از پاییز ۱۴۰۴ که بند «ر» تبصره یک قانون بودجه، واردات خودرو توسط ایرانیان مقیم خارج از کشور را به رسمیت شناخت، تا امروز که بیش از یک سال و نیم از آن میگذرد، این طرح هنوز در مرحله بخشنامهبازی و اصلاحیههای پیدرپی گیر کردهاست. آنچه قرار بود یک روزنه تنفس برای بازار پرالتهاب خودرو باشد، به یکی از روشنترین نمونههای تصمیمگیری شتابزده و غیرکارشناسی در حوزه اقتصادی کشور بدل شد.
بیتران، مانی حدادی: تصمیمی که هر چند ماه یکبار بازنویسی میشود، بدون آنکه سازوکار اجرایی روشن و پایداری برایش تعریف شدهباشد. این گزارش تلاش میکند با نگاهی انتقادی و البته منصفانه، در کنار منافع مردم، ابعاد حقوقی و اقتصادی این پرونده را واکاوی کند.

شروط واردات خودرو توسط ایرانیان خارج از کشور
باور عمومی در میان بسیاری از ایرانیان مقیم خارج و حتی خانوادههای آنها در داخل کشور این بوده که صرفاً داشتن گذرنامه ایرانی و اقامت خارجی کافی است تا آنها بتوانند یک خودرو با خود وارد کشور کنند. اما واقعیت، فاصله زیادی با این تصور سادهانگارانه دارد.
بیایید به جای صحبتهای عامه پسند و برداشتهای شخصی، قضیه را دقیق، متقن و بر اساس قانون بررسی کنیم. بر اساس مصوبات هیئت وزیران و بخشنامههای گمرک ایران و سازمان توسعه تجارت، مسیر واردات برای ایرانیان خارج از کشور چند شرط سخت را همزمان تحمیل میکند.
۱. کارت بازرگانی
طبق ابلاغیههای گمرک، تمامی مشمولان این مصوبه برای ثبت سفارش و ترخیص خودرو نیاز به کارت بازرگانی دارند. سندی که اخذ آن خود مستلزم طی تشریفات اداری، عضویت در اتاق بازرگانی، پرداخت هزینه و گاه گذراندن دوره آموزشی است. این شرط عملاً «هر ایرانی معمولی» را از دایره برخورداری خارج میکند و واردات را به سمت افراد آشنا به فرآیندهای بازرگانی یا شرکتهای واسطه سوق میدهد.
احتمالاً هیچکدام از ایرانیان عزیز خارج از کشور نمیدانند که اخذ کارت بازرگانی نیازمند عضویت در اتاق بازرگانی، پرداخت حق عضویت سالانه، ارائه اظهارنامه ثبتی یا مجوز کسبوکار و در برخی موارد گذراندن دوره آموزشی است. فرآیندی که برای یک نفر که فقط یکبار قصد وارد کردن خودروی شخصی دارد، کاملاً نامتناسب است. کارت بازرگانی معمولاً به اشخاص حقیقی دارای پروانه کسب یا اشخاص حقوقی (شرکتها) تعلق میگیرد. یک کارمند، دانشجو یا بازنشسته مقیم خارج که شغل تجاری ندارد، اساساً واجد شرایط دریافت این کارت نیست.
۲. احراز اقامت از سوی وزارت امور خارجه
در اصلاحیه بعدی مصوبه، عبارت «به تشخیص وزارت امور خارجه» به شرط داشتن کارت اقامت افزودهشد. یعنی صرف کارت اقامت کافی نیست و باید سفارتخانه یا کنسولگری، اصالت و اعتبار آن را تأیید کند.
وقتی قانون میگوید کارت اقامت باید «به تشخیص وزارت امور خارجه» احراز شود، عملاً یک استاندارد سلیقهای و قابل تفسیر ایجاد میکند، نه یک چکلیست شفاف. نتیجه این میشود که هر نمایندگی کنسولی در هر کشور میتواند برداشت متفاوتی از «اعتبار» یک نوع اقامت داشته باشد.
این به کنار. فقط تأییدیه سامانه میخک (که همین احراز هویت و اقامت را انجام میدهد) حدود ۱۰ تا ۱۵ روز و تأییدیه سامانه جامع تجارت حدود ۳۰ روز زمان میبرد. این اتلاف زمانی برای فرایند واردات خودرو که خودش بهشدت زمانبر است، کم چیزی نیست. تازه اضافه شدن یک وظیفه تازه و پرحجم مثل احراز اقامت برای واردات خودرو، بدون افزایش متناسب ظرفیت این نمایندگیها را فاکتور گرفتیم.
۳. محدودیت زمانی برای تاریخ اقامت و خرید خودرو
تنها کسانی که پیش از تاریخهای اعلامی (۲۱ خرداد ۱۴۰۴ برای شروع اقامت و ۱۲ آذر ۱۴۰۴ برای خرید خودرو) واجد شرایط بودهاند، امکان بهرهمندی از برخی مسیرهای سادهتر را دارند. افرادی که بعد از این تاریخها اقدام کردهاند، با محدودیتهای بیشتری روبهرو هستند.
این یعنی پس، خیلی از ایرانیان خارجنشین اصلاً بهموقع از وجود این فرصت باخبر نشدند. کسی که مثلاً در آذر یا دی ۱۴۰۴ متوجه این طرح شده، صرفاً بهخاطر دیرتر مطلع شدن، از مسیر سادهتر محروم میشود. نه بهخاطر فقدان صلاحیت واقعی. حتی بدتر. کسی که میخواست پیش از تاریخ تعیینشده خودرو بخرد تا مشمول شرایط شود، عملاً تحت فشار زمانی مجبور به خرید شتابزده بوده، بدون فرصت کافی برای مقایسه قیمت، بررسی خودرو یا جمعآوری نقدینگی لازم.
۴. سقف ارزش و تعداد
سقف ۳۰ هزار دلار برای خودروی نو (و ارقام متفاوت برای مدلهای لوکس) و مجاز بودن تنها یک خودرو در سال برای هر فرد، دایره افرادی را که عملاً از این طرح منتفع میشوند بهشدت تنگ کردهاست.
این محدودیت قیمتی، عملاً بسیاری از خودروهای متعارف و مطمئن بازارهای بینالمللی (بهویژه برندهای اروپایی و ژاپنی با کیفیت بالاتر) را از دسترس متقاضی خارج میکند و او را به سمت خودروهای ارزانتر، کمنامتر یا کارکرده سوق میدهد که ریسک فنی و افت ارزش بیشتری دارند.

واردات خودرو توسط ایرانیان خارج از کشور: مسیریابی با جیپیاس خراب
چیزی که این پرونده را از یک سیاستگذاری معمول متمایز میکند، ریتم غیرعادی تغییرات آن است. مسیری با نقشهای گمراهکننده. مرور زمانی مصوبات نشان میدهد این طرح، نه یک تصمیم یکباره، بلکه رشتهای از وصلههای پیاپی بودهاست. مثلاً در تابستان ۱۴۰۴ گمرک ایران با همکاری سازمان توسعه تجارت و وزارت صمت، نخستین مقررات اجرایی را ابلاغ میکند و اعلام میشود ایرانیان مقیم خارج «حالا میتوانند» خودرو وارد کنند. انگار که این حق تازه کشف شدهاست. بعد، در آذر همان سال هیئت وزیران در جلسهای مصوبه اصلاحی صادر میکند و جدول تعرفهها را بازتعریف میکند. همزمان قید میشود مفاد پیشین برخی آییننامههای مرتبط دیگر لازمالاجرا نیست. یک دندهعقب وحشتناک. اوضاع بدون تغییر تا پایان سال ادامه پیدا میکند.
اواسط بهار سال ۱۴۰۵ اصلاحیه تازهای درباره تعرفه خودروهای برقی و هیبریدی ابلاغ میشود، آن هم پس از آنکه مجلس تعرفههای پیشین (۴ تا ۱۵ درصدی) را «خلاف قانون بودجه» تشخیص داده و خواستار اصلاح آن شدهبود. یعنی دولت مجبور میشود مصوبه خودش را به دستور مجلس پس بگیرد. یک ماه بعد در خرداد جزئیات تازه درباره شرایط سنی متقاضی، تاریخ خرید خودرو، گمرک مجاز برای ترخیص (گمرک بازرگان از ۲۷ تیر) و مهلت نهایی ثبت سفارش (تا اسفند ۱۴۰۵) اعلام میشود.
این بگیر و نگیر نشانه روشنی از فقدان یک نقشه راه یکپارچه از همان ابتدای کار است. سخنگوی وزارت صمت نیز بهصراحت اذعان کرده که بخشی از عوارض و تعرفهها «جنبه درآمدی برای دولت» دارد و در قوانین بودجه سنواتی تعیین میشود، بدون آنکه وزارت صمت نقشی در تعیین آنها داشتهباشد. اعترافی که نشان میدهد سیاست خودرو، محل تلاقی و گاه تعارض منافع چند نهاد مختلف (مجلس، دولت، گمرک، وزارت صمت، وزارت امور خارجه) است که هرکدام بدون هماهنگی کامل با دیگری، مهر خود را میکوبند.

ضربه کاری به خدمات پس از فروش
ضربه اصلی این سیاست به ساختار بازار قطعات و خدمات پس از فروش وارد میشود. زاویهای که شاید حساسترین و کمتوجهترین بعد کل ماجراست، آن هم با دو الگوی متفاوت برای خودروهای نو و کارکرده. وزارت صمت میگوید واردات خودروی نو طبق مقررات فعلی صرفاً از طریق اشخاص حقوقی امکانپذیر است. دقیقاً به این دلیل که موضوع خدمات پس از فروش، تأمین قطعات و پاسخگویی باید مشخص و قابل پیگیری باشد. اما در طرح ایرانیان مقیم خارج، واردات خودروی نو به اشخاص حقیقی هم واگذار شده. یعنی همان اصل احتیاطی که برای بازار عمومی وضع شده بود، در این مسیر کنار گذاشته میشود و خودروی نویی که یک فرد عادی وارد میکند، از همان ابتدا فاقد هرگونه چتر حمایتی نمایندگی رسمی، گارانتی کارخانهای معتبر در ایران یا تعهد تأمین قطعه از سوی برند سازندهاست.
بیشتر بدانید: تحلیل برنامههای پزشکیان برای بنزین ۱۰ تومانی و واردات خودرو
در مورد خودروی کارکرده که اوضاع اصلاً تعریفی ندارد. چون این خودروها از قبل بخشی از عمر مفید خود را طی کردهاند و بهطور طبیعی به تعمیر و قطعات یدکی نیاز بیشتری دارند، درحالیکه همان محدودیت سنی ۵ ساله و نبود سابقه فنی قابلاستعلام در ایران، ارزیابی وضعیت واقعی خودرو پیش از ترخیص را دشوار میکند و ریسک خرید یک خودروی معیوب یا تصادفی را که هیچ نمایندگیای مسئولیت آن را برعهده نمیگیرد، بالا میبرد.
نتیجه این دوگانگی در هر دو حالت یکسان است. هرچند از دو مسیر متفاوت به آن میرسد. خریدار خودروی نو با برندها و مدلهای متنوع و غیرمتعارف با بازار سنتی ایران مواجه میشود که تقاضا برای قطعات کمیاب آنها را افزایش میدهد، قیمت قطعات را بالا میبرد و بازار را مستعد ورود قطعات تقلبی و بیکیفیت میکند و خریدار خودروی کارکرده علاوه بر همین مشکل، با فرسودگی از پیش موجود خودرو هم دستبهگریبان است، بدون آنکه در ایران مرجعی برای تأیید سلامت فنی یا سابقه تصادف آن وجود داشتهباشد.
چه خودروی نو و چه کارکرده، وقتی حجم قابلتوجهی از واردات از مسیر غیررسمی و پراکنده (همان مدعای هر فرد، یک خودرو) انجام شود، شرکتهای واردکننده رسمی انگیزه کمتری برای سرمایهگذاری در ایجاد شبکه خدمات و انبار قطعات برای همان مدلها پیدا میکنند و مالکان بعدی این خودروها، در میانمدت با افت شدید ارزش فروش مجدد بهدلیل دشواری تعمیر و نگهداری مواجه خواهند شد.

واردات خودرو توسط ایرانیان خارج از کشور، قضیه اصلاً به این سادگیها نیست
فاصله میان زبان تبلیغاتی این طرح و واقعیت اجرایی آن، بستر مناسبی برای شکلگیری چند باور غلط رایج در فضای برخی رسانهها فراهم کرده است. از تابستان ۱۴۰۴ که نخستین بخشنامهها ابلاغ شد، بسیاری از عناوین خبری با جملاتی مثل «واردات خودرو توسط ایرانیان خارج از کشور» منتشر شدند. بدون آنکه در همان تیتر یا حتی در متن خبر، به شروط، محدودیت و الزامات آن اشارهای شود. این نوع اطلاعرسانی سادهشده و ناقص، در ذهن مخاطب عمومی تصویری از یک «حق باز و بیقیدوشرط» ساخته که با پیچیدگی واقعی فرآیند اداری فاصله زیادی دارد. نتیجهاش این شد که افراد زیادی بدون آگاهی از موانع واقعی، وارد فرآیندی پرهزینه و زمانبر شدند. تازه در میانه راه با شرطهایی مواجه شدهاند که هیچکجا از ابتدا بهروشنی توضیح داده نشدهبود.
بیشتر بدانید: راهنمای جامع وام نوسازی موتورسیکلتهای فرسوده؛ سقف ۵۰۰ میلیون تومانی و شرایط اسقاط ۱۴۰۵
باور غلط دیگری که در برخی گزارشها دیدهمیشود، معرفی این طرح بهعنوان راهحل قطعی گرانی خودرو در بازار داخلی است. این تصویر با واقعیت عددی ماجرا همخوانی ندارد. وقتی سقف واردات خودرو توسط ایرانیان خارج از کشور تنها یک خودرو در سال است و هزینههای مادی و زمانی قانونیاش خیلی از متقاضیان بالقوه را از میدان خارج میکند، حجم واقعی این واردات هیچگاه به اندازهای نخواهد رسید که بتواند تأثیر ساختاری و پایداری بر قیمت کلی بازار خودروی داخلی بگذارد. معرفی این طرح بهعنوان «راهحل بازار» بیشتر یک وعده سیاسی خوشبینانه بوده تا تحلیلی مبتنی بر اعداد واقعی عرضه و تقاضا.
جمع همه این عوامل، تصویری روشن از یک الگوی تکرارشونده به دست میدهد. سیاستگذار بهجای طراحی یک چارچوب باثبات و شفاف از همان ابتدا، مسیر آزمونوخطا را انتخاب کرده. بار این سیاست «شُل کن، سفت کن» هم مستقیماً بر دوش شهروندان (چه داخل کشور و چه خارج از آن) افتادهاست.


