این روزها وقتی صحبت از بازار کامیون میشود، جملهای رایج است: «کامیون خریدی؟ پس حسابی سود کردی؛ ماشینت چند میلیارد گران شده!» اما آیا واقعاً افزایش قیمت کامیون بهتنهایی به معنی سود مالک و رانندهاست؟ برای پاسخ به این سؤال، باید از نگاه به قیمت آگهیها دست کشید و به چیزی نگاه کرد که معمولاً در تحلیلهای بازار نادیده گرفتهمیشود: لاستیکهای زیر آن.
کالبدشکافی اعداد؛ رشد ۷۶ درصدی در برابر رشد ۱۴۳ درصدی
بیتران، محسن هاتفی: برای درک بهتر وضعیت، بیایید به استعلامات قیمتی در بازه زمانی بهمن ۱۴۰۴ تا شهریور ۱۴۰۵ نگاه کنیم.
۱. وضعیت قیمت کامیون (مانند MAN 500 دهچرخ):
بر اساس استعلامات از شهرک کامیونداران، قیمت این دستگاه از حدود ۱۰.۵ میلیارد تومان به ۱۸.۵ میلیارد تومان رسیدهاست. یعنی حدود ۷۶ درصد رشد.
۲. وضعیت قیمت لاستیک (بارز سایز ۳۸۵/۶۵R22.5):
در مقابل، قیمت همین لاستیک در جاده ساوه از ۷۰ میلیون تومان به ۱۷۰ میلیون تومان رسیدهاست. یعنی حدود ۱۴۳ درصد رشد.
نتیجه تکاندهنده: رشد قیمت لاستیک تقریباً دو برابر رشد قیمت خودِ کامیون بودهاست. این یعنی راننده در هر بار تعویض لاستیک، ضربه شدیدتری نسبت به سود احتمالی فروش ماشین دریافت میکند.
پارادوکس لاستیک داخلی و وارداتی
در بررسیهای تکمیلی، لاستیکهای وارداتی (مدل GT) را نیز مورد سنجش قرار دادیم. نتایج نشان داد که لاستیک وارداتی GT در همین بازه زمانی حدود ۱۱۵ درصد رشد قیمت داشته است. اینجا یک سوال جدی ایجاد می شود: چرا لاستیک تولید داخل با رشد ۱۴۳ درصدی، سریعتر و بیشتر از نمونه وارداتی گران شده است؟ هرچند پاسخ این سؤال در پیچیدگیهای زنجیره تولید و توزیع نهفته است، اما برای راننده، نتیجه یکسان است: هزینهای بسیار بیشتر از توان.
بیشتر بدانید: راهنمای جامع خرید کامیون MAN TGX در ایران؛ بررسی مزایا، معایب و نکات مهم قبل از خرید
سود روی کاغذ، هزینه در جاده؛ توهم ثروت
بسیاری تصور میکنند افزایش قیمت کامیون به معنای پولدار شدن راننده است. اما باید بین «افزایش ارزش دارایی» و «سود واقعی» تفاوت قائل شویم.
– سود کاغذی: افزایش قیمت ماشین تا زمانی که فروخته نشود، پول نقد نیست.
– هزینه واقعی: استهلاک بدنه، مصرف روغن و فیلتر، بیمه، معاینه فنی و بهخصوص تعویض لاستیکها، همگی هزینههایی هستند که راننده باید به صورت نقدی و روزانه پرداخت کند.
اگر یک راننده در بهمنماه به جای خرید کامیون، تمام پولش را صرف خرید لاستیک میکرد، امروز ارزش سرمایهاش بسیار بیشتر از قیمت فعلی کامیون بود! این نشان میدهد که تورم در بخش قطعات مصرفی، بسیار شدیدتر از تورور در بخش داراییهای سرمایهای عمل کرده است.
همه کامیون را میبینند؛ لاستیکهای سیاه را نه!
دلیل رایج بودن تصور «سودآوری کامیونداران» این است که ما فقط چیزی را میبینیم که جلوی چشم است. ما قیمت کامیون را در آگهیها میبینیم، اما هزینه تعمیرات را نه. افزایش ارزش ماشین را حساب میکنیم، اما استهلاک آن را نمیبینیم.
برای یک راننده، اصل ماجرا نه قیمت روی آگهی، بلکه «اقتصاد واقعی کار کردن» است. راننده از افزایش قیمت کامیون الزاماً پول نقد دریافت نمیکند؛ اما افزایش قیمت لاستیک و قطعات را مستقیماً از جیب پرداخت میکند.
دفعه بعد که شنیدیم «کامیون گران شده و صاحبش سود کرده»، باید بپرسیم: «هزینه کار کردن با همان کامیون چقدر گران شده است؟»
خلاصه این گزارش در یک تضاد تلخ نهفته است: کامیون ۷۶ درصد گران شد؛ اما لاستیک ۱۴۳ درصد. همه کامیون گرانشده را میبینند، اما لاستیکهای سیاه زیر آن را نه.


