28.7 C
Tehran
شنبه ۶ تیر ۱۴۰۵

تنها، نترس و غیرمسلح: روایت شجاعت قهرمان فراموش شده سرهنگ فریدون ذوالفقاری و گردان ۱۱ شناسایی

“bale”

از دست ندهید

در دوران جنگ تحمیلی، گردان ۱۱ شناسایی نیروی هوایی ارتش ایران با مأموریت‌های مخاطره‌آمیز و تجهیزاتی خاص، نقش حیاتی در شناسایی اهداف دشمن داشت. در این مطلب، به بررسی زندگی و مأموریت‌های مخاطره‌آمیز سرهنگ فریدون ذوالفقاری می‌پردازیم. خلبانی که با پذیرش ریسک‌های ۹۰ درصدی، هرگز از نفوذ به عمق خاک دشمن برای تأمین امنیت کشور ابایی نداشت.

بیت‌ران، علی غفوری: شاید بسیاری از مردم ایران ندانند که این کشور زمانی مجهز به یک گردان «فانتوم» بود که هیچ‌گونه سلاح سازمانی در اختیار نداشت. تصور کنید جنگنده‌ای به قدرت فانتوم، حتی یک گلوله هم نتواند شلیک کند و تنها سلاحش، تبحر و مهارت خلبان برای فرار از دست دشمن باشد.

گردان ۱۱ شناسایی؛ پیشگامانی در لبه تیغ

گردان ۱۱ شناسایی نیروی هوایی، بخشی از توانمندی ارتش ایران بود که در دهه‌۷۰ میلادی، ویژگی‌های خاصی داشت که آن را یک سر و گردن از سایر نیروهای هوایی آسیایی مجزا می‌کرد. در آن سال‌ها، قدرت و دقت ماهواره‌ها بسیار کمتر از امروز بود و برای شناخت توانمندی‌ها و تحرکات دشمن، باید مدام عملیات عکس‌برداری هوایی انجام می‌شد.

گردان ۱۱

مطابق دستورالعمل‌های آمریکایی و برای رعایت قوانین بین‌المللی، ارتش این کشور معتقد بود که هواپیماهای شناسایی باید بدون سلاح (حتی بدون توپ) باشند تا در صورت سقوط در خاک رقیب، این اقدام «جنگی» تلقی نشود. ایران نیز برای دستیابی به این وسیله قدرتمند شناسایی که از دوربین‌های پیشرفته‌و پادهای اخلال‌گر جنگ الکترونیک (ALQ-۱۰۹ و ALQ-۱۱۹) بهره می‌برد، تن به این مقررات داد.

این گردان در سال ۱۹۷۴ تقویت شد و بارها حتی به داخل خاک شوروی نفوذ کرد. تا جایی که در یکی از این مأموریت‌ها، کار به شکار یکی از این فانتوم‌ها به دست سرگرد خلبان روس، «گنادی الیسو» رسید.

دوران گذار و فرماندهان جدید

از سال ۱۳۵۴ تا ۱۳۵۷، ایران با این هواپیماها همسایگان خود را رصد می‌کرد. اگرچه در سال ۱۳۵۸ به دلیل وقوع انقلاب و بهم‌ریختگی طبیعی اوضاع، فعالیت این گردان که ۱۶ هواپیمای فانتوم «آر اف ۴ ای» (RF-4E) و چندین اف-۵ شناسایی در اختیار داشت با اختلال روبرو شد. اما از سال ۱۳۵۹ مجدداً فعالیت‌های خود را آغاز کردند.

خلبان فریدون ذوالفقاری

با خروج (اخراج) برخی فرماندهان این گردان از نیروی هوایی، دو افسر لایق و جوان‌تر فرماندهی را بر عهده‌گرفتند. سرگرد فریدون ذوالفقاری (بهترین خلبان کابین جلو فانتوم‌های شکاری و آموزش‌دیده در پایگاه شاو آمریکا) و سرگرد ناصر رضوانی (بهترین عکاس و مفسر عکس‌های هوایی که او نیز دوره‌های تخصصی را در آمریکا گذرانده بود). لازم به یادآوری است که رضوانی هنر تفسیر عکس را از خلبانان آمریکایی آموخته بود که جنگ ویتنام را دیده‌و از آن جان به در برده‌بودند.

پرواز در قلب آتش؛ مأموریت بغداد

فریدون ذوالفقاری متولد ۱۳۲۴ در محله قلهک تهران بود. او در خانواده‌ای مرفه به دنیا آمد و با وجود اصرار پدر و مادر، تحصیل خود در اروپا (در رشته مهندسی برق) را پی نگرفت. وی در سال ۱۳۴۶ به نیروی هوایی ارتش پیوست. تسلط او به زبان‌های فرانسه‌و انگلیسی موجب پیشرفت سریعش شد. او با توجه به سطح سواد بالا، بارها به آمریکا اعزام شد تا آخرین تاکتیک‌های شناسایی و طراحی عملیات را فرا بگیرد. وی در آخرین سفرش در آذر ۱۳۵۷ در همان کشور به‌درجه سرگردی رسید و سال بعد با دستور معاون عملیات وقت نیرو، سرهنگ محمود قیدیان، فرمانده گردان ۱۱ شناسایی شد.

با افزایش تحرکات ارتش عراق، خلبانان این گردان زودتر از سایرین پی بردند که ارتش عراق از مرداد ۱۳۵۹ خود را برای یک حمله‌سراسری آماده‌می‌کند. اما به‌گزارش‌های آن‌ها توجه چندانی نشد. در یکم مهر همان سال، بمب‌افکن‌های ایران با استفاده از همان عکس‌ها، اهداف خود را در عمق خاک دشمن بمباران کردند. گردان شناسایی از فردای دوم مهر، مجدداً عکس‌برداری‌ها را آغاز کرد.

تنها، نترس و غیرمسلح

ذوالفقاری به عنوان فرمانده، سخت‌ترین مأموریت‌ها را شخصاً انجام می‌داد و می‌دانست که عکس‌برداری از مناطق خطرناک و دوردست، به‌نوعی بازی با آتش است. هواپیماهای این گردان به شکل تک‌فروندی و بدون سلاح به‌قلب دشمن می‌زدند و اینجا بود که شعار «تنها، نترس و غیرمسلح» معنا پیدا می‌کرد.

در ۱۷ مهر ۱۳۵۹، فرماندهی نیروی هوایی او را خواست و اعلام کرد که عراق بیشتر پدافندهای موشکی و توپخانه خود را در اطراف منطقه‌سبز بغداد و پالایشگاه الدوره تغییر داده‌و این مسئله سبب سقوط چند شکاری ایرانی شده‌است. برای یک حمله بزرگ دیگر به بغداد، این عکس‌ها باید به‌روز می‌شدند. معاونت عملیات تأکید کرد این مأموریت بر فراز پایتخت عراق مدتی طول می‌کشد و می‌توان از چند پرواز استفاده‌کرد تا خطر اصابت کم شود. آنگاه فرمانده تأکید کرد: «فریدون، خودت نرو!»

فریدون ذوالفقاری : مرا حلال کن، مأموریت سختی داریم

لیست مناطق مورد اشاره مفصل بود: پایگاه الرشید، مجلس الوطنی، ساختمان وزارت جنگ، ساختمان حزب بعث، ستاد ارتش، کارخانه‌اسلحه‌سازی بغداد، پالایشگاه الدوره‌و… ذوالفقاری که می‌دید چنین مأموریتی بسیار سخت است و ضریب ریسک آن بیش از ۷۵ درصد است، تصمیم گرفت آن را به کسی دیگر واگذار نکند. او یکی از بهترین‌های کابین عقب را که مسلط به عکس‌برداری بود انتخاب کرد و صبح روز ۱۸ مهر با رفتن به پایگاه همدان به سمت یکی از آماده‌ترین «فتو-فانتوم‌ها» رفت. او ابتدا به کابین عقب گفت: «مرا حلال کن، مأموریت سختی داریم. امیدوارم اتفاقی نیفتد.»

بیشتر بدانید: معمای شهادت خلبانی که ارتش عراق از او می‌ترسید؛ سرنوشت پراسرار قهرمان فراموش شده علی اقبالی دوگاهه

سپس با تیک-آف و گرفتن ارتفاع به سمت بغداد حرکت کرد. آن‌ها با گذر از زاگرس، ارتفاع خود را به ۵۰۰ پا کاهش دادند و با رسیدن به بغداد، این ارتفاع باز هم کاهش یافت و به‌۵۰ پا رسید. پدافند شهر شروع به شلیک به سمت این جنگنده تنها کرد که به دلیل ارتفاع کم فانتوم، بی‌فایده بود. اما با افزایش ارتفاع هواپیما برای گرفتن عکس، شلیک موشک‌ها آغاز شد. هرچند عملکرد پادها موجب می‌شد که موشک‌ها بی‌هدف به‌چپ و راست بروند.

فرمانده پدافند بغداد که مشاهده می‌کرد چند دقیقه از پرواز این هواپیمای تنها می‌گذرد و هیچ شلیکی صورت نمی‌گیرد، فهمید که با یک هواپیمای شناسایی طرف است و بلافاصله دستور شکل‌گیری «دیوار آتش» در جنوب بغداد و سمت الدوره و الرشید را داد تا مأموریت ذوالفقاری کامل نشود. اما ذوالفقاری پس از نفوذ به بخشی از دیوار آتش و تکمیل عکس‌برداری، با گرفتن ارتفاع ۳۰ پایی به سمت ایران بازگشت و هیچ‌کدام از شکاری‌های عراقی نتوانستند او را رهگیری کنند. عصر همان روز، عکس‌های به‌روز شده‌استان بغداد در اختیار فرماندهی نیروی هوایی بود.

آخرین مأموریت؛ تقابل در جزیره مجنون

تا سال ۱۳۶۵، این فرمانده شجاع گردان شناسایی، ده‌ها بار دیگر مأموریت‌های بسیار خطرناک را شخصاً انجام داد تا آنکه در خرداد ۱۳۶۵ قرار شد عکس‌های غرب اهواز و جنوب شرقی عراق به‌روز شود تا زمینه برای حملات بزرگ تابستان و پاییز سپاه‌و نیروی زمینی ارتش به‌خاک دشمن فراهم شود. البته این عملیات که بعدها به «کربلای ۴» معروف شد، تا دی ماه به‌تعویق افتاد.

سرهنگ صدیق، فریدون ذوالفقاری را که اکنون سرهنگ تمام شده‌بود احضار کرد و گفت عکس‌ها باید بسیار دقیق و در زمان طولانی گرفته شوند. ذوالفقاری که می‌دانست در آن زمان برتری هوایی در منطقه جنوب با دشمن است و احتمال زنده خارج شدن از عملیات بسیار کم است، به صدیق گفت: «خودم می‌روم.» صدیق به‌شدت مخالفت کرد و گفت: «تو دوره‌های بسیاری دیده‌ای و به تو احتیاج است…» ذوالفقاری پاسخ داد: «این دستور ستاد ارتش است و من کسی هستم که انتخاب می‌کنم چه کسی برود و چه کسی نرود.» صدیق نیز گفت: «حالا که این‌طور شد، از فرماندهی جنگ نامه می‌آورم…»

«پرواز لو رفته!»

ذوالفقاری منتظر پایان صحبت‌های او نشد و به سمت دفتر گردان رفت تا کابین عقب را انتخاب کند. او با شرح مأموریت، داوطلب خواست و سروان محمدرضا نوروزی داوطلب شد. همه خلبانان، ذوالفقاری را «خدای پرواز» می‌دانستند و اصلاً کسی تصور نمی‌کرد او در یک پرواز مورد اصابت قرار بگیرد. خلبانانی (البته فعال) که به‌سال ششم جنگ رسیدند، دو دسته بودند: آن‌هایی که به دلیل دیدن مرگ همقطارانشان به‌دنبال شهادت بودند و آن‌هایی که گمان می‌کردند دیگر مرگ از آن‌ها گریزان است.

صبح زود ۲۰ خرداد، در حالی که صدیق به‌دنبال گرفتن دستور از حجت‌الاسلام هاشمی رفسنجانی برای بازداشتن ذوالفقاری از پرواز بود، فانتوم شناسایی به خلبانی ذوالفقاری با سرعت از باند کنده شد و بعد از گرفتن ارتفاع از کوه‌های غرب همدان گذر کرد و وارد خاک عراق شد. در این هنگام، افسر فاشا (FAC) مستقر در هواپیمای پهن‌پیکر ۷۰۷ شناسایی تاکتیکی، اولین هشدار را داد: «پرواز لو رفته!»

اما فریدون ذوالفقاری درست در وسط ماجرا بود و لغو مأموریت دردی را دوا نمی‌کرد. سرهنگ ناصر رضوانی، جانشین فرمانده گردان، آن روز در کاروان فرماندهی بود. افسر رادار به ذوالفقاری هشدار داد: «فریدون، شکاری‌های عراقی! ساعت ۴!» ذوالفقاری گفت: «دارمشان.» افسر رادار مجدداً هشدار داد: «ساعت ۸! ساعت ۸!» شکل نزدیک شدن دشمن نشان می‌داد که یک تله از قبل آماده شده‌و هواپیماها از دو پایگاه بلند شده‌اند. ذوالفقاری گفت: «دارمشان.» یک اف-۱۴ که از سمت خرمشهر در حال نزدیک شدن به‌مرز بود به ذوالفقاری گفت: «فرمانده، به‌سمت شرق بیایید.» اما هواپیمای سوم و چهارم به‌سرعت رسیدند.

درگیری بر فراز جزیره مجنون

درگیری بر فراز جزیره مجنون به اوج خود رسید. ذوالفقاری و نوروزی چندین موشک را رد کردند و غلاف الکترونیکی نیز موشک‌های «سام» را بی‌اثر می‌کرد، اما هواپیمای چهارم که درست از روبرو می‌آمد، یک میراژ عراقی با موشک «سوپر ماترا ۵۳۰» بود که بال چپ فانتوم را صدمه‌زد. افسر رادار دوباره گفت: «مراقب هواپیمای ساعت ۵ باش.» در همان لحظه موشک دوم نیز به هواپیما برخورد کرد و نوروزی خواسته یا ناخواسته اجکت کرد. اطلاعاتی که بعدها توسط سرگرد فرسیابی و تیم امداد و نجات تهیه‌شد، نشان می‌داد که سروان نوروزی ۱.۴ ثانیه زودتر اجکت کرده‌است، اما وضعیت ناپایدار هواپیما و ارتفاع بسیار کم سبب شد تا این اجکت موفقیت‌آمیز نباشد.

فریدون ذوالفقاری به هر شکلی بود تلاش کرد تا هواپیما را بنشاند؛ برای او مسلم بود که میراژها و میگ‌های ۲۳ اجازه ادامه‌پرواز را نخواهند داد. او حتی در زمین ناهموار، هواپیمای صدمه‌دیده را نشاند، اما او نیز دچار اجکت ناخواسته(و شاید هم خواسته) شد و پیکرش حدود ۱۰۰ متر آن‌سوتر افتاد.

عملیاتی برای بازگرداندن پیکر شهدا

بدین شکل، یکی از بهترین خلبانان فانتوم جهان که بارها مرگ را به سخره گرفته‌بود، جان به جان‌آفرین سپرد. چند روز بعد، تیمی به رهبری سرگرد فرسیابی و افسران و درجه‌دارانی از لشکر ۹۲ زرهی اهواز برای یافتن پیکر این دو شهید وارد خاک دشمن شدند. آن‌ها با عملیاتی پیچیده و خطرناک، نه تنها پیکر دو شهید را به عقب جبهه رساندند، بلکه هواپیمای نسبتاً سالم فانتوم را نیز به عقب منتقل کرده‌و به دست گردان‌های تعمیر و نگهداری رساندند.

بیشتر بدانید: حماسه اچ ۳؛ یورش عقابان ایرانی به قلب غیرممکن‌ها!

فریدون ذوالفقاری حتی تا آخرین لحظات تلاش کرد تا دارایی‌های این مردم (به صورت تجهیزات نظامی) را حفظ کند. پیکر این شهید چند روز بعد در آرامگاه شهر ری به خاک سپرده‌شد.

فریدون ذوالفقاری
مادر شهید ذوالفقاری که در سال ۱۴۰۰ درگذشت.

گفته‌می‌شود در مراسم تشییع این مرد وطن‌پرست، به دلیل تراکم شرکت‌کنندگان، تقریباً تمام راه‌های منتهی به جنوب تهران مسدود شد.

ذوالفقاری در هنگام شهادت در ۴۱ سالگی، ۲۶۱۷ ساعت پرواز در کارنامه داشت که در میان آن‌ها، ۱۰ مأموریت با درجه ریسک ۹۰ درصد «عدم بازگشت» قرار داشت. او نیز مانند بسیاری دیگر از سربازان کشور، مرگ در راه وطن و دفاع از مردم را به زندگی راحت ترجیح داد.

شرح جانفشانی‌های قهرمانان فراموش شده ایران زمین را در این لینک بخوانید.

در کانال آپارات بیت ران ببینید:
تست قدرت واقعی شاهین CVT روی داینو! | مقایسه شاهین دنده‌ای و اتومات
پارس نوآ سدان جدید پارس خودرو یا ال ۹۰ جدید چگونه است؟
تست و بررسی وحشتناک دنا توربو اسپرت تا حد مرگ
بررسی و تست دنا پلاس توربو اتوماتیک
تست و بررسی تخصصی چانگان CS55 Plus در جاده 
رازهای پژو پارس با موتور جدید ؛ تست پرشیا زیر فشار
سیر تا پیاز خودرو شاهین سایپا در تست فنی
تست دنا جوانان با موتور EFP 
مقایسه و تست شاهین و تارا : برنده کدامیک است؟
درگ ایرانی با فرانسوی: تست ریرا در برابر پژو ۲۰۰۸ کدام خودرو سریع‌تر است؟
بهترین راهنمای خرید سمند سورن
تست و بررسی تخصصی چانگان CS55 Plus ؛ در جاده، در دل پیچ‌ها
کارخانه هلیکوپترسازی بل و داستان راه‌اندازی خط تولید آن در ایران
داستان نامگذاری شرکت مزدا و پایه گذار آن که عاشق ایران بود
بهترین راهنمای خرید ام‌وی‌ام | X22 معمولی یا پرو؟ یا اصلاً X33 کراس؟

 

“rubika”



پاسخ دادن

دیدگاه خود را وارد کنید
لطفا نام خود را وارد کنید

آخرین اخبار

هشدار نماینده سقز درباره برداشت‌های نادرست از قانون منطقه آزاد بانه و مریوان؛ جزئیات واردات خودرو و کالا

محسن بیگلری، نماینده مردم شهرستان‌های سقز و بانه در مجلس شورای اسلامی، ضمن حمایت از ایجاد منطقه آزاد تجاری-صنعتی...

پست‌های مرتبط