یکی از خلبانان بزرگ و فراموششده ایران، خلبان سیروس باهری است. متولد ۱۳۲۸ در ارومیه. باهری دورههای تخصصی پرواز را در آمریکا گذراند و پس از بازگشت به ایران، بهعنوان خلبان اف-۴ انتخاب شد و در سال ۱۳۵۸ به درجه سروانی رسید. وی در پایگاه شکاری همدان خدمت میکرد که جنگ آغاز شد.
بیتران، علی غفوری: در روزهای نخست جنگ، خلبان سیروس باهری نقشی بسیار مؤثر در پایگاه ایفا کرد و حتی گاهی پس از ساعات اداری، به اشکال مختلف به مردم مناطق جنگزده کمک میکرد. چند هفته از آغاز جنگ گذشتهبود که هواپیماهای عراقی بمبارانی سنگین علیه کرمانشاه انجام دادند و دهها نفر از مردم بیدفاع را شهید کردند. خلبان سیروس باهری بیدرنگ برای کمک به آتشنشانی و نیروهای شهری جهت آواربرداری به محل بمبارانها رفت. در حین کمک و درآوردن جنازه کودکی از زیر خرابهها، زنی مسن و آسیبدیده به او نزدیک شد و با دیدن لباس خلبانیاش گفت: «اینجا چه میکنی؟ کار تو این نیست. نگذار هواپیماهای دشمن داخل کشور بیایند.» خلبان سیروس باهری اگرچه در ابتدا از این تذکر دلگیر شد، اما با خود عهد بست تا آنجا که میتواند در پروازهای سخت و متعدد داوطلب شود.
نبرد تکنفره با دستهای از دشمن
چند روز بعد، او در حالت آمادهباش (آلرت) بود که افسر رادار، هدفی را در غرب کشور اعلام کرد. با تغییر مسیر به سمت شمال غرب، رادار هشدار داد که دسته دشمن پرتعداد است. باهری با یادآوری چهره کودکان کشته شده و خانههای ویران شده، بلافاصله اعلام آمادگی کرد.
کابین عقب هشدار داد که تعداد هواپیماهای دشمن ۵ یا ۶ فروند است. دسته عراقی با دیدن فانتوم باهری که با سرعتی بسیار بالا به آنها نزدیک میشد، از هم پراکنده شدند تا او را در موقعیت ضعیفتری قرار دهند. اما باهری با یک چرخش سنگین، درست پشت سر دو فروند از آنها قرار گرفت و سعی کرد موشکهای راداری «اسپارو» را روی هواپیماهای دشمن قفل کند، اما آنها موفق شدند قفلهای راداری را پیدرپی بشکنند.
خلبان سیروس باهری که مجهز به دو موشک «سایدوایندر» نیز بود، با رسیدن به عقبترین هواپیمای عراقی، موشک را شلیک کرد و به دلیل فاصله بسیار اندک، میگ دشمن بلافاصله منهدم شد. در حالی که کابین عقب مدام هشدار میداد هواپیماهای سوم و چهارم دشمن در تعقیب آنها هستند، باهری با حرکات زیگزاگ مانع قفل راداری میشد و در همان حال، موشک دوم خود را روی شماره دو عراقیها قفل و شلیک کرد و جنگنده دوم را نیز نابود ساخت.
بیشتر بدانید: سخنگوی ارتش اعلام کرد: ایران جنگنده نسل پنج و آواکس می خرد
شماره ۳ دشمن با شیرجه به سمت خلبان سیروس باهری، موشکی شلیک کرد که او با یک گردش حسابشده، موشک را جا گذاشت. سپس با کاهش سرعت و افزایش ارتفاع، شماره ۳ دشمن را در وضعیت ضعیفی قرار داد و با باز شدن دریچههای آتش فانتوم، صدها گلوله را به سمت او روانه کرد. در همین لحظه فریاد کابین عقب بلند شد: «موشک! موشک!». دو موشک از سمت دو میگ باقیمانده به سرعت به سمت آنها میآمد. باهری با یک گردش سنگین به راست، موشک اول را جا گذاشت، اما موشک دوم با چرخش به سمت فانتوم، اگرچه نتوانست مستقیماً به بدنه بکوبد، اما در نزدیکی آن منفجر شد و شدت انفجار، صدها ترکش را به داخل موتور، بدنه و زیر بال، در کنار موشکهای باقیمانده پرتاب کرد.
خلبان سیروس باهری آماده ادامه درگیری بود، اما دسته عراقی به دلیل کمبود سوخت و برای همراهی با سومین شکاری خود که آسیب دیده بود، سرعت را کم کرده و در نهایت از مرز خارج شدند.
مأموریت جسورانه خلبان سیروس باهری در پالایشگاه الدوره
از سال ۶۰، باهری به پایگاه نهم شکاری بندرعباس منتقل شد. اما همچنان بهصورت داوطلبانه به غرب و جنوب غرب میرفت تا در عملیاتها شرکت کند. یکی از این مأموریتها در ۱۱ مرداد ۱۳۶۰ بود که به همراه یک دسته دوتای همدان، مأموریت زدنی پالایشگاه «دوره» را بر عهدهگرفتند.
سه فانتوم با عبور از شمال ایلام به سمت جنوب بغداد حرکت کردند و با پدافندهای شدید پایگاه الرشید و رینگ پدافندی جنوب بغداد مواجه شدند. لیدر دسته دستور تغییر مسیر داد، اما باهری اعلام کرد: «من همان مسیر اولیه را ادامه میدهم.» لیدر تأکید کرد: «شدت آتش زیاد است، خودت میدانی!»
در حالی که شماره ۲ و ۳ قصد داشتند از کنار پالایشگاه بمباران را انجام دهند، خلبان سیروس باهری درست به میان پالایشگاه شیرجه رفت. او دیوارهای آتش را یکی پس از دیگری پشت سر گذاشت و در حالی که حجم آتش پدافند به شدت روی آنها متمرکز شده بود، بمبها را به داخل پالایشگاه ریخت و با یک پسسوز از آنجا بیرون آمد.
بیشتر بدانید: عملیات اشباح زاگرس؛ داستان عجیب درگیری فانتوم های ایران با جنگندههای آمریکایی
با خروج از رینگ پدافندهای جنوب شرقی بغداد، صدای برخورد گلولهها به بدنه فانتوم قطع شد، اما هشدار کابین عقب بلند شد: رادارها از کار افتاده و باکهای سوخت آسیب دیده بودند. باهری که میدانست کابین عقب، ستوان دوم جوانی است که تازه آموزشهای هوایی را به پایان رسانده، برای آرام کردن او به آرامی گفت: «مشکلی نیست، بهزودی در آسمان ایران سوختگیری میکنیم.»
شماره یک و دو که بمبهای خود را ریخته بودند، از کنار او گذشتند و در حالی که بنزین از تمام نقاط هواپیمای باهری میریخت، به او توصیه کردند که به مسیرش ادامه دهد. در مرز، تانکر سوخت منتظر آنها بود و آن روز هم به خیر گذشت.
نبرد با ۱۵ هواپیما؛ جسارتی فراتر از دستورات
در سال ۶۴، خلبان سیروس باهری در یک عملیات خیرهکننده، بهتنهایی به جنگ ۱۵ هواپیمای دشمن رفت که قصد بمباران کرمانشاه را داشتند. او در این مأموریت، به توصیه رادارمن عمل نکرد. چراکه میدانست این هواپیماها برای ضربه زدن به شهر میآیند و بهداوطلبانه خود را به میان آنها انداخت.
۴ میراژ که مأموریت محافظت از دسته بمبافکنها را داشتند، مستقیم به سمت باهری حمله کردند. او سعی کرد موشکهای «اسپارو» را روی آنها قفل کند، اما آنها موفق به شکستن قفلها شدند. رادارمن با نگرانی هشدار داد: «گردش ۹۰ درجه کن، شانسی نداری. زود از آنجا بیا بیرون!» اما باهری تسلیم نشد.
موشکهای میراژها به سمت او شلیک شد، اما باهری با مانورهای سریع، آنها را جا گذاشت. در نهایت، بمبافکنهای عراقی به دستور لیدرهایشان مجبور شدند به سمت عراق بازگردند. در این نبرد، خلبان سیروس باهری و کمکخلبانش، ابوالفضل باقریپناه، در برابر حملات میراژهای جدید عراقی که برتری الکترونیکی داشتند، مقاومت کردند. هرچند یکی از موشکها در نزدیکی او منفجر شد و مسلسل دشمن او را هدف قرار داد، اما باهری آسیب ندید و دشمن به دلیل کمبود سوخت، مجبور به بازگشت شد.
عملیات تلافیجویانه در قلب بغداد
شهریور ۱۳۶۶، باهری بهعنوان مدیر عملیات معاونت ستاد منصوب شد، اما قلب او همیشه با همدان میتپید. در اسفند همان سال، حملات عراق به شهرها و بهویژه تهران به اوج رسید و ستاد کل دستور داد تا به هر قیمتی به بغداد حمله شود.
در ظهر یکی از روزهای اسفند ۶۶، نامهای محرمانه به او رسید که هدف، زدن پالایشگاه «دوره» در بغداد بود. این هدف یکی از سختترین نقاط برای حمله بود؛ چراکه علاوه بر پدافندهای مخوف شهری، سه پایگاه هوایی از آن حفاظت میکردند و هواپیماهای اسکرمبل عراقی ظرف ۵ دقیقه در آسمان ظاهر میشدند. بسیاری از خلبانانی که برای زدن این هدف اعزام شده بودند، یا شهید شده یا به اسارت رفته بودند.
صبح روز بعد، در تاریکی مطلق و در حالی که کسی کنار باند نبود، باهری به همراه یک کمکخلبان و یک افسر فنی، با فانتوم خود به پرواز درآمد. آنها با ارتفاع بسیار پایین و سکوت رادیویی، از لابلای کوهها خود را به جنوب بغداد رساندند تا رادارهای دشمن متوجه حضورشان نشود.
خلبان سیروس باهری با یک شیرجه دقیق، بمبهای خود را به میان پالایشگاه ریخت. اما او به همین اکتفا نکرد و با دیدن تأسیساتی دیگر در شرق بغداد، بمبهای باقیمانده را روی آن ریخت تا بیشترین ضربه را به دشمن بزند. در مسیر بازگشت، چندین «دیوار آتش» و موشکهای پدافندی آنها را تهدید میکردند. باهری با مهارت تمام موشکها را جا گذاشت و با وجود آسیبهای جزئی به بدنه، خود را به همدان رساند. بعدها مشخص شد که آنها موفق شدهاند تأسیسات اتمی عراق را که صدام بهتازی بازسازی کرده بود، هدف قرار دهند.
پایان یک دوران پرشکوه
خلبان سیروس باهری در سال ۱۳۹۰ با ثبت ۳۴۷۹ ساعت پرواز، بازنشسته شد و عنوان یکی از ۳۳ خلبان برتر نیروی هوایی را کسب کرد. متأسفانه این قهرمان بزرگ، بهگونهای بود که بهدنبال شهرت و شرح عملیاتهایش نرفت و به دلیل فروتنیاش، بهجز چند خاطره کوتاه، چیزی از زندگی و دلاوریهای او در دسترس نیست.



