نگه میداشتند.
در زمان خود، V-12 توانست چندین رکورد جهانی را به نام خود ثبت کند. از جمله بلند کردن ۴۴,۲۰۵ کیلوگرم بار به ارتفاع ۲,۲۵۵ متری در یک پرواز — رکوردی که تا به امروز هم دستنخورده باقی ماندهاست.
با وجود موفقیتهای فنی و ثبت رکوردهای بینظیر، پروژهی Mil V-12 به دلیل مشکلات اقتصادی و تغییر استراتژی نظامی شوروی، هیچگاه وارد تولید انبوه، نشد. در مجموع تنها دو نمونه از این بالگرد ساخته شد که یکی از آنها در موزهی هوانوردی Monino در نزدیکی مسکو نگهداری میشود.
Mil V-12 بدون تردید یکی از عجیبترین و در عین حال تحسینبرانگیزترین دستاوردهای تاریخ بالگردسازی است؛ پرندهای غولآسا که مرزهای مهندسی هوافضا را در زمان خود جابهجا کرد.
Focke-Wulf FW 61
هرگاه سخن از بالگردهای نظامی عجیب به میان میآید، نباید از یکی از نخستین نمونههای عملیاتی در تاریخ هوانوردی جهان غافل شد: Focke-Wulf FW 61. این بالگرد آلمانی که در سال ۱۹۳۶ میلادی ساخته شد، بهعنوان نخستین بالگرد واقعاً قابلاعتماد و کاربردی جهان شناخته میشود. پرندهای که در زمان خود نهتنها شگفتانگیز، بلکه انقلابی در صنعت هوانوردی به شمار میرفت.
FW 61 برخلاف بسیاری از بالگردهای امروزی که از یک روتور اصلی و یک ملخ دم برای کنترل گشتاور بهرهمیبرند، از دو روتور متقابل استفادهمیکرد که در دو طرف بدنه، روی بازوهایی ثابت نصب شدهبودند. این روتورها در جهت مخالف یکدیگر میچرخیدند و بدین ترتیب، نیاز به ملخ دم برای خنثی کردن گشتاور حذف میشد.
از لحاظ ظاهری، Focke-Wulf FW 61 بسیار شبیه به یک هواپیمای کوچک بود که در دو سوی آن بهجای بال، روتورهایی قرار گرفته بود. بدنهی آن شباهت زیادی به یک هواپیمای ملخی کلاسیک داشت و پیشرانه اصلی نیز در قسمت دماغه قرار داشت. این موتور با کمک سیستم انتقال نیرو، گشتاور لازم برای چرخش روتورها را فراهم میکرد.
بیشتر بدانید: اف ۱۴ ایران و همه چیز درباره آن؛ تام کتهای ایرانی کجای کارند؟
بیشتر بدانید: ناو پهپادبر شهید باقری چه مشخصاتی دارد؟ + آخرین تصویر منتشر شده
در کانال آپارات بیت ران ببینید:
این بالگرد در زمان خود رکوردهای متعددی را به نام خود ثبت کرد. از جمله صعود به ارتفاع ۳,۴۲۷ متری و پرواز در مسافتی معادل ۸۰ کیلومتر در یک مأموریت آزمایشی — ارقامی که در دهه ۱۹۳۰ میلادی دستاوردی بیسابقه محسوب میشد.
یکی از نکات جالب تاریخچه FW 61، پروازهای نمایشی آن در سالنهای سرپوشیدهبود. در یکی از این نمایشها، خلبان مشهور آلمانی، Hanna Reitsch، این بالگرد را در داخل سالن ورزشی برلین به پرواز درآورد و قدرت مانور و ایمنی آن را در فضایی محدود به نمایش گذاشت. این پرواز نمایشی در آن دوران بازتاب گستردهای در رسانههای جهان داشت.
Focke-Wulf FW 61 هرگز به تولید انبوه نرسید و وارد خدمت نظامی رسمی نشد. اما بهعنوان پیشگام فناوری بالگردها و پدر نسلهای بعدی هلیکوپترها در تاریخ هوانوردی ثبت شدهاست. طراحی جسورانه و نوآورانه آن زمینهساز توسعه بسیاری از فناوریهای مدرن در صنعت بالگردسازی شد.
De Bothezat Flying Octopus
در تاریخ هوانوردی، برخی طرحها آنقدر عجیب و پیشرو بودهاند که بیشتر شبیه به دستگاهی از دل داستانهای علمی-تخیلی به نظر میرسند تا یک پرندهی واقعی. یکی از همین نمونهها، De Bothezat Flying Octopus است. بالگردی عظیمالجثه و خارقالعاده که در سال ۱۹۲۳ میلادی توسط مهندس رومانیاییتبار George de Bothezat و به سفارش نیروی هوایی ایالات متحده، طراحی و ساخته شد.
این بالگرد نخستین هلیکوپتر چندملخه عملیاتی آمریکا محسوب میشود. به دلیل ظاهر عجیب و غیرمتعارفش به نام Flying Octopus یا «اختاپوس پرنده» شهرت یافت. دلیل این نامگذاری هم وجود چهار روتور غولآسا در چهارگوشه یک سازهی فلزی مربعی شکل بود که در مجموع، شبیه به جانوری دریایی با بازوان متحرک به نظر میرسید.
De Bothezat از یک موتور مرکزی قدرتمند بهرهمیبرد که از طریق سیستم انتقال نیرو، گشتاور لازم را به چهار ملخ بزرگ منتقل میکرد. این ملخها که هر یک در گوشهای از بدنه نصب شدهبودند، به صورت جفتی در خلاف جهت یکدیگر میچرخیدند و نیروی برآر را برای برخاست و شناوری در هوا فراهم میکردند. در مرکز این سازهی مربعی نیز کابین خلبان قرار داشت که بیشتر شبیه به یک سکو در میان انبوهی از سازههای فلزی بود.
بیشتر بدانید: کارخانه هلیکوپترسازی بل و داستان راهاندازی خط تولید آن در ایران
بیشتر بدانید: هلیکوپتر کاوازاکی در چند مدل و با چه ویژگیهایی تولید میشود؟
در کانال آپارات بیت ران ببینید:
از لحاظ عملکرد، این بالگرد در نوع خود موفق بود و توانست در آزمایشهای اولیه، تا ارتفاع ۵ متر از سطح زمین اوج بگیرد. و به مدت دو دقیقه در هوا معلق بماند — دستاوردی بسیار مهم در دورانی که پرواز عمود بالگردها هنوز در مراحل اولیه توسعه قرار داشت. با این حال، مشکلات متعدد فنی، لرزشهای شدید، مصرف بالای سوخت و دشواری در کنترل پرواز، سبب شد که پروژهی Flying Octopus پس از انجام چند پرواز آزمایشی، متوقف شود.
گرچه De Bothezat Flying Octopus هرگز به تولید انبوه، یا خدمت عملیاتی نرسید، اما بهعنوان یکی از نخستین تلاشهای جدی در عرصه بالگردهای سنگین و چندملخه در تاریخ ثبت شدهاست. این پرندهی عجیب با ظاهر شگفتآورش، نمونهای از جسارت و نوآوری مهندسان هوانوردی در اوایل قرن بیستم بود که مسیر را برای پیشرفتهای بعدی در فناوری بالگردها هموار کرد.
Piasecki X-49 Speedhawk
در فهرست بالگردهای نظامی غیرمتعارف، Piasecki X-49 Speedhawk نمونهای از تلاشهای جسورانه و آیندهنگرانه برای افزایش سرعت، کارایی و عملکرد بالگردهای تاکتیکی است. این پرنده، در اوایل دهه ۲۰۰۰ میلادی بهعنوان یک پروژهی آزمایشی توسط شرکت Piasecki Aircraft و با همکاری نیروی دریایی ایالات متحده طراحی شد. Piasecki X-49 Speedhawk به عنوانِترکیبی از فناوریهای نوآورانه و بدنه یک بالگرد شناختهشدهبود.
در حقیقت، X-49 نسخه ارتقاءیافته و پیشرفتهای از بالگرد Sikorsky YSH-60F Seahawk محسوب میشد که با افزودن یک سیستم ملخ فشاردهنده (vectored thrust ducted propeller) در قسمت انتهایی بدنه و استفادهاز سیستم تثبیتکنندهی پیشرفته در انتهای روتور اصلی، به یک بالگرد ترکیبی (Compound Helicopter) تبدیل شدهبود.
از لحاظ ظاهری، X-49 Speedhawk بسیار شبیه به نسخه استاندارد Seahawk بود، با این تفاوت که در انتهای بدنه آن، یک ملخ محوری درون یک کانال دایرهای شکل قرار داشت. این ملخ وظیفهی تولید نیروی پیشران اضافی را بر عهدهداشت. این سیستم باعث میشد سرعت کروز این بالگرد به میزان قابلتوجهی افزایش یابد. و همزمان، کنترل و پایداری آن در سرعتهای بالا حفظ شود.
بیشتر بدانید: پهپاد رادارگریز ترکیه در حال توسعه؛ پهپاد آنکا-III در مسیر تولید انبوه
بیشتر بدانید: مهمترین پهپادهای جهان را بشناسید
در کانال آپارات بیت ران ببینید:
افزونبر این، برای بهبود آیرودینامیک و افزایش برد و بهرهوری، سطوح کنترلی و بالچههای افقی در طرفین بدنه نصب شدهبود. این ساختار باعث میشد در پروازهای افقی و سرعت بالا، بخشی از نیروی برآر مورد نیاز توسط این سطوح تأمین شود و فشار از روی روتور اصلی کاهش یابد.
Piasecki X-49 در پروازهای آزمایشی خود عملکرد موفقی از خود نشان داد. و توانست به سرعتهای بالاتر از بالگردهای متعارف همردهبرسد. این پروژه، در واقع بخشی از برنامه کلان ارتش ایالات متحده، موسوم به Future Vertical Lift (FVL) محسوب میشد که بهدنبال توسعه نسل بعدی بالگردهای پرسرعت و چندمنظورهبود.
با این حال، به دلیل تغییر اولویتها در بودجه نظامی و تمرکز بر پروژههای جایگزین، X-49 هیچگاه، به تولید انبوه نرسید. اما تجربیات فنی حاصل از این طرح، در توسعه نسلهای بعدی بالگردهای ترکیبی و سریعالسیر، از جمله Sikorsky–Boeing SB-1 Defiant و Bell V-280 Valor به کار گرفته شد.
در مجموع، Piasecki X-49 Speedhawk را میتوان یکی از جسورانهترین تلاشهای قرن بیست و یکم در راستای ارتقای سرعت و تواناییهای پروازی بالگردهای نظامی دانست. طرحی که هرچند در مرحله آزمایشی متوقف شد، اما مسیر را برای فناوریهای آینده، هموار کرد.
Curtiss-Wright VZ-7
بالگرد Curtiss-Wright VZ-7 نمونهای منحصربهفرد از تلاشهای دوران جنگ سرد برای طراحی وسایل نقلیه عمودپرواز کوچک و قابلمانور بود. این پرنده، در اوایل دهه ۱۹۵۰ میلادی توسط شرکت Curtiss-Wright ساخته شد. بهعنوان یک بالگرد آزمایشی سبک و کمحجم توسعه یافته بود که هدف اصلی آن بررسی مفاهیم نوین پرواز عمودپرواز و استفادهدر ماموریتهای تاکتیکی و پشتیبانی نزدیک بود.
ویژگی برجسته VZ-7 در طراحی ساده، و تقریباً نامعمول آن نهفته بود. این بالگرد دارای چهار ملخ جداگانه بود که به صورت جفتهای متقابل در اطراف بدنه نصب شدهبودند. این ملخها به شکلی طراحی شدهبودند که بتوانند تعادل و کنترل بالگرد را بدون استفادهاز ملخ دم و سیستم پیچیدهی انتقال نیرو فراهم کنند. بدنه آن نیز بسیار کوچک و سبک ساخته شدهبود تا امکانِ پرواز سریع و مانورپذیری بالا فراهم شود.
از لحاظ ظاهری، VZ-7 بیشتر شبیه به یک پهپاد امروزی یا یک اسکوتر پرنده بود تا یک بالگرد سنتی. کابین خلبان بسیار کوچک و جمعوجور طراحی شدهبود. کنترلها نیز ساده، و مینیمالیستی بودند. هدف از این طراحی، دستیابی به وسیلهای بود که بتواند در فضاهای بسیار محدود پرواز کند و به سرعت به نقاط مختلف میدان نبرد یا مناطق دشوار دسترسی پیدا کند.
با این حال، با وجود ایدههای نوآورانه و طراحی جسورانه، Curtiss-Wright VZ-7 با مشکلات عملیاتی متعددی مواجه شد. کنترل دقیق ملخهای متعدد و پایداری در پرواز در سرعتهای پایین به چالش کشیدهشد. همچنین محدودیتهای عملکردی این بالگرد باعث شد تا پروژه، به عنوان یک نمونهی آزمایشی باقی بماند و وارد تولید انبوه، یا خدمت نظامی نشود.
امروزه، VZ-7 به عنوان یکی از نمونههای اولیه و تجربی در توسعه فناوریهای پرواز عمودپرواز شناخته میشود. و نقش مهمی در پیشرفتهای بعدی در زمینه وسایل پروازی عمودپرواز و پهپادهای مدرن ایفا کردهاست.
بیشتر بدانید: موتور برتر هواپیمای نظامی ؛ بررسی ۵ موتور انقلابی
بیشتر بدانید: با انواع بال هواپیما آشنا شوید
در کانال آپارات بیت ران ببینید:
Dornier Do 32
بالگرد Dornier Do 32 یکی از نمونههای بسیار کمحجم و مینیمالیستی در تاریخ هوانوردی نظامی است که در دهه ۱۹۶۰ توسط شرکت آلمانی Dornier طراحی و ساخته شد. این بالگرد کوچک بیشتر به عنوان یک وسیله نقلیه تکنفره، برای نیروی زمینی طراحی شدهبود. این پروژه، هدف داشت تا پروازی ساده، سبک و مقرونبهصرفه را برای انتقال سریع سربازان یا انجام عملیات شناسایی فراهم کند.
ویژگی برجسته Do 32 موتور روتور جمعشونده، و طراحی ساده ی آن بود که امکان حمل آسان و حتی پرتاب بالگرد را در میدانهای جنگ فراهم میکرد. این بالگرد با داشتن یک روتور اصلی بزرگ و بدون ملخ دم، از سیستم کنترل سادهای بهرهمیبرد که به خلبان اجازهمیداد به سرعت و به راحتی پرواز کند. برخلاف بالگردهای سنگین و پیچیده، Do 32 از وزن بسیار کمی برخوردار بود. در برخی نسخهها، موتور پیشران تنها برای دوران اولیه روتور به کار میرفت و پس از آن بالگرد به صورت گلایدر در پرواز باقی میماند.
به علت اندازه کوچک و کاربری محدود، Dornier Do 32 در عملیات نظامی نقشهای تخصصی مانند حمل و نقل تکنفره، شناسایی سریع و یا ارسال پیام و تجهیزات سبک را برعهدهداشت. همچنین، این بالگرد بهدلیل سادگی طراحی، هزینههای نگهداری و عملیاتی پایینی داشت که در آن دوران نقطه قوت بزرگی محسوب میشد.
با این وجود، محدودیتهایی مانند برد کوتاهِ پروازی، توانایی حمل بار بسیار کم و حساسیت بالا نسبت به شرایط جوی باعث شد که Do 32 هرگز بهطور گسترده، وارد خدمت نظامی نشود و بیشتر به عنوان یک پروژهی تحقیقاتی و آزمایشی باقی بماند.
در مجموع، Dornier Do 32 نمونهای جالب و متفاوت از تلاشهای مهندسی برای ساخت بالگردهای سبک و کارآمد در دوران جنگ سرد است که در تاریخ بالگردهای نظامی جایگاهِ ویژهای دارد.









