در یکی از درخشانترین حماسههای هوایی تاریخ دفاع مقدس، خلبان سرگرد حسین خلیلی توانست در یک روز کاری، سه جنگنده پیشرفته میراژ عراق را که به دنبال نابودی زیرساختهای نفتی ایران بودند، سرنگون کند. این اقدام شگفتانگیز توسط سرگرد حسین خلیلی با جنگنده اف-۱۴ تامکت، در شرایطی انجام شد که هواپیمای او فاقد آرایه راداری “فونیکس” بود و نیروی هوایی ایران با کمبود شدید قطعات و تنهایی استراتژیک روبرو بود.
بیتران، علی غفوری: داستان تنهایی استراتژیک ایران، قدمتی به درازای تاریخ این کشور دارد. از آن زمان که بدون متحدی قابل توجه، مجبور به نبردهای هفتصدساله با ارتش روم شدیم، تا زمانی که حکومت صفویه مجبور بود با بیش از صد جنگ کوچک و بزرگ، مانع نابودی ایران به دست ارتش عثمانی شود.
بیشتر بدانید: خلبان محمود اسکندری؛ مردی که مرگ از او گریزان بود
در قرون معاصر نیز این اتفاق بارها تکرار شد. از ورود بیدلیل چهار قدرت عثمانی، روسیه تزاری، انگلیس و آلمان به خاک ایران در جنگ جهانی اول (۱۹۱۴ تا ۱۹۱۸) گرفته، تا ورود ارتش انگلستان و شوروی در سال ۱۹۴۱ (جنگ جهانی دوم) و چهار سال بدبختی ملت ایران. آنها هرگز بابت این کار غرامتی به ایران ندادند.
در جنگ تحمیلی ۸ ساله نیز، ارتش عراق با وجود متجاوز بودن، مدام از سوی سایر قدرتهای عضو ثابت شورای امنیت سازمان ملل متحد، از جمله شوروی، فرانسه و آمریکا تقویت میشد. اما ایران از این شرایط بیبهره بود.
ترازوی نبرد در آسمان
در بهمن ۱۳۶۶، با گذشت ۷ سال و ۶ ماه از جنگ، نیروی هوایی عراق از بهترین میراژهای «اف-۱» ساخت فرانسه با عنوان «ایکیو-۶» استفاده میکرد. در مقابل، ایران تنها حدود ۴۰ فروند اف-۱۴ سرپا داشت که میتوانستند جلوی هجوم بیش از ۲۰۰ هواگرد مدرن عراقی (میراژها، میگ-۲۵، میگ-۲۹ و سوخوها) و حدود ۴۰۰ جنگندهبمبافکن آماده نسل سوم را بگیرند. سایر جنگندههای ایران که حدود ۲۰۰ فروند بودند، با مشکلات کاهش توان، کمبود قطعه و کاهش کارایی مواجه بودند.
پرواز همزمان ۵۵۰ هواپیمای دشمن

در چنین شرایطی، ژنرال حمید شعبان، فرمانده نیروی هوایی عراق، بهترین راه برای به زانو درآوردن ایران را حملات دامنهدار به اهداف اقتصادی و نفتی میدانست. او در نمایشی دیدنی در اواسط سال ۱۳۶۶، در یک روز ۵۵۰ هواپیمای خود را به پرواز درآورد. چنین سطح آمادگیای را غرب آسیا تنها از نیروی هوایی ایران در سال ۱۳۵۶ و اسرائیل دیدهبود. حرکت همزمان بالای ۹۰ درصد جنگندهها از نیروی هوایی هر ارتشی ساخته نبود.
آن روزها، بخش بزرگی از خلبانان ایرانی از ادامه جنگ مایوس شدهبودند. آنها همه شجاع بودند، اما میدانستند در نبردهای هوایی، فناوری بر شجاعت غلبه میکند. بسیاری از خلبانان بالای ۴۰ سال با درجه سرهنگی خود را کنار کشیدهبودند و دکتر بهرام بابایی، معاون عملیات نیروی هوایی را تنها گذاشته بودند. آنها طبق قانون میتوانستند با دریافت درجه سرهنگدومی از پروازهای جنگی انصراف دهند. بابایی نیز فردی اخلاقمدار بود و به کسی اجباری نمیکرد.
چالش خلبان حسین خلیلی و فرماندهان
اما هنوز خلبانانی بودند که روحیه خود را حفظ کرده و پای کار ماندهبودند. یکی از این خلبانان، سرگرد حسین خلیلی، افسر جوان متولد ۱۳۳۵ اهل ورامین بود که کار خود را با اف-۵ شروع کردهبود. او که مرید سرهنگ بابایی بود، قبول کرد که با اف-۱۴ جزو نیروهای دائمی (۸ فروند) مأمور به بوشهر باشد.

خلیلی مأمور نگهبانی از جزیره نفتی خارک، شاهرگ اقتصاد ایران بود و بارها میدید که میراژها و سوخوهای ۲۲ از نزدیکی او برای حمله به سایر نقاط ایران، از جمله بوشهر، حرکت میکنند. از جمله در آبان ۱۳۶۶، دهها بمبافکن دشمن بوشهر را به آتش کشیدند. نیروگاه اتمی، پایگاههای ارتش، بخشهای اقتصادی و… آن روز او درخواست درگیری کرد، اما فرماندهی پایگاه به او تأکید کرد که تنها مأموریت او مراقبت از خارک است و بس!
بیشتر بدانید: نبرد اف چهار ایرانی با اف ۱۶ آمریکایی در غرب ایران چگونه رخ داد؟
چند روز بعد، سرهنگ مصطفی اردستانی، معاون عملیات نیروی هوایی، به پایگاه بوشهر آمد و با پرسنل گفتگو کرد. از آنها پرسید چرا به میراژها اجازه دادید اینقدر جلو بیایند؟ سرگرد حسین خلیلی که خونش به جوش آمدهبود، جلو رفت و به فرمانده اردستانی گفت: «قربان، دست ما را خواندهاند و میدانند اف-۱۴ها مجبورند در یک محوطه خاصی حرکت کنند. بنابراین بدون ترس از ما به سایر مناطق نفتی و اقتصادی استان حمله میکنند و حتی به پایگاهها حمله میکنند.»
هم او و هم اردستانی میدانستند خریدهای جدید نیروی هوایی عراق، همه از نظر نوع رادار، موشک و شکل پشتیبانی، یک سرگردن بهتر از فانتومهای پایگاه ششم بوشهر و تایگرهای پایگاه پنجم امیدیه هستند و تنها اف-۱۴ها (و آنهم نه همه) قادر به دفع این مهمانان ناخواندهاند.
فرمانده پایگاه بوشهر با حرف خلیلی مخالفت کرد و گفت: «خودت میدانی که تعداد اف-۱۴ها کم است و باید تنها برای موارد خاص از آنها استفادهکرد.» تدبیر شهید بابایی (سرتیپ بابایی ۱۵ مرداد سال ۶۶ شهید شدهبود) این بود که ما همینکه مأموریت دشمن را خنثی کنیم، کافی است. خلیلی احترام گذاشت و مجدداً گفت: «اینطور که فایده ندارد. پس ما برای چه آن بالا هستیم؟ آمدهایم که بجنگیم یا نگاه کنیم؟»

اردستانی به میان بحث آنها آمد، خلیلی را کنار کشید و گفت: «خودت که شرایط را میدانی.» آنها دوستی قدیمی نیز از زمان خدمت در گردانهای اف-۵ داشتند. آنگاه آرام به او گفت: «اینبار به روش خودت عمل کن، اما مراقب باش.»
روز انتقام: ۲۰ بهمن ۱۳۶۶
حدهای شکاری در آشیانه آلرت بودند که زنگ «اسکرمبل» (آمادهباش فوری) به صدا درآمد. دو خلبان معطل نکردند و تیکآف کردند. رادار به آنها هدفی را در جنوب غربی بوشهر اعلام کرد.
۴ میراژ با خیال راحت به سمت یک هدف در غرب بوشهر میرفتند. خلبان حسین خلیلی که آن روز هواپیمای فاقد آرایه «فونیکس» نصیبش شدهبود، به قصد درگیری با سرعت ۵۰۰ ناتیکال و در ارتفاع ۵۰۰ پایی به سمت دشمن حرکت کرد. میراژها که در ابتدا گمان نمیکردند تامکت (اف-۱۴) قصد درگیری داشتهباشد، با راهنمایی افسر رادار مسیر را ادامهدادند، اما کمتر از یک دقیقه بعد پیداشتند که اشتباه کردهاند. خلیلی سرعت خود را افزایش داد و غیاثی (کمکخلبان) هشدار داد: «فاصله ۲۵ مایل!»
بیشتر بدانید: موشک قاره پیما ایران آماده شلیک به سمت آمریکا؟
میراژها به دستور لیدر از هم باز شدند و هر کدام به سمتی رفتند، اما لیدر مستقیم به سمت تامکت حرکت کرد و در همان حال به سایر هواپیماها دستور بازگشت داد. لیدر با تجربه عراقی میدانست که خلیلی فاقد فونیکس است، چون اگر داشت، تا حالا شلیک کرده بود. غیاثی مجدداً فاصله را اعلام کرد: «فاصله ۱۰ مایل!»
دو هواپیما در حالت رو در رو قرار گرفتند و لیدر عراقی هنوز در حال بارگذاری موشک خود بود که خلیلی دو موشک «اسپارو» را شلیک کرد. موشکها به دلیل فاصله بسیار کم، خیلی زود میراژ را در آسمان متلاشی کردند.

مراقب باش “ساندویچ” نشویم
خلیلی با روشن کردن پسسوز به غیاثی گفت: «مراقب باش “ساندویچ” نشویم!» (حالتی که هواپیمای دوم دشمن از حواسپرتی خلبان هنگام شکار اول استفاده کردهو از پشت به او نزدیک میشود). آنگاه به سرعت خود را به میراژ دوم که به سمت کشورهای جنوب خلیج فارس گردش کردهبود، رساند و موشک «سایدوایندر» را بر روی او قفل کرد. میراژ دوم با افزودن بر سرعت خود، مدام فاصله را زیاد میکرد و در آخر کار با یک گردش سریع سعی کرد برتری را از خلیلی بگیرد، اما خلیلی نیز با یک گردش دیگر، مجدداً پشت سر او قرار گرفت و در یک مایلی، موشک دوم را به سمت هواپیمای دشمن شلیک کرد و ثانیههایی بعد، آن را هدف قرار داد. هواپیما با زاویه ۷۰ درجه به میان آب افتاد.
ساعتی بعد در پایگاه بوشهر شور و شعفی برپا بود. خلبانان اف-۴ و اف-۱۴ و فرماندهان و پرسنل رادار همگی دور خلیلی جمع شدهبودند و سرهنگ علیرضا یاسینی که به تازگی فرمانده پایگاه شدهبود، به او تبریک گفت. خلیلی هنوز آماده انجام مصاحبه با رادیوی استان میشد که یاسینی به سراغش آمد و گفت: «باید دوباره بروی.» و آنگاه آرام به او گفت: «برای تو آمدهاند، خیلی مراقب باش.»
شکار سوم و فرار به سمت ایران
دقایقی بعد، مجدداً دو خلبان در آسمان بودند که غیاثی هشدار داد: «یک هواپیما از ارتفاع پایین با سرعت در حال نزدیک شدن است.» خلبان حسین خلیلی گفت: «ممکن است خودی باشد. ما آمادهایم که اگر خودی نبود، درگیر شویم.»
بهزودی فهمیدند که هواپیمای مذکور میراژ است که با سرعت در حال گذر از نقطه کور راداری آنها به قصد دور زدنشان است. خلیلی به غیاثی گفت: «حتما تنها نیست، مراقب باش تا من به حسابش برسم.» آنگاه با شیرجه به سمت هواپیمای دشمن به راه افتاد. میراژ مذکور مدام با حرکت به چپ و راست سعی میکرد تا از کمند تامکت بگذرد، اما بیفایده بود و در آخرین لحظات، اسیر یک سایدوایندر شد و سقوط کرد.
دو میراژ ساعت ۱۱
هنوز خلیلی فرصت نکرده بود ابراز خوشحالی کند که غیاثی فریاد زد: «گردش! گردش! دو میراژ ساعت ۱۱!»
خلیلی با کشیدن استیک به راست، با تمام قوا و با تحمل یک جی بالا، دو موشک را رد کرد. آنها هنوز از گیجی ناشی از گردش سنگین بیرون نیامده بودند که دو میراژ پشت سر آنها قرار گرفتند. چرخشهای متوالی بیاثر بود و مدام صدای هشدار قفل راداری بلند میشد. خلیلی به سمت ایران گردش کرد و با روشن کردن پسسوزها سعی کرد فاصله خود با هواپیماهای مدرن فرانسوی و خلبانان آموزشدیدهشان را زیاد کند. همزمان به غیاثی گفت: «به پایگاه اطلاع بده تا اسکرمبل بلند کنند…»
بیشتر بدانید: ارتش ایران اعلام کرد، ایران جنگنده نسل پنج می خرد
آن روز، این دو خلبان اف-۱۴ را سالم بازگرداندند و از خلیلی که توانسته بود بدون فونیکس ۳ میراژ را ساقط کند، تقدیر شد.
سرتیپ حسین خلیلی متولد ۱۳۳۵، بعدها پیروزیهای دیگری بر میراژها به دست آورد و مدتی بعد از جنگ به فرماندهی رسید و نهایتاً اردیبهشت ۱۳۸۴ بازنشست شد. رکورد زدن ۳ میراژ در تاریخ هوانوردی ایران و جهان، در اختیار اوست.




سلام،
عکسی که بعنوان میراژ اف – ۱ قرارداده اید، در واقع میراژ ۲۰۰۰ است،
امروز هم هم چنین حماسه هایی در مقایل آمریکا و اسرائیل قابل تکرار بود ، اگر جنگنده های مناسب تری در اختیار داشتیم…
درود بر سرتیپ حسین خلیلی ، باعث افتخار است که مدتی در خدمت سرتیپ خلیلی بودم و غز رفتار و اخلاق حسنه گرفته تا سواد علمی ،رسانه ای و نویسندگی مدتی با هم در نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران افتخار آشنایی و گرفتن درس انسانی گرفتم. هرجا هستند پیروز و سربلند باشند. ارادتمند و سپاس سید عباس رحیمی بیدک.
با تشکر ار بیت ران
درود خدا بر شما شیر مرد ایرانی،شیر مادر و نان پدر حلالت قهرمان ،پهلوان، شجاع ،باغیرت ،امیدوارم عمر طولانی و با عزت داشته باشی،
باعث تاسف است که امروز نیروی هوایی که ستون فقرات کشور است انقدر ضعیف شده کاش چند جنگنده به روز خریداری شود و دهان دشمنان را خورد کنیم یاد تیمسار خلیلی مردی شریف و با ادب و باشرف همواره در نیروی هوایی بع نیکی یاد میشود ما در این جنگ چه خون دلی خوردیم