بررسی صورتهای مالی ایران خودرو نشان می دهد کارنامه ششماهه این شرکت در نگاه اول، پر و پیمان است. درآمد عملیاتی به ۳۲۸ هزار میلیارد تومان رسیده، سود ناخالص بیش از ۱۲ برابر شده، شرکت از زیان عملیاتی بیرون آمده و ضرر خالص هم حدود ۴۰ درصد کم شدهاست. اما با نگاه دقیقتر به صورت سود و زیان، بخش بزرگی از این بهبود به فروش خودرو برنمیگردد. به سرفصلهایی برمیگردد که منشأشان در گزارش خیلی روشن نیست.
بیتران، مانی حدادی: بر اساس ایرانخودرو در نیمه نخست سال ۱۴۰۵ حدود ۳۲۸ هزار و ۵۹۲ میلیارد تومان درآمد ثبت کردهاست. رقم مشابه سال قبل ۲۱۲ هزار و ۱۲۴ میلیارد تومان بود. جهش ۵۵ درصدی ظاهراً نشانه رونق است اما در اقتصادی که ۳ عامل نرخ ارز، قیمت قطعات و تورم، مدام قیمت خودرو را بالا میبرند، رشد ریالی درآمد لزوماً به معنای تولید و فروش بیشتر نیست.
طبیعتاً در این صورت مالی مشخص نیست که ایرانخودرو طی این شش ماه چند دستگاه خودرو فروخته و میانگین قیمت فروش چقدر بالا رفته. پس رشد ۵۵ درصدی بیشتر یک پدیده حسابداری است. تا آمار تولید و فروش در کنارش قرار نگیرد، نمیتوان آن را رشد واقعی میدانی دانست.
صورتهای مالی ایران خودرو: سود ناخالص ۱۲ برابر شد اما از پایه تقریباً صفر
سود ناخالص از حدود هزار و ۲۱۷ میلیارد تومان به ۱۴ هزار و ۸۵۳ میلیارد تومان رسیدهاست. دلیل این جهش روشن است. درآمد آبیهای جاده مخصوص ۵۵ درصد رشد کرده و بهای تمامشده ۴۹ درصد. همین ۶ درصد اختلاف، سود ناخالص را بالا بردهاست.
اما وقتی عددی از نزدیک صفر شروع میشود، «چند برابر شدن» خبر خارقالعادهای نیست. حاشیه سود ناخالص امسال حدود ۴٫۵ درصد است. یعنی چی؟ یعنی از هر ۱۰۰ تومان فروش، کمتر از ۵ تومان پس از «کسر بهای تمامشده» میماند. سال قبل این رقم کمتر از ۰.۶۰ درصد بود. بله بهتر شده. اما با این حاشیه سود، یک جهش ناگهانی در قیمت مواد اولیه یا قطعات میتواند همه آن را از بین ببرد.
صورتهای مالی ایران خودرو: چطور سود فروش حتی به هزینههای شرکت نمیرسد؟
هزینههای فروش، اداری و عمومی ایرانخودرو به ۱۹ هزار و ۸۶۴ میلیارد تومان رسیده. یعنی حدود ۵ هزار میلیارد تومان بیشتر از کل سود ناخالص. به زبان ساده، پولی که از فروش خودرو بعد از هزینه تولید میماند، حتی خرج اداره شرکت و شبکه فروش را هم نمیدهد. این هزینهها نسبت به پارسال حدود ۷۵ درصد بالا رفتهاند، یعنی سریعتر و بیشتر از درآمد.
این رشد بهتنهایی ثابت نمیکند که هزینهها غیرضروری بودهاند یا مدیریت مشکل داشته. تورم و تغییر حجم فعالیت هم بیاثر نیستند. اما پرسش جدی سر جایش میماند. چرا شرکتی با این حجم فروش، هنوز از محل فروش خودرو نمیتواند هزینههای جاریاش را بدهد؟
صورتهای مالی ایران خودرو و ماجرای تعیینکننده «سایر درآمدها»
اینجاست که قصه جالب میشود. سایر درآمدها از حدود ۲ هزار و ۳۳۳ میلیارد تومان به بیش از ۱۲ هزار و ۵۵۴ میلیارد تومان رسیده، یعنی بیش از ۵ برابر. به موازات آن «سایر هزینهها» هم بالا رفته و به ۶ هزار و ۶۳۵ میلیارد تومان رسیده، ولی اثر خالص این دو سرفصل همچنان مثبت و حدود ۵ هزار و ۹۱۹ میلیارد تومان است.
حالا حساب و کتابش ساده است. سود ناخالص منهای هزینههای فروش و اداری حدود منفی ۵ هزار میلیارد تومان است. اضافه شدن دو آیتم سایر درآمدها و سایر هزینهها، این منفی را به سود عملیاتی ۹۰۸ میلیارد تومانی تبدیل کردهاست. خلاصه که اگر این قضیه «سایر درآمدها» نبود، ایرانخودرو همچنان زیان عملیاتی داشت.
این اتفاق را نمیتوان غیرقانونی یا غیرعادی تلقی کرد. ثبت چنین درآمدهایی میتواند کاملاً مطابق استانداردهای حسابداری باشد. مشکل اینجاست که در اطلاعات منتشرشده، منشأ آنها معلوم نیست. سود ناشی از فروش دارایی، تسعیر ارز، تغییر در ذخایر یا درآمد جانبی، هر کدام معنای متفاوتی برای آینده شرکت دارند. ولی حرفهایهای علم اقتصاد میگویند اگر یکبارمصرف باشند، نمیشود روی تکرارشان حساب کرد.
بیشتر بدانید: بررسی آمار تولید خودرو در ۶ ماه نخست ۱۴۰۵
از ۱۰ همت زیان تا ۹۰۸ میلیارد سود
سال گذشته ایرانخودرو حدود ۱۰ هزار و ۶۰۹ میلیارد تومان زیان عملیاتی داشت و امسال ۹۰۸ میلیارد تومان سود عملیاتی ثبت کردهاست. این پیشرفت انصافاً چشمگیر است. اما در برابر درآمد ۳۲۸ هزار میلیارد تومانی، حاشیه سود عملیاتی فقط حدود ۰٫۲۸ درصد است. یعنی از هر ۱۰۰ تومان فروش، کمتر از ۰.۳۰ تومان (دقیقاً ۰.۲۸ تومان) سود. چنین حاشیهای هیچ فضایی برای تحمل افزایش هزینه باقی نمیگذارد.
هزینه، ۱۵ برابر سود عملیاتی
اگر قرار باشد یک عدد در این صورت مالی بیشتر از بقیه توجه را جلب کند، هزینه مالی است. این هزینه از حدود ۵ هزار و ۷۵ میلیارد تومان به ۱۳ هزار و ۳۷۶ میلیارد تومان رسیده، یعنی حدود ۱۶۴ درصد افزایش. در همین دوره، کل سود عملیاتی شرکت ۹۰۸ میلیارد تومان بوده است. پس هزینه مالی تقریباً ۱۵ برابر سود عملیاتی است.
این یعنی حتی با بهبود عملیات تولید و فروش، فشار تأمین مالی بخش بزرگی از نتیجه را میبلعد. از این اعداد نمیشود نتیجه گرفت که همه هزینه مالی از وام بانکی ناشی شده، چون این را فقط یادداشتهای توضیحی درباره تسهیلات، نرخها و مانده بدهیها روشن میکند. اما اینکه چرا هزینه تأمین مالی در یک سال بیش از دو برابر شده و برنامهای برای مهارش هست یا نه، پرسشی است که باید پاسخ داده شود.
ضرر و زیان کمتر شد، اما هنوز هست
زیان خالص هم از ۱۳ هزار و ۲۷۰ میلیارد تومان به ۷ هزار و ۹۲۸ میلیارد تومان رسیده، یعنی حدود ۴۰ درصد کاهش. زیان هر سهم هم از ۵۲ ریال به ۳۱ ریال رسیدهاست. این خبر خوبی است، اما کاهش زیان با سودآوری فرق دارد.
بیایید یک دودوتا چهارتا کنیم. اگر سود عملیاتی ۹۰۸ میلیارد تومانی را منهای هزینه مالی ۱۳ هزار و ۳۷۶ میلیارد تومانی کنیم، به زیانی حدود ۱۲ هزار و ۴۶۸ میلیارد تومان میرسیم. اما زیان خالص اعلامشده ۷ هزار و ۹۲۸ میلیارد تومان است. یعنی حدود ۴ هزار و ۵۰۰ میلیارد تومان درآمد یا اثر مثبت دیگر. احتمالاً از اقلام غیرعملیاتی یا شاید هم مالیات، بین این دو عدد نشسته که در اطلاعات در دسترس هیچ توضیحی برایش نیست. سال گذشته هم شکافی مشابه، حدود ۲ هزار و ۴۰۰ میلیارد تومان، وجود داشت. پس بخش مهمی از «کاهش زیان» به موضوعاتی بستگی دارد که ماهیتشان را نمیدانیم.
پس پول نقد کجاست؟
صورت سود و زیان فقط میگوید چه چیزی ثبت شده، نه اینکه چه مقدار پول واقعاً وارد یا خارج شده. فروش ثبتشده ممکن است وصول نشده باشد و بخشی از هزینهها ممکن است با تأخیر پرداخت شوند. صورت جریان وجوه نقد در این صورتهای مالی موجود نیست، پس نمیدانیم این سود حسابداری چقدر به نقدینگی تبدیل شدهاست. برای خودروسازی که برای ادامه تولید به پرداخت منظم به تأمینکنندگان نیاز دارد، همین چالش اهمیت حیاتی دارد.
صورتهای مالی ایران خودرو: آیا پای آمارسازی در میان است؟
از روی تمام اعداد و ارقام و بالا و پایینها، دلیلی برای ادعای جعل یا دستکاری آشکار وجود ندارد. محاسبههای ما که نشان میدهند ارقام با هم سازگارند. رشد درآمد و بهای تمامشده، سود ناخالص، سود عملیاتی و درصدها همه با هم میخوانند. تغییر زیان هر سهم هم با تغییر زیان خالص همخوان است. اگر شیطنتی باشد، در دستکاری اعداد دیده نمیشود.
اما یک چیز مهم هست. اعداد میتوانند درست و سازگار باشند ولی باز تصویر ناقصی بسازند. چیزی که نگرانکنندهاست، «کیفیت سود» است نه صحت ریاضی آن.
سه چیز باید مشخص شود. اول اینکه منشأ ۱۲ هزار و ۵۵۴ میلیارد تومان «سایر درآمدها» چیست؟ چون بدون آنها سود عملیاتی منفی میشد. دوم اینکه شکاف حدود ۴ هزار و ۵۰۰ میلیارد تومانی بین سود عملیاتی منهای هزینه مالی و زیان خالص از کجا آمده است؟ سوم اینکه این صورت مالی حسابرسینشده است و ممکن است پس از حسابرسی تغییر کند.
تا وقتی این سه موضوع بیپاسخ بمانند، صحبت از «بازگشت به سودآوری» زود است و ادعای «آمارسازی» هم بدون سند پیشداوری. بهتر است ایرانخودرو خودش آنها را روشن توضیح دهد.



