33.7 C
Tehran
پنج‌شنبه 6 آگوست 2026

مدافعان مرصاد؛ روایت قهرمانانی که خاک ایران را یکپارچه نگه داشتند

“bale”

از دست ندهید

‌وقتی ارتش صدام و نفوذی‌ها گمان می‌کردند ایران در ضعیف‌ترین وضعیت نظامی خود است، مردانی برخاستند که با هر آنچه داشتند، سد راه دشمن شدند. از فانتوم‌های ویرانگر تا تکاورانی که در تنگه‌های کرمانشاه، راه خروج دشمن را بستند؛ مدافعان مرصاد: سرهنگ جواد شریفی راد، سپهبد صیاد شیرازی، سرتیپ سپیدموی آذر، سرتیپ مصطفی اردستانی و یارانشان.

بیت‌ران، علی غفوری: نقشه ایران تنها به مدد دولت‌های حاکم بر کشورمان متصل و یکپارچه نمانده‌است. وطن پرستان، عاشقان کشور و شجاعان و علاقمندان به این مرز و بوم در نهایت نجات دهنده این کشور بوده‌اند. در مطلب پیش روی خوانندگان به واقعه‌ای می پردازیم که ۳۸ سال قبل می رفت تا ایران را درگیر یک جنگ بزرگ داخلی کند. آن سالها کشور در وضعیت نظامی ضعیفی قرار داشت و کم کم ارتش صدام حسین یکی پس از دیگری مناطق تحت تسلط نیروهای مسلح ایران را بازپس می‌گرفت.

حمله عراق و نفوذ به جنوب

تیر ۱۳۶۷ پس از قبول قطعنامه ۵۹۸ توسط امام خمینی، ارتش عراق با شکستن عهد و پس از قبول آتش‌بس به‌جنوب ایران حمله‌کرد. دشمن در حالی که بخش بزرگی از نیروهای بسیجی از جبهه‌های جنوبی به سمت شهرها و روستاهای خود بازگشته‌بودند موفق شد تا نزدیکی اهواز پیش بیاید. در آن زمان تنها بخشی از نیروهای با سابقه سپاه که عمدتا نیروهای کادر بودند و نفرات برگزیده ارتش اعم از تکاوران و نیروهای هوانیروز و نیروی هوایی نگهدارنده‌مرزها بودند.

این نیروها با رساندن خود به جنوب، مانع پیش‌روی بیشتر دشمن شدند. اما ۳ مرداد ۱۳۶۷ پیامی با رمز به تمامی نیروهای منطقه مخابره‌شد: ۳ تیپ از نیروهای برگزیده‌دشمن با حمایت هوایی عراق در حال نفوذ به داخل خاک ایران هستند. منطقه عملیاتی چنین اعلام شد: غرب ایران. اسلام آباد-کرند غرب.

 

مدافعان مرصاد: حشد نیروها به‌سوی غرب

بیش از ۱۰ هزار نیروی کادر سپاه که عمدتا ۶ سال و بیشتر سابقه حضور در جبهه داشتند، کوماندوهای ارتش و فرماندهان زمینی نظیر سرهنگ صیاد شیرازی فرمانده نیروی زمینی ارتش، با دریافت این هشدار همه کارها را رها کرده‌و به سمت غرب رفتند. خبر بد این بود که مطابق اطلاعات موجود نیروهای نفوذی حتی تلاش برای باز کردن درب‌های زندانهای متعدد را داشته‌اند و دیگر اینکه عراق آماده برای حداقل ۶۰۰ سورتی پرواز پشتیبانی است. تنها خبر خوب این بود که نیروهای مردمی، سپاه و تکاوران ارتش با هر وسیله ممکن از جمله حتی خودروهای سواری عبوری در حال حرکت به سمت گردنه پاتاق بوندند. جایی در استان کرمانشاه و نزدیک به سرپل ذهاب. ویژگی این .منطقه سختی ورود به آن به دلیل وضعیت کوهستانی و شرایط سخت حرکت بود.

مدافعان مرصاد: نبردهای تن به تن و خط دوم دفاعی

فرماندهی کل نیروهای مسلح با دستور به پایگاه همدان از این پایگاه خواست تا حداقل با ۵۰ سورتی پرواز مانع تجمع نیروهای مجاهدین خلق شود. ابتدا سرعت عمل نیروهای مجاهد خوب بود. آنها اسلام آباد غرب را تسخیر کرده‌و نیروهای پیش روی ارتش را غافلگیر کردند. کار به نبرد تن به تن رسید و بمباران‌های بی وقفه ارتش عراق در کنار حمایت توپخانه آن کشور، نیروهای ایران را که گمان می کردند جنگ به پایان رسیده‌مجبور به عقب نشینی کرد. اما خط دوم دفاعی ایران شکل گرفت.

نفرات مجاهدین خلق یا بهتر بگوییم افراد خائن و اغفال شده‌در برابر خط دوم نیز عملکرد خوبی نشان دادند. اما با رسیدن نیروهای کمکی کادر ارتش و سپاه شرایط تغییر کرد و سرعت پیشروی دشمن کم شد. یکی از نگرانی‌های نیروهای مجاهدین خلق، پایگاه سوم همدان بود که با وجود فرسودگی در جنگ ۸ ساله هنوز فانتومهای آن ترسناک و ویرانگر بودند. گفته می‌شود مسعود رجوی یک هفته قبل به فرماندهان واحدها گفته بود نترسید این پایگاه را با کمک ارتش عراق هر ۳ ساعت بمباران می کنیم.

جنگ بمب‌های تایمری در پایگاه سوم

همین طور هم شد. نیروی هوایی عراق با بمباران سنگین باندهای پایگاه سوم همدان مانع استفاده این پایگاه از بمب افکنهای ضربتی فانتوم شدند. اما با ترمیم سریع پایگاه صدام پی برد که نیاز به تلاش بیشتری است. بنابراین دست به یک راهکار جدید زد. بعد از ظهر چهارم مرداد ۸ میراژ عراقی برای اولین بار در جنگهای مدرن از سلاحی به نام بمب‌های تایمری استفاده کرد و دهها بمب کوچک زماندار بر روی باندهای پایگاه سوم همدان ریخت.

فرمانده پایگاه سوم سرهنگ سپید موی آذر آن روزها را هرگز فراموش نمی کند. بیسیم او روشن بود و مرتب درخواست کمک از سوی مدافعان تنگه چهار زبر در غرب کرمانشاه می‌آمد. دشمن ظرف یک روز ۱۴۵ کیلومتر در داخل ایران پیش روی کرده و اکنون در “تنگه موسوم به چهار زبر”منوقف شده‌بود. زیر آتش دشمن شانسی برای مدافعان مرصاد نبود .تعدادی واحد پراکنده نظامی و مردمی در برابر ۷۵۰۰ نیروی با انگیزه (و البته فریب خورده) قرار داشتند که ضمن برخورداری از صدها تانک سبک و نفربر از برتری آتش عراق برخوردار بودند.

سیاست‌های صدام و ریسک‌های مرگبار

صدام حسین به آمریکایی‌ها و روس‌ها قول داده‌بود که به آتش‌بس احترام بگذارد. اما تاکید کرده‌بود که اگر ایرانی‌ها (نیروهای تحت امر مسعود رجوی) بخواهند کشورشان را پس بگیرند به آنها کمک خواهد کرد. چون موافقت یا سکوت آنها را دیده بود تصمیم گرفت تا با آخرین کارت خود نیز بازی کند.

۴ مرداد تلاش‌های نیروی هوایی عراق نتیجه داد و باندهای پایگاه سوم مملو از بمب‌های کوچک تاخیری بود. اما دو چیز به زیان دشمن پیش رفت:

یکم آنکه سرهنگ شریفی راد بهترین متخصص خنثی کننده ‌مب ایران و شاید آسیا آن روز در پایگاه سوم بود.

دوم آنکه سرهنگ سپید موی آذر، فرمانده پایگاه، شخصا بر روی باند آمد و بمب‌های کوچک موسوم به بمبلت را از روی باند برداشت.

شریفی راد می‌گوید:” اگر سپیدموی این کار را نمی‌کرد هیچکس جرات جلو آمدن را نداشت. من سالها کارم خنثی کردن بمب‌های مربوط به بخش هوایی بود. اما می دانستم بمب‌های مذکور بین ۵ دقیقه تا ۷۲ ساعت ممکن است منفجر شوند. بارها بمبهای یک تنی را هم خنثی کرده بودم اما بمب‌های تایمری چیز دیگری بوند.” او می گوید: “منتظر بودیم ببینیم فرمانده پایگاه چه می کند. قرار است فرار کنیم یا بمانیم و بمیریم .”

مدافعان مرصاد: شجاعت در برابر بمب‌های زمان‌دار

سپیدموی که می دانست مدافعان در تنگه چهار زبر ساعتی ۱۰۰ شهید می دهند شروع کرد به جمع کردن بمب‌های کوچک که برخی تا نزدیکی جنگنده های آلرت رفته بودند. شریفی‌راد می گوید :”من تجربه داشتم و می دانستم اگر یکی از این بمب‌ها در زیر یک فانتوم آلرت که ۸ بمب نیم تنی زیر آن بود منفجر می شد، به شکلی نابود می شدیم که تنها بخار ما تحویل بستگان می شد. شجاعت سپیدموی آذر بقیه را نیز کم کم از اتاق‌های ستاد بیرون کشید.”

وی ادامه‌می‌دهد: “بعد از اینکه من هم شروع کردم بمب‌ها را به اطراف پرت کردن درجه‌داران و افسران غیر خلبان هم آمدند. نمی‌دانم چقدر بمب بود اما در نهایت سرهنگ اردستانی موسوم به شیر نهاجا هم آمد و دو خلبان دیگر نیز با روشن کردن موتورهای جت‌ها سعی کردند تا باندها را آماده‌کنند. در همین زمان یکی از بمب‌ها در کنار یکی از فانتوم‌های مستقر در باند منفجر شد. چون در سمت مناسبی منفجر شد هواپیما را به یکباره منفجر نکرد و هواپیما آرام آرام شروع کرد به‌سوختن.”

یک خلبان فانتوم با قبول ریسک بالا هواپیما را به نقطه دوری برد و یک آتش نشان پایگاه نیز خود را به او رسانده و دو نفره هواپیما را خاموش کردند تا منفجر نشود اما آتش‌نشان بیهوش شد.

مدافعان مرصاد: پروازهای نجات‌بخش و نبرد هوایی

سرهنگ سپیدموی آذر بی‌سیم را همراه آورده‌بود و فریاد و درخواست مدافعان مرصاد مدام به گوش می رسید. او مانند یک قهرمان اسطوره ای بدون آنکه آثاری از ترس یا حتی خشم در او قابل مشاهده باشد به شریفی راد نگاه کرد و گفت: “اگر یکی از این بمب‌ها منفجر شود تا چه شعاعی اثر دارد؟ او هم بدون تعارف گفت: اگر داخل شیلتر و جای درست منفجر شود هر ۳ فانتوم داخل شیلتر را تحت تاثیر قرار می‌دهد و با انفجار بمب‌های آنها تا صدها متر اطراف ما چیزی باقی نمی‌ماند.

سپیدموی آذر نگاهی به اردستانی کرد و گفت موقع اقدام است. آنها فانتوم‌ها را از شیلترها در آوردند و سپس ۶ خلبان و کمک خلبان دیگر پشت هواپیماها نشسته و در حالیکه بمب‌های کوچک تایمری یکی پس از دیگری در کنار باند یا در شیلترها منفجر می شدند ۳ فانتوم فول لود به پرواز درآمدند. ۱۰ دقیقه بعد ۳ فانتوم دیگر و تا پایان آن روز ۳۰ فروند دیگر به سمت چهار زبر حرکت کردند.

بیشتر بدانید: موشک جدید ایران که آمریکا از آن می ترسد چیست؟

البته نیروی هوایی عراق نیز بیکار نبودند. به‌گفته ژنرال وفیق سامرایی ده‌ها میراژ و میگ ۲۳ به سمت منطقه نبرد حرکت کردند تا مانع عملیات پایگاه سوم شوند. آن روز همچنین برای اولین بار شاهد حضور میگ ۲۹ عراق در آسمان غرب ایران بودیم که با حضور سرگرد اسداله عادلی و کمک خلبان احتمالا سرگرد مسبوق در یک نبرد نفسگیر این هواپیمای نسل چهارم مقهور اف ۱۴ شد. اگرچه موشک آن در آخرین لحظات دماغه تامکت را می کند اما عادلی موفق به نشستن به زمین می شود.

ضربه نهایی و پاکسازی منطقه

بر روی زمین نبرد ادامه‌دارد. نیروهای برگزیده‌عراقی به کمک نیروهای مجاهد می‌آیند و سعی می‌کنند تا در نبرد سنگین بین جاده اسلام‌آباد و کرمانشاه در تنگه‌های چهار زبر و پاتاق نیروهای پیش روی سپاه را در منگنه‌بگذارند. در نبردی تن به تن صدها تن از طرفین کشته‌می‌شوند. در حالیکه نیروهای ارتش به فرماندهی سرهنگ صیاد شیرازی با رسیدن به منطقه نبرد مجالی مجدد به مدافعان می‌دهند، مجددا بمباران‌های بی‌وقفه ارتش عراق این‌بار شرایط را به زیان مدافعان مرصاد تغییر می‌دهد. دقایقی بعد ناگهان همه چیز تغییر می‌کند.

بیش از ۲۰ اف ۴، اف ۵ و بالگرد کبرا شروع به آتش باری سنگین بر روی دشمن می کنند. چند افسر موسوم به ناظر مقدم ارتش با دادن گرای دقیق سبب نابودی نیروهای فریب خورده‌مجاهد می شوند. نیروهای زمینی ایران با این سطح از بمبارن از لاک دفاعی خارج شده‌و به‌سمت ضلع غربی چهارزبر حرکت می‌کنند و با مشتی نیروی متفرق و زمین‌گیر دشمن مواجه‌می‌شوند.

بیشتر بدانید: سرهنگ خلیل دشتی‌زاده؛ مرد گمنام گردان‌های تامکت

بچه‌های سپاه سعی می‌کنند تا این نیروها را وادار به تسلیم کنند. اما این نیروها با کشتن خود نشان می دهند که قصد تسلیم شدن ندارند. موج بعدی نیروهای ارتش و سپاه با یک ۷۴۷ به خلبانی سرهنگ علی اکبر حسینی به منطقه می‌رسند. حسینی با کمک کروی پروازی خود ۶ هزار سرباز را به منطقه‌می‌رساند. این نیروها بسیار سریع به سمت غرب گردنه پاتاق رفته‌و پس از بمباران سنگین منطقه توسط خلبان پایگاه تبریز به لیدری بقایی و صالح اردستانی عملا راه خروج این نیروها را می‌گیرند.

نیروهای مجاهد و کماندوهای عراقی البته دست از نبرد نمی کشند و با کمک موشکهای دوش پرتاب ۳ بالگرد ارتش را به زیر می‌کشند. یک شلیک به سمت خلبان فانتوم (احتمالا سرگرد ناصر رضایی) می‌کنند که او به موقع خود را نجات می‌دهد. اگرچه در نتیجه یک مانور سنگین از نزدیکی یک بالگرد ارتش به خلبانی فرمانده صیاد شیرازی می‌گذرد.

پشتیبانی هوایی و پایان عملیات

آن‌روزها در کنار شجاعت و از جان گذشتگی نیروهای زمینی سپاه و ارتش، پشتیبانی سنگینی نیز از سوی نیروهای هوایی و هوانیروز انجام شد. ۴۲۵ سورتی پرواز بالگردها و ۱۲۰ سورتی پرواز نیروی هوایی تلاش عده‌ای مرد و زن مسلح ایرانی و متاسفانه فریب خورده‌و تجزیه‌طلب شکست خورد. نهم مرداد ۱۳۶۷ صدام حسین پی برد که باید به همان قطعنامه ۵۹۸ قناعت کند .

یادواره قهرمانان، مدافعان مرصاد 

امروز ۳۷ سال از آن زمان می گذرد.

سرهنگ جواد شریفی راد ۱۳ سال قبل سر صحنه فیلم معراجی‌ها بر اثر عدم دقت مسئولان صحنه کشته‌شد.

سپهبد صیاد شیرازی در روزی که حتی یک محافظ نداشت در فروردین ۱۳۷۸ شهید شد.

سرتیپ سپیدموی آذر مدتی پس از پایان جنگ پیش از موعد از ارتش بیرون آمد و تقریبا از او اطلاعات قابل توجهی وجود ندارد.

سرتیپ مصطفی اردستانی نیز ۱۵ دی ۱۳۷۳ در هواپیمای حامل سرلشکر منصور ستاری فرمانده نیروی هوایی شهید شد.

میراث عملیات مرصاد

پرونده عملیات فروغ جاویدان یا همان مرصاد حدود ۴ دهه‌است که بسته‌شده اما شرح شجاعت مردان و زنان آن نبرد همچون چراغی پر فروغ حتی امروز با ما هست. هر نیروی تجزیه طلبی که قصد اقدام علیه خاک ایران را دارد می داند که حتی در روزی که ایران در ضعیف‌ترین شرایط دفاعی بود ظرف کمتر از ۴۸ ساعت ۵۰ هزار نیرو را در یک منطقه کوچک گرد آورد. مشخص است که چنین کشوری را نمی‌توان به‌سادگی شکست داد.

در کانال آپارات بیت ران ببینید:
تست قدرت واقعی شاهین CVT روی داینو! | مقایسه شاهین دنده‌ای و اتومات
پارس نوآ سدان جدید پارس خودرو یا ال ۹۰ جدید چگونه است؟
تست و بررسی وحشتناک دنا توربو اسپرت تا حد مرگ
بررسی و تست دنا پلاس توربو اتوماتیک
تست و بررسی تخصصی چانگان CS55 Plus در جاده 
رازهای پژو پارس با موتور جدید ؛ تست پرشیا زیر فشار
سیر تا پیاز خودرو شاهین سایپا در تست فنی
تست دنا جوانان با موتور EFP 
مقایسه و تست شاهین و تارا : برنده کدامیک است؟
درگ ایرانی با فرانسوی: تست ریرا در برابر پژو ۲۰۰۸ کدام خودرو سریع‌تر است؟
بهترین راهنمای خرید سمند سورن
تست و بررسی تخصصی چانگان CS55 Plus ؛ در جاده، در دل پیچ‌ها
کارخانه هلیکوپترسازی بل و داستان راه‌اندازی خط تولید آن در ایران
داستان نامگذاری شرکت مزدا و پایه گذار آن که عاشق ایران بود
بهترین راهنمای خرید ام‌وی‌ام | X22 معمولی یا پرو؟ یا اصلاً X33 کراس؟

 

“rubika”



پاسخ دادن

دیدگاه خود را وارد کنید
لطفا نام خود را وارد کنید

آخرین اخبار

شروع ثبت‌نام خودرو کوییک S سایپا از شنبه ۱۷ مرداد

سایت گروه سایپا در تاریخ ۱۷ مردادماه، طرح فروش مشارکت در تولید خودروی کوییک S (مجهز به استاندارد ۸۵‌گانه...

پست‌های مرتبط