چه کسی میداند خلبانان ایرانی نابود کننده نیروگاه اوسیراک در جنوب بغداد چه کسانی بودند؟ این قسمت” قهرمانان گمشده”به لیدر این حمله می پردازد: سرهنگ محمد حسین قهستانی.
بیتران– علی غفوری: شاید جوانترها ندانند که اولین کشور منطقه که بدنبال انرژی هستهای رفت، عراق تحت رهبری صدام حسین بود. این برنامه از دهه ۶۰میلادی با کمک شوروی آغاز شد و در دهه ۷۰ با کمک فرانسه ادامهیافت.
بیشتر بدانید: ایران اف ۳۵ را چگونه هدف قرار داد؟ موشک ۳۵۸ شکارش کرد؟
اما اسراییلیها که از همان ابتدا میدانستند صدام فردی جاهطلب است و حتما هدف نهایی او بمب اتم است، در ادامه، با ترور دانشمندان و افسران مرتبط عراقی و غیرعراقی، مدام در ادامه مسیر “اتمی شدن عراق” کار شکنی میکردند. تا اینکه سرانجام ابتدا توسط خلبانان ایرانی در هشت مهر سال ۱۳۵۹ و سپس توسط نیروی هوایی اسراییل در هفده خرداد سال ۱۳۶۰ بمباران و به کلی نابود شد.
قهرمانان فراموش شده اوسیراک
اما چه کسی میداند خلبانان ایرانی نابود کننده نیروگاه اوسیراک در جنوب بغداد چه کسانی بودند؟ این قسمت” قهرمانان گمشده”به لیدر این حمله میپردازد: سرهنگ محمد حسین قهستانی.

هفت مهر ۱۳۵۹، هشت روز از آغاز حمله سراسری عراق به ایران میگذشت و صدها سورتی پرواز توسط خلبانان ایرانی عملا اقتصاد و نیروی هوایی عراق را به زانو درآوردهبود. صبح روز هفتم مهر، یکی از افسران ارشد نیروی هوایی طرحی را بر روی میز فرماندهان گذاشت که خلاصه آن، برنامه انهدام نیروگاه اتمی تموز یا همان اوسیراک بود. نیروگاهی در ۱۹ کیلومتری بغداد. سه راکتور هستهای با توان ۷۰ مگاوات خروجی. صدام از سال ۱۹۷۵ تمام توان خود را بر روی اتمام این نیروگاه گذاشت و سعی کرد این تاسیسات از دست یورشهای پیدرپی و گاه و بیگاه نیروی هوایی اسراییل سالم بماند. حتی برای مراقبت از آن دست به دامان فرانسویها شد و فرانسویها “سالم ماندن این نیروگاه” را تضمین کردهبودند.
تصمیم برای اوسیراک
فرماندهان ایرانی دو مشکل جدی برای زدن اوسیراک داشتند. یکی احتمال اشاعه مواد رادیو اکتیو و دوم پدافند بسیار سنگین منطقه تویثه(محل قرارگیری سایتهای اتمی). این منطقه بر خلاف سایر نقاط عراق زیر چتر موشکهای ضدهوایی فرانسه به ویژه موشکهای رولاند بود. مضافا اینکه موشکهای سام ۶ ارتش عراق تا شعاع ۲۰ مایلی به هر پرندهای شلیک میکردند.
یکی از فرماندهان در جلسه به سایرین اطمینان داد که به احتمال زیاد خطر رادیو اکتیو وجود ندارد چرا که نیروگاه بارگذاری نشدهاست. اما یکی دیگر از فرماندهان، خطر کشتهشدن فرانسویها را گوشزد کرد که پاسخ شنید آنها هم اکنون نیز درگیر شدهاند. چرا که تحویل اولین میراژ به ارتش عراق بهزودی انجام میشود.
آن سالها فرانسه نفوذ زیادی در خاورمیانه داشت. عراق، اسراییل و حتی ایران زمان محمدرضا شاه همگی فرانسه را بازیگر اصلی منطقه میدانستند و تقریبا نه ایران و نه اسراییل جرات بمباران یک نیروگاه مملو از فرانسویها را نداشتند. اما هفت روز بعد از حمله عراق به ایران همه چیز فرق کردهبود.
بیشتر بدانید: قهرمان فراموش شده نیروی هوایی؛ چگونه خلبان داریوش خاک نگار به دل ارتش آمریکا زد؟
در نهایت تصمیم فرماندهان بر این شد که اوسیراک نابود شود. (برخی محققین معتقدند که خلبانان ایرانی، تویثه را بهعنوان هدف دوم زدند و اصلا نمی دانستند چنین نیروگاهی در جنوب بغداد وجود دارد! حال آنکه ما میدانیم اگر قصد فرماندهی نیروی هوایی خودداری از بمباران نیروگاه اتمی بوده، حتما به همه خلبانان چنین موضوعی را گوشزد میشد. خلبانان به ویژه یک سرگرد باسابقه نیروی هوایی، تفاوت ببین ظاهر یک نیروگاه معمولی با نیروگاه اتمی را میدانند.)

انتخاب خلبان
معاون عملیات نیروی هوایی باید چنین ماموریتی را به خلبانی ورزیده و بدون خطا میداد و در مهر ۱۳۵۹ چنین خلبانانی در گردانهای فانتوم زیاد بودند. اما مشکل اصلی در تجربه بود. چنین ماموریتی باید به یک سرگرد یا سرهنگ ۲ با حداقل ۲۰ سال سابقه پرواز دادهمیشد. چرا که در جریان چنین عملیاتی، در ارتفاع بالا شکاریهای محافظ بغداد خلبانان را به دام میانداختند و اگر قرار بود در ارتفاع پایین حرکت بشود، موشکهای رولاند فرانسوی مهاجم یا مهاجمین را شکار میکردند. در انتها نیز اگر خلبانان ماموریت را انجام میدادند با رهگیرهای پایگاههای الرشید و شعبیه مواجهمیشدند.
بیشتر بدانید: موشک خرمشهر ۵ / ایران در آستانه ورود به باشگاه موشکهای قارهپیما؟
افسرهای ارشد خلبان در سال ۵۹ چندان زیاد نبودند. چرا که اخراج گسترده خلبانان در جریان کودتای مشکوک نقاب در تیر ماه همان سال، موجب حذف صدها خلبان باتجربه شدهبود. سایر افسران ارشد نیز عمدتا دارای سمتهای مدیریتی شدهبودند و نمیشد آنها را به خارج از مرز فرستاد.
البته خلبانانی نظیر سرگرد براتپور معاون عملیات پایگاه سوم همدان برای چنین ماموریتی مناسب بودند. اما وی آن روزها خیلی گرفتار بود و سرگرد اسکندری و سرگرد دوران نیز بیش از اندازه جسور بودند و شاید برای این ماموریت مناسب نبودند. در نهایت فرمانده، بین سرگرد محققی و سرگرد قهستانی دومی را انتخاب کرد.
بیشتر بدانید: فهرستی از قدرتمندترین هواپیماها، پهپادها، خودروها و دیگر تسلیحات نظامی
عملیات شمشیر سوزان
شب روز هشتم مهر، فرمانده به سرگرد قهستانی گفت که ماموریت شما حمله به یک هدف “بهشدت محافظت شده” است. در ارتفاع بالا مشکل شما موشکهای سام و هواپیماهای رهگیر عراقی است و در ارتفاع متوسط و پایین نیز با موشکهای رولند فرانسوی مواجه هستید. تنها راه غافلگیری محض دشمن کاستن از ارتفاع تا زیر ۱۰۰ پا و سپس “پاپ آپ “است. (پاپ-آپ شکلی از بمباران برای بمب افکنهای دهههای ۶۰ و ۷۰ میلادی بود که در آن هواپیما ابتدا بر روی هدف شیرجه میرود و سپس خود را بالا میکشد و از منطقه درگیری خارج می شود.) نه توضیحات کامل بود و نه قهستانی میدانست قرار است عملیات چگونه جلو برود. اما سرگرد با تجربه میدانست که آن روزها هیچ چیز سر جای خودش نیست.
صبح زود ساعت پنج بامداد، چهار فانتوم از همدان به سمت بغداد حرکت کردند و بیست دقیقه بعد بر روی بغداد بودند. آتشبارهای عراقی با ایجاد دیوارهای آتش سعی کردند دسته چهار فروندی به لیدری قهستانی را مجبور به تغییر مسیر کنند. اما دسته بهسرعت به دو قسمت شد: دسته اول به سمت نیروگاه بغداد حرکت کرد و دسته دوم با گرفتن ارتفاع زیر ۹۰ پایی به سمت اوسیراک تغییر جهت داد. فرماندهی پایگاه شعبیه یک دسته اسکرمبل را بلند کرد تا در صورت ناتوانی پدافند، مهاجم یا مهاجمان را به زیر بکشد، اما زیر نگاه مضطرب پدافند جنوب بغداد، دو فانتوم از دسته جدا شدهو مستقیم به سمت اوسیراک رفتند. سرگرد قهستانی به “وینگ من”خود گفت: تنها ۶ ثانیه فرصت داریم! آماده باش! “وینگ من” نیز ساعت خود را تنظیم کرد. صدای قهستانی شنیده شد: پاپ!
بیشتر بدانید: قهرمان فراموش شده نیروی هوایی ، بخش یکم خلبان چنگیز سپهر
دو خلبان با سرعت به سمت نیروگاههای سهگانه تویثه شیرجه رفتهو پس از رساندن ارتفاع به ۹۰ پا، رها کردن ۱۲ بمب مارک ۸۴ (بمبهای نیم تنی) آغاز کردند و با کشیدن استیکها به پیش از حالت شیرجه، بیرون آمدند. از آن سو فرماندهی پدافند بغداد پس از جدا شدن دستههای فانتوم ایرانی بلافاصله به فرماندهی پدافند اوسیراک خبر داد که احتمالا فانتومها به سمت آن منطقه میآیند. در نتیجه فرمانده آتشبار سام ۶ و رولاند فرانسه آماده شدند.
تنها در ۶ ثانیه، توان هستهای صدام نابود شد
چنانکه گفته شد کل عملیات ظرف ۶ ثانیه به اتمام رسید اما رهگیرهای پایگاه الرشید هنوز فرصت داشتند. آنها ظرف دو دقیقه از زمین کنده شدهو مستقیم به سمت مختصات دادهشده، رفتند اما هرگز به دسته دو فروندی مذکور نرسیدند. برای همه چیز دیر شدهبود.
تمامی محوطه، ساختمانهای اصلی و بخشی از راکتورها ظرف ۶ ثانیه نابود شد و در نتیجه نیروگاه اتمی ۳۷۵ میلیون دلاری صدام از کار افتاد.
بیشتر بدانید: جزئیات اخطار نیروی دریایی ارتش به ناوشکنهای آمریکایی در محدوده تنگه هرمز
گفته میشود دهها کارشناس اروپایی کشته و زخمی شدند و بمباران سنگین ایران سبب شد تا باقیمانده کارشناسان اروپایی نیز سایت را ترک کنند. اسراییل چند ماه بعد در ۱۷ خرداد ۱۳۶۰ با ۱۶ هواپیمای اف ۱۵ و اف ۱۶ باقیمانده سایت را نیز کاملا منهدم کرد. هرگز اعلام نشد که این ایران بود که ضربه اول را به اوسیراک زد و مقدمه را برای نابودی کامل آن فراهم کرد.
شهادت سرگرد در عملیات نصر
عملیات شمشیر سوزان یا اوسیراک یکی از عملیاتهای راهبردی ارتش بود که در لابلای تاریخ گم شد. سرگرد قهستانی که به درجه سرهنگ دومی رسیده بود ۳ ماه بعد در جریان عملیات ناکام نصر و بدنبال ضد حمله دشمن در حمایت از لشکرهای خودی شهید شد.
سرتیپ ستاد علیرضا نمکی درباره واقعه از دست دادن قهستانی و هشت خلبان خوب دیگر در دی ماه ۱۳۵۹می گوید: هیچ فرماندهی مایل نبود تا چنین خلبانان خوبی را در یک عملیات از دست بدهد. آنها هر کدام توان اداره یک پایگاه را داشتند.

در عملیات نصر، نیروی زمینی ارتش سعی کرد تا ارتش زمینی عراق را به عقب براند. این عملیات در ابتدا موفق بود اما با ضد حمله عراق، ستادکل ارتش دست به دامان نیروی هوایی شد. مشکل برای خلبانان ایرانی آنجا بود که باید بیش از اندازه به نیروهای عراقی نزدیک میشدند تا ناخواسته نیروهای خودی را نزنند. در نتیجه دستههای ایرانی هدف موشکهای قدرتمند ضد هوایی عراق و توپهای راداری قرار میگرفتند. از جمله در ۱۹ دی ۱۳۵۹ قهستانی به همراه کمک خود ستوان یکم کوپال حتی فرصت اجکت نمییابند. قهستانی در هنگام شهادت، دو هزار و ۸۴۸ ساعت پرواز در کارنامه خود داشت و اگر چه پس از ۴۵ سال هنوز گمنام مانده، اما باید اذعان کرد او لیدر دستهای بود که توان هستهای عراق را از کار انداخت.
بیشتر بدانید: موشک رستاخیز ایران و موشک خرمشهر ۵ ؛ موشکهای اسرارآمیز ایران چگونه است؟
تا سالها ارتش عراق معتقد بود که نیروی هوایی ایران در عملیاتی مشترک توان اتمی عراق را از بین بردهاند. حال آن که مطابق اطلاعات موجود چنین همکاری ای وجود نداشتهاست.
قهستانی پس از چهار دهه، هنوز برای بیشتر مردم ناشناختهاست و حتی به شکل نمادین کوچهای به نام او نیست. سربازی بیادعا و فرماندهی ماهر که شاید روزی از شاهکارش در جنگ فیلمی ساختهشود.



می تونید تو اینستاگرام مصاحبه با تیمسار جلیل پوررضایی خلبان وینگمن این عملیات ببینید در اون برهه زمانی سلاح مناسبی برای نابودی تاسیسات هسته ای نداشتیم تیمسار پور رضایی در مصاحبه گفتند جنگنده ها در اون عملیات از بمبهای مخصوص حمله به پالایشگاه ها استفاده کردن احتمالا هدف عملیات پیدا کردن روش مناسب نابودی نیروگاه اتمی عراق و آشنایی با بخش های ان بود تصاویر گان کمرا این جنگنده ها طبق منابع اطلاعاتی غربی ماه ها بعد به افسران اطلاعاتی اسراییل داده شد و باعث موفقیت عملیات اوسیراک شد
میشه تو برنامه بعدی با جناب نبوی که نشون میده اطلاعات فنی و هوانوردی و نظامی خوبی دارند این موضوع پوشش بدید ایا بعد جنگ ایران و عراق میشد روی ساخت موشک های بالستیک هواپرتاب مطالعه و ساخت مثلا پایه مطالعات براساس موشکهای پدافندی هاوک یا سام ۲ باشد ؟ ای کاش به جای موشکهای زمین پایه بالستیک خرمشهر و …. روی این بالستیک هواپرتاب کار شده بود مثل نیروی هوایی اسرائیل که راکس و بلو اسپارو و بلک اسپارو سیلور اسپارو داره آقای نبوی علاقه خاصی به نواتیم داره اگه موشک بالستیک هواپرتاب داشتیم راحت جنگنده های حمل کننده مثل فانتوم یا فنسر به مرزهای غربی عراق می رفتند مثل عملیات بی نظیر الولید و موشکهای خودشون شلیک می کردند و قلب نواتیم وجنگنده هاش با دقت می زدند ولی چرا از قابلیت های خلاقانه نیروی انسانی کشور بعد جنگ هشت ساله درست استفاده نشد ؟ مهندسینی که بتوانند که یک موشک پدافندی زمین پایه تبدیل به موشک هوا به هوا کنند قابلیت های زیادی داشتند