28.7 C
Tehran
جمعه ۲۶ تیر ۱۴۰۵

قهرمان فراموش شده نیروی هوایی ، بخش یکم خلبان چنگیز سپهر

“bale”

از دست ندهید

سلسله مطالبی که با عنوان قهرمانان فراموش شده در این بخش می خوانید( خلبان چنگیز سپهر) پیرامون خلبانان بزرگ کشور است که در جنگ ۸ ساله عراق با ایران درخشیدند، اما متاسفانه در لابه‌لای تاریخ گم شدند و کسی از آنها حداقل به اندازه‌ی کافی یادی نمی‌کند.

امیدوارم این سلسله مطالب (هرچند قدمی کوچک است) بتواند این پیام را به مخاطبان بدهد که همواره، در این بیشه شیرهایی بوده‌اند که بدون چشم داشت، از این آب و خاک دفاع کرده‌اند. همانگونه که امروز سربازان ایران در نهایت گمنامی چنین کاری می‌کنند.

بیت ران علی غفوری: یکم مهر ۱۳۵۹ روبه‌روی پایگاه چهارم شکاری دزفول ازدحام عجیبی بود، همه می‌خواستند به شکلی به کشور کمک کنند.

۱۲ لشکر عراقی از سه محور اصلی وارد کشور شده، و ۱۹۲ هواپیمای دشمن به ۱۲ پایگاه اصلی و فرعی کشور حمله کرده‌بودند. داوطلبان کم نبودند، اما آن روزها کشور بیشتر به متخصصان احتیاج داشت تا افراد متفرقه.

افسر دژبان کلافه بود و نمی‌دانست به چه کسانی اجازه‌بدهد که وارد پایگاه شوند. جوانی مصمم با سیمایی مصمم‌تر فریاد زد: «ستوان! به فرمانده پایگاه بگو چنگیز آمده. چنگیز سپهر. منو می‌شناسه.»
خلبان چنگیز سپهر
خلبان چنگیز سپهر

سپهر آموزش دیده‌ی پرواز با “اف ۵ ای “متولد ۱۳۲۸ تهران در تسویه‌ی بی‌سابقه تیر ۱۳۵۹، از کادر پرواز کنار گذاشته شد. پس از آن به‌دنبال کار در یک مغازه، در خیابان کارگر تهران رفت. اما هجوم غافلگیرانه‌ی ۱۱ اسکادران عراقی در ۳۱ شهریور به ایران خون‌اش را به جوش آورد و با خودروهای عبوری و قطار خود را به دزفول رساند.

آغاز جنگ

نظامیان ایرانی و بچه‌های سپاه، آن روز را بیاد دارند. پنج لشکر عراقی با سرعتی عجیب، با کنار زدن مدافعان از جان گذشته، بخش جنوب غربی خوزستان به سمت محورهای خرمشهر آبادان و اهواز و از همه مهم‌تر دزفول- اندیمشک در حرکت بودند.

باقیمانده‌های لشکر ۹۲ زرهی اهواز زیر فشار تانک‌های دشمن با دادن کشته‌های فراوان زمان می‌خریدند تا بلکه مسئولان به آنها کمک کنند.

 

در دزفول پایگاه چهارم شکاری وحدتی، با کمبود خلبانان با تجربه روبه‌رو بود. سرهنگ تابش فرمانده پایگاه، می‌دانست که برای نبردهای سخت پشتیبانی نزدیک هوایی به خلبانان حرفه‌ای و با تجربه بالا نیاز است.

هنگامی که فرمانده دژبانی پایگاه با او تماس گرفت و گفت یک فرد حدودا ۳۰ ساله در جلوی دژبانی می‌گوید به فرمانده پایگاه بگو «سپهر آمده، تابش بلافاصله گفت با چیپ بیارش.»

لشکرهای یکم و دهم عراق، با گذر از مرزهای رسمی ایران و عراق از جنوب غرب و غرب در حال نزدیک شدن به خط دزفول-اندیمشک بودند. جایی‌که نه تنها جاده‌ی اصلی جنوب به مرکز ایران در آن واقع شده‌بود، بلکه به‌دلیل قرار گرفتن خط آهن اندیمشک  به مرکز کشور، اهمیتی راهبردی داشت.

همان روز، این خط در حال انتقال هزاران خانواده‌ی ایرانی به شمال و بالعکس، و اعزام  هزاران نظامی به جنوب بود.

اف ۵ و خلبان چنگیز سپهر

از سوی دیگر، در اطراف دزفول پایگاه بزرگ و اصلی چهارم شکاری موسوم به وحدتی قرار داشت. این پایگاه، یک مرکز عادی نظامی با چند اسکادران اف ۵ نبود. بلکه خط مقدم نیروی هوایی ارتش و حتی از آن فراتر مرکز اصلی لجستیک ارتش به حساب می‌آمد.

سرعت پیشروی سپاه سوم عراق سبب شد تا فرمانده ارتش و فرمانده نیروی هوایی سرهنگ جواد فکوری تمام توجه خود را به این پایگاه متمرکز کنند.

اف ۵ ایران
اف ۵ نیروی هوایی ایران

سپهر چند ماه پیش، از ارتش اخراج شده، و عملا فاقد درجه شده‌بود. اما سرهنگ تابش‌فر فرصتی برای سوال و جواب نداشت. «چنگیز می‌تونی الان بپری؟» پاسخ چنگیز کوتاه‌بود: «فقط یک پرواز تمرینی کافیه.» این پرواز تمرینی بلافاصله انجام شد.

دوم مهر ۱۳۵۹ فرمانده عملیات پایگاه، یک نقشه بزرگ را به ۷ خلبان نشان داد و گفت: «این خط قرمز لشکرهای یکم و دهم دشمن هستند. از این نقطه به غرب، ما هیچ نیروی خودی نداریم. هر چی هست نیروهای دشمن است. آنها را بزنید.»

سه خلبان اول، ابتدای روز حمله را آغاز کردند. ساعتی بعد دسته‌ی چهار فروندی به لیدری سپهر حمله کردند. دسته‌ی دوم با رسیدن بر سر لشکر یکم مشاهده‌کردند که دسته قبلی کار خود را به خوبی انجام داده‌است و گردان‌های پیشروی عراقی کاملا منهدم شده‌اند. اما خبر بد این بود که دسته‌های بعدی از هم باز شده، و کاملا در لاک دفاعی فرو رفته بودند.

این توضیح لازم است داده‌شود که در محیط‌های بسیار خطرناک، اصولا جنگنده بمب‌افکن نباید از یک ارتفاعی پایین‌تر بیاید.

سپهر به شکل مختصر  پیام داد: «باز شوید. آتش به اختیار!»

دسته‌ی چهار فروندی با مانوری سنگین از سه جهت به تانک‌های جدا افتاده، حمله کردند و پس از فرو ریختن بمب‌های هزار پوندی، با دستور سپهر به شرق چرخش کردند.

با برگشت به دزفول، سپهر انتظار شادمانی فرمانده را داشت. اما تابش و فرمانده عملیات با ناراحتی به او گفتند «سرعت ستون‌های زرهی دشمن هنوز کم نشده، و تیپ ۳۷ زرهی ارتش و باقیمانده‌ی لشکر ۹۲ اهواز صدها کشته داده‌اند، تا دشمن را متوقف کنند.»

تابش به فرمانده دسته گفت: «چنگیز نمی‌دانم چطور از تو درخواست کنم که به این ماموریت بروی. تو حتی درجه نداری. سپهر منتظر بقیه صحبت‌های تابش فر نشد و با چند داوطلب بار دیگر به سمت شیلترها رفتند و چهار هواپیمای آماده‌ی دیگر را برداشتند. آنها دقایقی بعد در آسمان بودند. نتیجه‌ی حمله انهدام ده‌ها تانک پیشروی عراقی بود.

اما نه سپهر و نه حتی فرماندهی ستاد نیروی هوایی نمی‌دانستند که هدف ارتش عراق نه پایگاه دزفول، بلکه قطع ارتباط خوزستان با سایر بخش‌های ایران بود. بین هدف صدام و شکست ایران تنها ۱۰۷ خلبان پایگاه دزفول و چند صد نیروی ارتشی و سپاهی و مردمی قرار داشتند.

 

سپهر که گمان می‌کرد دشمن به‌زودی از پا در می‌آید، با روحیه‌ی بالا به‌عنوان لیدر به نیروهای دشمن یورش می‌برد. او در هر حمله ده‌ها تانک و صدها سرباز دشمن را از گردونه نبرد خارج می‌کرد. اما کم‌کم با سقوط ۱۵ هواپیمای پایگاه، و شهادت بیش از ۱۰ خلبان جوان و یا باتجربه پی‌برد قرار نیست جنگ به سادگی به پایان برسد.

روز ۱۱ مهر ده‌ها خلبان ایرانی مواضع دشمن را در عین خوش، غرب پل نادری و رود کرخه و دهلران به آتش کشیدند. اما دشمن نیز با کمک توپ‌های راداری و موشک‌های سام، دست‌کم چهار پرنده ایرانی را از دارایی پایگاه دزفول خط زد.

روز ۱۲ مهر فرمانده پایگاه، سپهر را احضار کرد و از او خواست تا چند روز استراحت کند. پاسخ سپهر منفی بود. تابش فر مطلع شده‌بود که ارتش عراق ده‌ها سایت متحرک موشکی و زره‌پوش شلیکا را به منطقه آورده‌است و آخرین تلاش خود را برای گرفتن دزفول انجام می‌دهد.

سپهر در مکالمه‌ای که دوستانه هم نبود، به فرماندهان گفت «تعارف را کنار بگذارید! یا دو روز آینده جناح شمالی سپاه سوم عراق را متوقف می‌کنیم یا خوزستان از دست می‌رود.»

همان روز ستاد ارتش به فکوری دستور داده‌بود تا پایگاهِ وحدتی را تخلیه کنند و اسناد اصلی را بسوزانند. حتی هواپیماهای ترابری سی ۱۳۰ هم آمدند تا هر آنچه ارزشمند است را ببرند.

سی ۱۳۰
سی ۱۳۰ نیروی هوایی ارتش ایران

روز ۱۳ مهر، ده‌ها اف ۵ مملو از مهمات به سمت نوک پیکان لشکرهای یکم و دهم دشمن رفتند. به یک روایت، آن‌روز ۲۵ هواپیما به دشمن حمله می‌کنند و چهار فروند از آنها هرگز به خانه بر نمی‌گردند. خلبان یکی از آن چهار پرواز چنگیز سپهر بود. سربازی که حتی بدون درجه و حقوق پرید و به گفته سرتیپ خلبان علیرضا نمکی با خودکار روی لباسش نامش را نوشت.

اف ۵ ارتش ایران
اف ۵ ارتش ایران

آن‌روز چند صد سرباز، درجه‌دار و افسر زمینی ایران زیر آتش تایگرهای نیروی هوایی، نفس ارتش عراق را بریدند و نه تنها پایگاهِ هوایی دزفول، بلکه خط استراتژیک دزفول –اندیمشک را نگاه داشتند.

سپهر با یک موشک سام ۶ شهید شد. اگرچه می‌توانست مانند برخی دیگر از هم دوره‌ای‌هایش به خارج برود و مانند آن‌ها راوی داستان‌های تقلبی باشد، اما ترجیح داد که مانند یک مرد زندگی کند.

احسان نیکبخت در گفتگو با خبرگزاری مهر می‌گوید: دوستانش به او گفتند برو خارج. او در پاسخ گفت: می‌روم جنوب و می‌جنگم تا در روزی که پسرم پرسید زمان جنگ کجا بودی بگویم ایستادم و دفاع کردم.

چنگیز سپهر متولد اسفند ۱۳۲۸ تهران، معلم خلبان، دوره دیده‌ی پرواز در آمریکا، حاضر نشد که برای دوره‌ی اف ۱۴ بار دیگر آموزش ببیند. او معتقد بود که «گردان‌های اف ۵ نباید از خلبانان با تجربه خالی شوند.»

در جریان مشکوک موسوم به کودتای نقاب وی از جمله خلبانان اخراجی بود و از سر ناچاری به کار در یک مغازه، در جنوب میدان انقلاب، روی آورده‌بود. هنگامی‌که به او بی‌محبتی ارتش را گوشزد می‌کردند، می‌گفت: «برای ایران و همرزمانم می‌روم.»

روحش شاد.

بیشتر بدانید: درگ دنا پلاس تقویت با دنا فابریک / این دو خودرو اتوماتیک چقدر اختلاف شتاب دارند؟

بیشتر بدانید: درگ شاهین پلاس اتوماتیک و شاهین CVT؛ نتیجه دور از انتظار!
در کانال آپارات بیت ران ببینید:
تست قدرت واقعی شاهین CVT روی داینو! | مقایسه شاهین دنده‌ای و اتومات
پارس نوآ سدان جدید پارس خودرو یا ال ۹۰ جدید چگونه است؟
تست و بررسی وحشتناک دنا توربو اسپرت تا حد مرگ
بررسی و تست دنا پلاس توربو اتوماتیک
تست و بررسی تخصصی چانگان CS55 Plus در جاده 
رازهای پژو پارس با موتور جدید ؛ تست پرشیا زیر فشار
سیر تا پیاز خودرو شاهین سایپا در تست فنی
تست دنا جوانان با موتور EFP 
مقایسه و تست شاهین و تارا : برنده کدامیک است؟
درگ ایرانی با فرانسوی: تست ریرا در برابر پژو ۲۰۰۸ کدام خودرو سریع‌تر است؟
بهترین راهنمای خرید سمند سورن
تست و بررسی تخصصی چانگان CS55 Plus ؛ در جاده، در دل پیچ‌ها
کارخانه هلیکوپترسازی بل و داستان راه‌اندازی خط تولید آن در ایران
داستان نامگذاری شرکت مزدا و پایه گذار آن که عاشق ایران بود
بهترین راهنمای خرید ام‌وی‌ام | X22 معمولی یا پرو؟ یا اصلاً X33 کراس؟

“rubika”



2 دیدگاه

  1. از ابتدای تاریخ ایران زمین مانند این مرد بسیار زیاد روح همه آنها شاد . در جنگ فعلی هم با اینکه خیلی ها ناراحت و ناراضی آن اما وطن مادر است و جایگاه مادر مشخص… زنده باد ایران زنده باد ایرانی. بی مهری مسولین باعث توجیه وطن فروشی نمی‌شود. کمی مقاومت و صبر لازم است…

پاسخ دادن

دیدگاه خود را وارد کنید
لطفا نام خود را وارد کنید

آخرین اخبار

ادعای «میلیتاری واچ» درباره خرید ۱۲ جنگنده Su-30SM2 توسط ایران

آیا نیروی هوایی ایران به‌زودی میزبان جنگنده‌های Su-30SM2 خواهد شد؟ پایگاه Military Watch Magazine با انتشار گزارشی مدعی شده...

پست‌های مرتبط