چگونه میتوان با ۴۰۰ پوند بنزین و بدون سیستم راداری، از میان تلههای پدافندی و تعقیب میگهای عراق عبور کرد؟ سرگرد اسکندری و سروان جوانمردی، دو خلبانی که مرگ را به سخره گرفتهبودند، در عملیات نجات نرگس، ثابت کردند که اراده انسان میتواند قوانین احتمالات را تغییر دهد.
بیتران، علی غفوری: هنگامی که به نقش نیروی هوایی کشور در جنگها، بهویژه در جنگ ۸ ساله نگاه میکنیم، با اتفاقاتی مواجه میشویم که حیرتآور است. یکی از این اتفاقات به بازگرداندن هواپیمای سانحه دیده ایرانی بازمیگردد که در جریان عملیات حمله به «اچ ۳» به سوریه پناهبرد.
شکوه نیروی هوایی در سالهای سخت
نیمه فروردین ۱۳۶۰، ۸ فانتوم ایرانی با بهرهگیری از ۲ سوخترسان، خود را از مرز ترکیه به سوریه رساندهو آنگاه یک پایگاه دورافتاده عراقی در غربیترین نقطه این کشور را (که میزبان حدود ۱۰۰ هواپیمای عراقی بود) بمباران کردند. این عملیات سبب نابودی ۴۸ هواپیمای دشمن شد و سپس هواپیماها به سمت سوریه تغییر مسیر دادند.
در خلال این عملیات، یک فانتوم «E» به خلبانی سروان خضرایی با مشکل مواجهشد و مجبور به فرود اضطراری در سوریهگشت. این هواپیما مدتها در سوریهماند و علیرغم اتحاد ایران و سوریه تحت رهبری حافظ اسد، بازگرداندن این هواپیما با مشکل مواجهشد. چرا که این جنگنده پس از تعمیر، هیچ مسیری برای حرکت به سمت ایران نداشت و عبور آن از هر کشوری به معنای نقض بیطرفی آن کشور بود.
بیشتر بدانید: عملیات بغداد؛ وقتی دیپلماسی به «دوران» متوسل شد
حتی سوریه هم اجازه حرکت این هواپیما با تجهیزات جنگی را نمیداد. تنها راه گذر این هواپیما از خاک عراق به سمت ایران بود که ناگفته پیداست چقدر خطرناک و ناممکن است. اما فرماندهی نیرو نمیتوانست از خیر یک «اف ۴ ای» سرحال بگذرد.
انتخاب جسوران برای مأموریت غیرممکن
فرماندهی عملیات نیروی هوایی نیاز به دو فرد جسور و نترس داشت. کسانی که کوچکترین ترسی در وجودشان نباشد. دوباره نگاهها به سمت سرگرد محمود اسکندری رفت. اسکندری که گویا برای یک سفر تفریحی به سوریه دعوت شدهبود، با خوشحالی پذیرفت و بهدنبال یک کمکخلبان نترس مانند خودش گشت. سروان محمد جوانمردی چنین فردی بود؛ جوانی شیرازی که همه چیز را به سخره میگرفت، از جمله عفریت مرگ را!

او در برابر درخواست اسکندری گفت: «هر چه تو بگویی محمود، کارت درست است». سرتیپ فرجالله براتپور، فرمانده شجاع گردانهای اف ۴ و لیدر عملیات اچ ۳ در جلسهای که نگارنده حضور داشت، بهطور رسمی اعلام کرد که به نظرش شجاعترین خلبان ایران محمد جوانمردی است. کمکخلبانی که با جسورترین خلبانان کشور پرواز میکرد و کسی از او اعتراضی نشنید. بهجز زمانی که در یک عملیات برونمرزی، پس از اصابت یک موشک سام به انتهای فانتوم به خلبانی عتیقهچی، آتش به کابین عقب سرایت کرد و او در یک جمله با صدایی آرام به خلبان جلو گفت: «محمد، پشتم دارد میسوزد، تصمیم بگیر!»
نمایش قدرت در برابر سوریها
دو خلبان در ۲۵ مرداد ۱۳۶۰ برای بازگرداندن فانتوم به سوریه منتقل شدند. پیش از آنها یک C-130 (یا ۷۰۷) خود را به سوریه رسانده (احتمالاً از مرز ترکیه) و نفرات فنی، فانتوم را کاملاً عملیاتی کردهبودند. در ابتدا افسران سوری از دیدن این دو خلبان ایرانی اصلاً خوشحال نشدند. چرا که اگرچه دولتهای سوریه و عراق با هم مشکل داشتند، اما آنها سربازان عراقی را افرادی از نژاد خود میدانستند که ۷ سال قبل دوشبهدوش هم با ارتش اسرائیل جنگیده بودند.

جوانمردی میگوید: «رفتار آنها برای اسکندری مهم نبود اما لازم میدید که هواپیما را چک کند. بنابراین پس از آنکه در کابین قرار گرفتیم، ابتدا اندکی بر روی باند آرام حرکت کرد و ناگهان با گرفتن سرعت، از باند کنده شد و با حفظ سرعت بالا در ارتفاع پایین (مثلاً ۱۰ یا ۲۰ پا) بهموازات باند پرواز را ادامه داد.
شدت فشار گازهای موتور به اندازهای بود که تمام کسانی که اطراف باند بودند کف زمین خوابیدند. آنگاه زاویهای ۹۰ درجه گرفت و صاف بالا رفت و با همان شتاب دست به گردشهای سنگین زد و دقایقی بعد هواپیما را بر زمین نشاند، پیاده شد و به نفرات فنی گفت: “خوب است، فردا پرواز میکنیم.”» جوانمردی میگوید: «نفرات سوری و خلبانانشان چنان تحت تأثیر این پرواز قرار گرفتند که ناخودآگاه ما را در آغوش گرفته و روی دوش گذاشتند و گفتند: “کی میشود دوشبهدوش هم دشمن صهیونیستی را شکست دهیم.”»
بازی با ریسک و سوخت اندک
با این وصف، افسر مسئول سوری سوخت کمی به ما داد و با شیطنتی خاص گفت: «تنها ۴۰۰ پوند بنزین به شما میدهم.» دو خلبان میدانستند با این میزان سوخت، حتی ۳ دقیقه هم نمیشود پرواز کرد. آنها باید در این منطقه غریب، خود را به تانکر ایرانی که در همان نزدیکیها بود میرساندند. اما اسکندری گفت: «باشه، برو کنار میخواهیم پرواز کنیم.»
افسر سوری گفت: «واقعاً میخواهی پرواز کنی؟ کم میآورید و سقوط میکنید.» او نمیخواست خلبانان ایرانی کشته شوند، فقط میخواست این مأموریت لغو شود. اسکندری چشمی نازک کرد و به او گفت: «ما میتوانیم، بنشین و ببین!»
حتی جوانمردی نیز مردد شده بود، اما اسکندری وقتی میگفت «میشود»، یعنی میشد. سرگرد بیباک به سمت فانتوم با شماره ۳-۶۵۹۶ رفت، دستی به آن کشید و زیر لب گفت: «ناامیدمان نکن.»
نفوذ در آسمان عراق و گریز مرگبار
چند دقیقه بعد دو خلبان در آسمان بودند و ظرف ۷۰ ثانیه تانکر ایرانی را پیدا کردهو سیراب شدند. آنگاه اسکندری با سرعتی معادل ۸۰۰ کیلومتر در ساعت وارد شمال غرب عراق شد. جوانمردی به اسکندری گفت: «سامانه هشدار راداری ما از کار افتاده اما میتوانم یک کاریش کنم.» اسکندری گفت: «ادامهمیدهیم.» جوانمردی هم هر ۱۰ ثانیه یکبار دستگاه را روشن میکرد. او میدانست که سوریها احتمالاً این پرواز را به همتایان عراقی خود گفتهاند و چنین هم بود. در آخرین روشن و خاموش کردن، متوجه شد ۳ میگ ۲۳ درست روبروی آنها هستند. به اسکندری گفت: «۳ میگ روبرو، گردش شدید!»
اسکندری به سرعت به سمت زمین شیرجه رفت و جوانمردی متوجه شد که ۳ موشک به سمت فانتوم شلیک شدهکه با اقدام اسکندری، موشکها از بالای سرشان رد شدند. اما ترکش موشکها به بدنه و موتور برخورد کرد. میگها بالهای خود را جمع کردهو از اف ۴ بدون سلاح افتادند.
اسکندری در آن منطقه نیمه کوهستانی، تنها راه را «چسبیدن به زمین» دانست که فوقالعاده خطرناک بود. حرکات ارتفاع پست در زمین صاف نیز خطرناک است، چه برسد به زمینهای ناهموار با پستی و بلندی. نفس جوانمردی حبس شدهبود. حتی تصور چنین پروازهایی نیز وحشتناک است، اما اسکندری که خود نیز یک خلبان با تجربه بود، میدانست که چارهای نیست.
بیشتر بدانید: صنعت خودرو ایران از آغاز تا به امروز، قسمت سوم: خودروسازانی که به روابط با رژیم گذشته محکوم شدند
۳ میگ ۲۳ درست بالای سر آنها بودند و تنها دلیلی که نمیتوانستند بر روی آنها موشکی قفل کنند، ارتفاع بسیار پایین فانتوم بود. لازم به ذکر است که در چنین شرایطی، خلبان مهاجم تنها در صورتی قادر به شکار حریف است که ارتفاع خود را به همان اندازه پایین آوردهو با موشک حرارتی دشمن را شکار کند. خلبانان عراقی جرئت نکردند ارتفاع خود را کاهش دهند تا بتوانند با مسلسل یا موشک حرارتی فانتوم را منهدم کنند. عاقبت نیز اسکندری آنها را جا گذاشت و به فرودگاه پالمیرای سوریه بازگشت.
بازگشت نهایی و میراث فراموششده
نفرات فنی آماده بازگشت میشدند که با فانتوم صدمهدیده مواجه شدند. اسکندری از هواپیما پیاده شد و گفت: «قول میدهم این آخرین باری باشد که به شما زحمت میدهم.» همه از این جمله او وحشت کردند؛ چرا که میدانستند اسکندری آنقدر پای حرفش میماند که اگر شده حتی خود را به کشتن میدهد ولی نمیگذارد حرفش دوتا شود. نفرات فنی دوباره کار را شروع کردند و از آن طرف سوخترسان مجدداً به سمت سوریه حرکت کرد.
ساعتی بعد دو خلبان مجدداً در آسمان بودند و با سرعتی در حدود ۸۵۰ کیلومتر وارد خاک عراق شدهو با گرفتن ارتفاع پایین به سمت بغداد حرکت کردند. ما هنوز هم نمیدانیم نحوه بازگشت فانتوم مذکور چگونه بودهاست. روایتهای مختلفی از شکل بازگشت آنها وجود دارد که نمیتوان تأیید کرد (از جمله چسبیدن فانتوم به زیر یک هواپیمای مسافری و گذر آنها از فرودگاه الرشید)، اما به هر تقدیر دو خلبان موفق شدند از مرز ایلام به سمت همدان مسیر خود را تغییر دادهو پس از یک سوختگیری هوایی، ساعت ۱۱:۳۵ در پایگاه سوم شکاری به زمین بنشینند.
بیشتر بدانید: موشک قاره پیما ایران آماده شلیک به سمت آمریکا؟
«عملیات نجات نرگس»
این عملیات که بین خلبانان به «عملیات نجات نرگس» معروف شد، اگرچه بسیار عجیب و قهرمانانه بود، اما تا ۳ دهه در لابلای تاریخ گم شد و تنها موجب شد که اسکندری درجه عقبافتادهاش را بگیرد. البته بسیاری از دوستانش، از جمله فرمانده براتپور، پیگیر کارهای اسکندری شدند که در نهایت ۲ ماه بعد یک ارشدیت دیگر نیز دریافت کرد. تنها راوی اتفاقات آن روز، سرتیپ جانباز خلبان محمد جوانمردی است که به دلیل عدم علاقه به تعریف از خود، حتی در جلسات رسمی نیز با دقت و ذکر جزئیات، این عملیات را شرح نمیدهد. فانتوم مذکور تا سال ۱۳۶۴ به خدمت ادامه داد و در زمستان آن سال در یک عملیات از دست رفت.
سایر ماجراهای قهرمانان فراموش شده را اینجا بخوانید.
در کانال آپارات بیت ران ببینید:
تست قدرت واقعی شاهین CVT روی داینو! | مقایسه شاهین دندهای و اتومات
پارس نوآ سدان جدید پارس خودرو یا ال ۹۰ جدید چگونه است؟
تست و بررسی وحشتناک دنا توربو اسپرت تا حد مرگ
بررسی و تست دنا پلاس توربو اتوماتیک
تست و بررسی تخصصی چانگان CS55 Plus در جاده
رازهای پژو پارس با موتور جدید ؛ تست پرشیا زیر فشار
سیر تا پیاز خودرو شاهین سایپا در تست فنی
تست دنا جوانان با موتور EFP
مقایسه و تست شاهین و تارا : برنده کدامیک است؟
درگ ایرانی با فرانسوی: تست ریرا در برابر پژو ۲۰۰۸ کدام خودرو سریعتر است؟
بهترین راهنمای خرید سمند سورن
تست و بررسی تخصصی چانگان CS55 Plus ؛ در جاده، در دل پیچها
کارخانه هلیکوپترسازی بل و داستان راهاندازی خط تولید آن در ایران
داستان نامگذاری شرکت مزدا و پایه گذار آن که عاشق ایران بود
بهترین راهنمای خرید امویام | X22 معمولی یا پرو؟ یا اصلاً X33 کراس؟




اگر در عملیات بغداد هم خلبان دیگری به جای زنده یاد اسکندری بود، احتمالا هیچیک از دو فانتوم به ایران باز نمی گشتند، مهارت های بی بدیل و بویژه توانایی و تمر کز بالای این خلبان برجسته در پرواز های لو پس، عامل موفقیت های او و همچنین دلیل افتخار ما به این خلبان کم نظیر است،
یادش تا ابد مانا…
پس چراتوفیلم حمله به اچ۳ این داستان رو نمایش ندادن؟؟؟
درود بر شما. جناب آقای آزاد برنامه های شما در زمینه جنگ و اتفاقات پیرامون آن به غیر از آنکه باعث بالا رفتن اطلاعات ما از روند رخدادهای جنگ میشود باعث میشود به نیروهای نظامی کشورمان بیش از پیش افتخار کنیم اما ای کاش به جای آقای محمد از مهمان دیگری استفاده میکردید. با تمام احترامی که برای ایشان قائل هستم اما ایشان استانداردهای حضور در چنین برنامه ای را ندارند.
خدای آسمان وبهترین خلبان بعداز جنگ دوم جهانی محمود اسکندری
خدای آسمان وبهترین خلبان بعداز جنگ دوم جهانی محمود اسکندری