ایران برای نوسازی نیروی هوایی به دنبال خرید جنگنده میگ ۳۱ است اما این جنگنده چگونه است؟
بیت ران- علی علوی:در سالهای پایانی جنگ سرد، زمانی که پلتفرم اولیه سوخو ۳۰ (یا همان سوخو ۲۷ پی یو) متولد شد، شوروی به دلیل محبوبیت بیشتر و توانمندیهای خاص میگ ۳۱، تنها ۵ فروند از سوخو را سفارش داد و تمرکز ویژهای روی فاکسهاوند گذاشت، اکنون در کنار اخبار ورود مسرتبخش شوالیه روسی (سوخو ۳۰ اس ام ۲) به نیروی هوایی ایران، زمزمهها و گمانهزنیهایی مبنی بر تمایل ایران برای خرید میگ ۳۱های دست دوم و از رده خارج قزاقستان به گوش میرسد که نیازمند بررسی واقعبینانه، فنی و موشکافانه است.
جنگنده میگ ۳۱ برخواسته از خاکستر میگ ۲۵
میگ ۳۱ (با نام ناتو: فاکسهاوند) در اواسط دهه ۱۹۷۰ میلادی و در دوران تولید جنگنده های تک ماموریته ،به عنوان پاسخی به موشکهای کروز ارتفاع پایین و بمبافکنهای استراتژیک مافوق صوت غربی مانند اف ۱۱۱ اردوارک متولد شد، و در آن ، با آنکه در تمامی فاکتور ها نسبت به اف ۱۴ دارای برتری های فاحشی بود زمان به عنوان رقیب تامکت نیز شناخته میشد.
اما این تنها دلیل نبود و مقابله با هواپیمای جاسوسی بلند پروازی نظیر اس ار ۷۱ نیز از مهم ترین دلایل میل پیدا کردن شوروی به ساخت این جنگنده بود ؛اس ار ۷۱ که با سرعت بیش از ۳ ماخ پرواز میکرد که اگرچه توسط رادار های شوروی دیده میشد ولی هیچ یک از مهمات حمل شده توسط میگ ۲۵ و یا موشک های پدافندی آن زمان شوروی ، توان مقابله و رسیدن به ارتفاع و سرعت آن را نداشت و به همین دلیل بود که میگ ۳۱ با ترکیب ماموریت ارتفاع بالا ، و توان رهگیری اهداف حتی در ۲۵ متری سطح زمین ، یکی از محبوب ترین گزینه های شوروی در آن زمان به شمار میرفت .
این جنگنده در واقع توسعهای از ایده طراحی و ماموریت میگ ۲۵ بود، پرندهای که اگرچه سرعت خیرهکننده ۳ ماخ را داشت آن هم برای مدتی محدود، اما در ارتفاع پایین فاقد کارایی و مانورپذیری بود؛پیش نمونه جنگنده جدید با نام وای ایی ۱۵۵ ام پی اولین پرواز خود را انجام داد و سر انجام میگ ۳۱ در سال ۱۹۸۱ با بدنهای مستحکمتر، توانایی پرواز با سرعت ۲.۸ ماخ و مداومت پروازی بالاتر در سرعت های بالا ، وارد خدمت شد تا به یک رهگیر بیرقیب در زمان خود تبدیل شود.
ظهور تفاوت ها
میگ ۳۱ از نظر کلیت پیکر بندی شباهت زیادی به میگ ۲۵ دارد اما از ابتدا این جنگنده به شکل دو کابین طراحی و ساخته شد ؛ هر دو جنگنده ، دارای دو سکان عمودی دو موتور و ورودی هوای زاویه دار هستند اما تفاوت مابین این دو جنگنده فراتر از آن است که بخواهیم ارتباطی جدی مابین آنها برقرار کنیم ؛ استحکام بدنه ، کامپیوتر ، صندلی ها ، ماساژور صندلی ، سوخت بیشتر میگ ۳۱ ، کابین بسته تر، زاویه بال و موتور ها ، تفاوتهایی عیان بین میگ ۲۵ و ۳۱ هستند.
اما مهم ترین تفاوت مابین این دو نسل شکاری ، تغییر تفکر بکارگیری و نوع تاکتیک رزمی است ؛ تا قبل از ظهور میگ ۳۱ ، ساختار رزم هوایی شوروی ، بر مبنای استفاده از فرماندهی زمین پایه پدافندی و فرمان دادن کنترل شکاری به خلبان برای عملیات بود و خلبان همیشه تحت کنترل فرماندهی رادار زمینی پرواز میکرد ، اما میگ ۳۱ این موضوع را تغییر داد و با بهره مندی از رادار و توان کشف و نظارت در ماموریت ها به شکل مستقل ، عملا تبدیل به یک فرماندهی متحرک هوابرد ، در دل یک شکاری شد.
در نسخه اولیه میگ ۳۱ ، کابین کاملا آنالوگ بود و فاقد هر گونه نمایشگر چند کاره بود و تنها نمایشگر سر بالای که اطلاعات پرواز را در اختیار خلبان قرار می داد برای خلبان وجود داشت و در کابین عقب نیز یک نمایشگر گرد تک کاره سی ار تی و دو نمایشگر مربعی تک رنگ برای افسر تسلیحات قرار داشت.
.
موتور های توانمند در بدنه ای مستحکم جنگنده میگ ۳۱
بدنه میگ ۳۱ از دو آلیاژ تیتانیوم و آلومینیوم ساخته شده بود، و در دل این بدنه مستحکم ، دو دستگاه موتور توربوفن دی ۳۰ اف۶ جا گرفته، که هر کدام دارای قدرت ۲۰۹۰۰ پاوند بدون پس سوز و ۳۴۱۷۲ پاوند با پس سوز است و تا زمان ورود به خدمت اف۲۲ رپتور ، عملا هیچ شکاری در جهان چنین قدرت موتوری نداشت.
موتور میگ ۳۱ با وجود مصرف بالا ، ایمنی بالا و قدرت خوبی را در اختیار خلبان قرار میدهد ، و با وجود قدرت بالا ،جنگنده میتواند در حالت مسلح به خوبی در ارتفاع پایین دست به پرواز مافوق صوت بزند.
در حالت مسلح میگ با چهار موشک آر ۳۳ درارتفاع بالا دارای سرعت ۲.۳ ماخ است که بیشتر از هر جنگنده غربی است. جنگنده با وزن برخاستن ۴۶۲۰۰ کیلوگرم سنگینترین شکاری موجود است (برای نمونه اف۱۵ سی دارای وزن برخواستن ۳۰۰۰۰ کیلوگرم است) و با در نظر قرار دادن قدرت موتور دارای رانش به وزن ۰.۸۵ است.
مخازن سوخت داخلی جنگنده دارای ۲۵۰۰۰ لیتر سوخت است و میتواند دو مخزن سوخت ۱۵۰۰و یا ۲۵۰۰ لیتری را در زیر بالها خود حمل کند.
چشمانی تیز در آسمان ، آچار فرانسه ای برای پدافند و آفند
یکی از بزرگترین نقاط قوت میگ ۳۱،رادار قدرتمندی به نام زاسلون است، زاسلون در زمان ورود به خدمت، یک شاهکار مهندسی و انقلابی در رادارهای هوابرد به شمار میرفت؛ چرا که این سامانه، نخستین رادار آرایه فازی جهان بود که روی یک جنگنده عملیاتی نصب میشد؛ در توضیح فناوری «آرایه فازی»، باید گفت ،که برخلاف رادارهای سنتی و قدیمی، که برای جستجوی آسمان محتاج حرکت مکانیکی و چرخشی دیش آنتن بودند، در آرایه فازی، آنتن رادار کاملاً ثابت است،این رادارها از مجموعهای شامل هزاران المان کوچکِ فرستنده و گیرنده تشکیل شدهاند که با تغییر دادن فاز امواج خروجی، پرتو راداری ،به صورت الکترونیکی در جهات مختلف حرکت داده میشود.
پدیدهای که سرعت اسکن آسمان، دقت رهگیری و برد کشف را به شکلی خیرهکننده ارتقا میدهد و اگرچه در حال حاضر شاید مزیتی به نظر نرسد ، اما در زمان خود دستی برتر برای این شکاری قدرتمند در مقابل دشمنان خود بود .
زاسلون بر پایه فناوری آرایه فازی غیرفعال (PESA) توسعه یافته بود؛ در این ساختار، کل سیستم رادار تنها از یک یا دو منبع تولید امواج اصلی و مرکزی بهره میبرد.
امواج از منبع مرکزی قدرتمند تولید شده و سپس میان هزاران المانِ روی دیش آنتن تقسیم می شدند؛ در واقع، المانهای روی آنتن خودشان مولد موج نبودند و صرفاً امواج دریافتی را تغییر فاز داده و هدایت میکردند.
این فناوری در نسلهای بعدی جنگندهها به آرایه فازی فعال (AESA) ارتقا پیدا کرد؛ جایی که منبع تولید موج مرکزی کاملاً حذف شد و هر یک از هزاران المان روی آنتن، خودش یک فرستنده و گیرنده مستقل، کوچک و مجزا بود.
رادارهای، آرایه فازی فعال (AESA) به دلیل توانایی کار همزمان روی چندین فرکانس مختلف، مقاومت به شدت بالاتری در برابر جنگ الکترونیک دارند و حتی در صورت آسیب دیدن یا خرابی دهها المان، رادار همچنان بدون افت کارایی به مأموریت خود ادامه میدهد، قابلیتی که رادار غیرفعال زاسلون در نسخه اولیه خود فاقد آن بود، هرچند که روسها در ارتقای آن به نسخه «زاسلون-ام»، تلاش کردند با بهینهسازی پردازندهها، توانایی های زاسلون را در مقابل جنگ الکترونیک بهتر و بهتر کنند .

در کنار توانمندیهای رادار زاسلون و ارتفاع پروازی فوقالعاده، یکی از مهمترین مزیتهای جنگنده میگ ۳۱ مجهز بودن آن به قابلیت دیتا لینک و جنگ شبکهمحور است، همین ویژگیهای منحصربهفرد باعث شده تا این پرنده در میان عموم علاقهمندان حوزه هوانوردی به یک «مینی آواکس» (Mini-AWACS) مشهور شود؛ لقبی که در جنگندههای غربی متعلق به اف ۱۴ تامکت بود.
به واسطه این سیستم ارتباطی پیشرفته، یک تیم متشکل از ۴ فروند میگ ۳۱ قادر هستند با تبادل دیتای رادارهای خود با یکدیگر، محدودهای به وسعت ۸۰۰ تا ۹۰۰ کیلومتر از آسمان را به طور کامل و یکپارچه پوشش راداری دهند، این قابلیت نه تنها برای نظارت محیطی بسیار کارآمد است، بلکه به این جنگندهها اجازه میدهد تا اطلاعات دقیق اهداف کشفشده را برای درگیری به سایر جنگندههای نیروی هوایی (مانند جنگندههای سوخو ۳۰ یا میگ ۲۹) منتقل کنند.

این سطح از یکپارچگی راداری و اشتراکگذاری دادهها، دقیقاً یکی از مواردی است که جغرافیای سخت و خشن ایران شدیداً به آن نیاز دارد، با استفاده از این شبکه هواپایه، میتوان ضعفهای پوشش راداری در نقاط کور و مرزهای گسترده کشور را برطرف کرد و علاوه بر جنگندههای رهگیر، شبکهی پدافند زمینی نیز میتواند به خوبی از دادههای این مینیآواکسهای مسلح بهرهمند شود.
در کنار رادار میگ ۳۱ به یک کاونده فروسرخ در زیر دماغه، در جلو ارابه فرود جلو نیر مجهز است ، که دارای زاویه جستجوی ۶۰ درجه در دو طرف ، ۱۳ درجه رو به پایین و ۶ درجه رو به بالا است و ۵۰ کیلومتر بر ضد یک جنگنده با پس سوز روشن است.
این سامانه به صورت غیر فعال دست به جستجوی هدف و کشف موقعیت هدف برای شلیک موشک های فروسرخ میزند و با کمترین هشدار ، امکان رهگیری هدف را به میگ ۳۱ میدهد .
هواپیما دارای سامانه رهگیر و درگیری خودکار SAU-155MP است و از دو سامانه ناوبری NK-25 بر اساس ژیروسکوپهای حلقه لیزری (RLG) بهره میبرد که توسط یک کامپیوتر دیجیتال پشتیبانی میشود؛ مطابق با الزامات یک نسل چهارم ، میگ ۳۱ به مجموعهای از سنسورهای بقاپذیری نظیر هشداردهنده راداری (RWR)، هشداردهنده لیزری (LWR) و هشداردهنده فروسرخ (IRWR) نیز مجهز شده است .
در بخش تسلیحات، میگ ۳۱ برخلاف میگ ۲۵، به یک توپ ثابت گاتلینگ ۶ لول ۲۳ میلیمتری با ذخیره ۲۶۰ گلوله مسلح شده؛این سلاح که سریعترین گاتلینگ جهان محسوب میشود، دارای نرخ آتش خیرهکننده ۱۰,۰۰۰ گلوله در دقیقه است ، اما با توجه به محدودیت تحمل فشار ۵G، میگ ۳۱ و چالاکی کم این جنگنده ، احتمال استفاده از این توپ در نبردهای نزدیک هوایی (Dogfight) بسیار دور از ذهن است.
سلاح اصلی فاکسهاوند، چهار موشک دوربرد R-33 با برد معادل ۱۳۰ تا ۱۶۰ کیلومتر، لود شونده در زیر بدنه است ؛ این موشک با روش هدایت رادار نیمهفعال (SARH) و توانایی رسیدن به سرعت ۴.۵ ماخ یکی از مهلک ترین سلاح های هوا به هوای ساخته شده محسوب میشود .
زرادخانه پرنده؛ از شکاری تا شلیک بالستیک هواپرتاب
سیر تحول پلتفرم فاکسهاوند در طول چهار دهه گذشته، نشاندهنده انعطاف و ارتقاپذیری بینظیر این جنگنده است. این جنگنده که روزگاری تنها یک شکاری رهگیر بود، امروزه به یک پلتفرم چندمنظوره، استراتژیک و شبکهمحور تبدیل شده است که توانمندیهای آن را میتوان در سه سطح و نسل اصلی مورد ارزیابی و توانسنجی قرار داد:
-
نسل اول؛ مأموریت آنالوگ و فرماندهی هوابرد -نسخههای اولیه نظیر MiG-31B و BS :
این دو نسخه ، با هدف ایجاد یک چتر پدافندی مستقل از ایستگاههای زمینی توسعه یافتند، در این نسل، کابین کاملاً آنالوگ بود و خلبان تنها یک نمایشگر سربالا (HUD) برای دریافت اطلاعات پروازی در اختیار داشت و در کابین عقب نیز یک نمایشگر گرد تککاره CRT و دو نمایشگر مربعی تکرنگ برای افسر تسلیحات تعبیه شده بود، سلاح سازمانی و اولیه این جنگندهها در این نسل، موشکهای دوربرد R-33 بود و با وجود معماری قدیمی، همین نسل با بهرهمندی از رادار زاسلون توانست مفهوم «فرماندهی متحرک هوابرد در دل یک شکاری» را عملیاتی کند.
۲. نسل دوم؛ بلوغ دیجیتال، جنگ شبکهمحور و توان دیتا لینک نسخه MiG-31BM :
ارتقاپذیری عالی بدنه میگ ۳۱ باعث شد تا روسها با معرفی نسخه BM، این رهگیر را به یک هیولای دیجیتال تبدیل کنند؛ در این ارتقا، رادار به نسخه بسیار قدرتمندتر زاسلون-ام (Zaslon-M) مجهز شد، که برد کشف آن به حدود ۴۰۰ کیلومتر افزایش یافت و توانایی رهگیری همزمان ۲۴ هدف و درگیری با ۶ هدف را برای جنگنده فراهم کرد؛ در این نسل، میگ ۳۱ به موشکهای ترسناک R-37M با بردی بیش از ۳۰۰ کیلومتر مجهز شد که منحصراً برای شکار اهداف راهبردی نظیر آواکسها، تانکرهای سوخترسان و بمبافکنها از فواصل بسیار دور طراحی شده است.
۳. نسل سوم؛ شکاری تهاجمی و سکوی پرتاب بالستیک هواپرتاب نسخه MiG-31K :
در ارتقاهای اخیر، توانمندی میگ ۳۱ ابعاد کاملاً جدیدی به خود گرفت، در نسخه MiG-31K، با حذف بخش عمدهای از تجهیزات راداری و تسلیحات هوا به هوای استاندارد، این جنگنده از یک رهگیر به یک پلتفرم پرتاب برای موشک بالستیک هایپرسونیک کینژال (Kh-47M2 Kinzhal) تغییر کاربری داد؛ توان پرواز در ارتفاع بسیار بالا و رسیدن به سرعت نزدیک به ۳ ماخ، باعث میشود میگ ۳۱ نقش «مرحله اول پرتاب» را برای موشک بالستیک ایفا کند، این انرژی جنبشی عظیم اولیه به موشک کینژال اجازه میدهد تا به بردی حدود ۲۰۰۰ کیلومتر و سرعتی تا ۱۰ ماخ دست یابد و چنانچه بالستیک های ایرانی نیز با این توان چه در میگ ۳۱ و چه در سوخو ۲۲ مجهز شوند ، رهگیری سخت و بعضا ناممکن و حملاتی دردناک را برای دشمن رقم خواهند زد.
بررسی مهمان های جنگنده میگ ۳۱ ، فرصتها و چالشها برای ایران
دولت قزاقستان در سالهای اخیر بیش از ۱۰۰ فروند از جنگندههای فرسوده خود، شامل ناوگان میگ ۳۱ (عمدتاً از نسخههای پایه نظیر B و BS) را به دلیل پایان عمر پروازی و هزینههای سرسامآور نگهداری، به حراج گذاشته است و صحبت هایی از ورود این ناوگان به سازمان رزم نیروی هوایی ایران، به گوش رسیده که به بررسی مزایا و معایب آن میپردازیم :
مزایا و فرصتهای راهبردی:
ایجاد چتر دفاعی وسیع: توانایی شبکه شدن این رهگیرها و تبادل دیتا، میتواند ضعفهای پوشش راداری در نقاط کور و مرزهای گسترده کشور را به خوبی برطرف کند.
بازدارندگی دور ایستا پلتفرم ایدهآل برای تسلیحات سنگین: اگر قابلیت شلیک پرتابههای بالستیک (شبیه به موشک کینژال یا موشکهای بالستیک هواپرتاب بومی) روی این جنگندهها پیادهسازی شود، دستبلند تهاجمی ایران به شدت افزایش مییابد؛ بدنه عظیم و مستحکم میگ ۳۱، توانایی و بستر لازم برای حمل موشکهای دوربرد و سنگین بومی ایران اعم از کروز و بالستیک را به راحتی فراهم میکند.
معایب و چالشهای عملیاتی:
- وضعیت اسفناک بدنهها: گزارشها نشان میدهد میگهای حراج شده قزاقستان در وضعیتی کاملاً غیرپروازی (Grounded) قرار دارند،پرواز مداوم در سرعتهای بالای ۲.۵ ماخ، تنش حرارتی و خستگی فلز عظیمی به سازه وارد کرده است و احیای بدنههای متعلق به دهه ۸۰ میلادی یک چالش مهندسی بسیار بزرگ محسوب میشود.
- کابوس نگهداری موتورها: این جنگنده از موتورهای غولپیکر D-30F6 استفاده میکند که علاوه بر مصرف سوخت به شدت بالا، هزینههای نگهداری و اورهال بسیار نجومیتری نسبت به موتورهای جنگندههای سوخو دارند.
پکیج ارتقا و توانمندسازی ضروری (نقش واسطهای بلاروس):
عملیاتی کردن چنین ناوگان فرسودهای به صورت مستقل تقریباً غیرممکن است و ایران بدون شک نیازمند یک واسطه فنی قدرتمند خواهد بود؛در این میان، کارخانه تعمیرات هواپیمایی ۵۵۸ (۵۵۸th ARZ) واقع در شهر «باراناویچی» بلاروس، یکی از معدود مراکز پیشرفتهای است که توانایی فوقالعادهای در اورهال، ارتقا و تمدید عمر جنگندههای دوران شوروی دارد.
برای تبدیل این پرندههای فرسوده به یک دارایی استراتژیک، اجرای یک پکیج ارتقایی جامع در بلاروس الزامی است که محورهای زیر را شامل میشود:
- احیای سازه: نوسازی و رفع خستگی فلزِ بدنههای خسته قزاق برای تحمل مجدد فشارهای پروازی.
- دیجیتالسازی کابین: نصب نمایشگرهای دیجیتال در کابین و عبور از معماری کاملاً آنالوگ گذشته.
- ارتقای سیستم کنترل آتش: بهروزرسانی کامپیوترهای کنترل آتش جهت هماهنگی و پشتیبانی از شلیک موشکهای دوربرد جدید.
- بسترسازی تهاجمی: نصب پایلونهای مقاومسازیشده روی بدنه جهت حمل و شلیک تسلیحات بالستیک هواپرتاب، با الگوبرداری از نسخه تهاجمی MiG-31K.
ارزش افزوده استراتژیک برای نیروی هوایی ایران
اضافه شدن چنین پلتفرمی به سازمان رزم هوایی، توانمندیها را به شکل تصاعدی افزایش میدهد، از شبکه نظارتی با قابلیت دیتا لینک و پوشش جغرافیایی مناسب تا ، بدنه عظیم و توان حمل بار بالای این جنگنده، آن را به پلتفرمی ایدهآل برای حمل تسلیحات سنگین و ارتقا توان آفند و پدافندی تبدیل میکند، علاوه بر این، در صورت ارتقای بدنههای دستدوم توسط واسطههایی نظیر کارخانه تعمیرات هواپیمایی ۵۵۸ بلاروس، میتوان این پرندهها را برای شلیک بالستیک هواپرتاب آماده کرد،پیادهسازی قابلیت شلیک پرتابههای بالستیک ، روی میگ ۳۱، بازدارندگی دورایستا و دستبلند تهاجمی کشور را به شدت افزایش داده و نیروی هوایی را صاحب یک بازوی تهاجمی راهبردی و بینظیر در منطقه خواهد کرد.
بیشتر بدانید: درگ دنا پلاس تقویت با دنا فابریک / این دو خودرو اتوماتیک چقدر اختلاف شتاب دارند؟
بیشتر بدانید: درگ شاهین پلاس اتوماتیک و شاهین CVT؛ نتیجه دور از انتظار!
در کانال آپارات بیت ران ببینید:
تست قدرت واقعی شاهین CVT روی داینو! | مقایسه شاهین دندهای و اتومات
پارس نوآ سدان جدید پارس خودرو یا ال ۹۰ جدید چگونه است؟
تست و بررسی وحشتناک دنا توربو اسپرت تا حد مرگ
بررسی و تست دنا پلاس توربو اتوماتیک
تست و بررسی تخصصی چانگان CS55 Plus در جاده
رازهای پژو پارس با موتور جدید ؛ تست پرشیا زیر فشار
سیر تا پیاز خودرو شاهین سایپا در تست فنی
تست دنا جوانان با موتور EFP
مقایسه و تست شاهین و تارا : برنده کدامیک است؟
درگ ایرانی با فرانسوی: تست ریرا در برابر پژو ۲۰۰۸ کدام خودرو سریعتر است؟
بهترین راهنمای خرید سمند سورن
تست و بررسی تخصصی چانگان CS55 Plus ؛ در جاده، در دل پیچها
کارخانه هلیکوپترسازی بل و داستان راهاندازی خط تولید آن در ایران
داستان نامگذاری شرکت مزدا و پایه گذار آن که عاشق ایران بود
بهترین راهنمای خرید امویام | X22 معمولی یا پرو؟ یا اصلاً X33 کراس؟









