در طول بیش از یک قرن، صدها شرکت خودروسازی در جهان متولد شدند و بسیاری از آنها به دلایل مختلفی همچون بحرانهای اقتصادی، مدیریت ضعیف یا تغییر سلیقهی بازار، برای همیشه از صحنه خارج شدند. با این حال، برخی از این برندها آنقدر تاثیرگذار، متفاوت و محبوب بودند که نامشان هنوز هم در ذهن علاقهمندان زندهاست. در این مطلب، به سراغ ۱۵ برند خودروی منقرض شده میرویم که اگر امروز دیگر بار متولد میشدند، میتوانستند با مدلهای مدرن و فناوریهای تازه، روح تازهای به صنعت خودرو ببخشند.
بیت ران – الهام زهره وند: تعداد خودروسازانی که از پایان قرن نوزدهم تاکنون وجود داشتهاند، حیرتآور است. دلایلی به تنوع رکود اقتصادی و بحرانهای مالی، مدیریت ضعیف، تغییر روندها و حتی تقلب آشکار، باعث سقوط بسیاری از برندهای مشهور — و همچنین ناشناخته — شدهاند. در واقع، تاریخچهی خودروسازی پر است از داستانهایی دربارهی نابودی و فروپاشی خودروهایی که محبوبیت فراوانی داشتند.
گاهگاهی برخی از خودروسازان منقرضشده از طریق احیا دوباره به موفقیت دست پیدا میکنند، مانند بوگاتی و اسپیکر. برخی دیگر، تلاش برای بازگرداندن شکوه گذشته را با شکستهای مشهور تجربه کردهاند. برند Stutz نمونهای است که پس از بازگشت موفق، دوباره از بین رفت و تلاش دیگری برای احیا آن انجام شد، اما همانطور که فوربس اشاره کرده، بار دیگر از دست رفت و احتمالاً برای همیشه از صحنه خارج شد.
با وجود این موفقیتها و شکستها، تفکر درباره آیندهای که این خودروسازان در برابر فشارهای بازار تسلیم نمیشدند و فرصت تجربه یک روز مسابقه مدرن را پیدا میکردند، اغلب جالب و حتی کمی احساسی است. این ۱۰ برند شایسته یک حضور دوباره در قرن ۲۱ هستند.
بیشتر بدانید: مطمئن ترین شاسی بلند را بشناسید؛ معرفی ۱۲ شاسیبلند با دوام بینظیر
در کانال آپارات بیت ران ببینید:
۱. American Motors Corporation (شرکت موتور آمریکایی – AMC)

همیشه تحتالشعاع در چشمانداز خودروسازی آمریکا، AMC یک خودروساز مبتکر بود که بسیاری از خودروهای محبوب را تولید کرد. با خودروهای قدرتمندی همچون Marlin و AMX و همچنین Rambler و Eagle قابل اعتماد، AMC در یافتن بازارهای بدون رقیب و ارائه مدلی متفاوت از هر خودرو دیگری موفق بود. اگر این برند به حیات خود ادامه میداد، بدون شک خودروهای مدرن AMC همچنان خاص و متفاوت بودند.
اگرچه به دلیل رقابت، احتمالاً تولید SUV را هم آغاز میکرد، اما به احتمال زیاد خط تولید خودروهای جمعوجور و استیشن واگن سرگرمکننده خود را حفظ میکرد که بسیاری از خودروسازان آمریکایی از آنها دست کشیدهاند. افزون بر این، نسخهای مدرن از AMX میتوانست رقیبی واقعی برای C8 کوروت آمریکایی باشد. AMC همیشه خودروسازی کوچک با توانایی بزرگ بود و دیدن آنچه میتوانست با مهندسی و فناوری قرن ۲۱ انجام دهد، هیجانانگیز بود.
۲. Studebaker Corporation (شرکت استودبیکر)
دیگر خودروساز کمتر شناختهشدهی آمریکایی، استودبیکر است که به تولید خودروها و کامیونهای باکیفیت و جذاب شناخته میشود و در اواخر دهه ۱۸۰۰ در میان خودروسازان آمریکایی برجسته بود. همانطور که کتابخانهی اسمیتسونیان اشارهکرده، استودبیکر ابتدا بهعنوان سازندهی ارابههای اسبی شروع به کار کرد و اگر امروز وجود داشت، قدیمیترین خودروساز جهان محسوب میشد. اگرچه بهعنوان تولیدکنندهی خودروهای عملکردی شناخته نمیشد، اما موتورهای V8 چشمگیری تولید کرد، از جمله برخی با سوپرشارژر.
یکی از مدلهایی که میتواند امروز جذاب باشد، Hawk است؛ یک کوپهی لوکس با قدرت V8 و طراحی زیبا و راحت. امروزه، احتمالاً موتور آن کوچکتر میشد و با توربو و یا سوپرشارژر تقویت میشد. طبق اعلام مؤسسه اسمیتسونیان، استودبیکر همچنین شرکت Paxton، تولیدکننده سوپرشارژر، را خریداری کرده بود. بهراحتی میتوان تصور کرد این همکاری منجر به تولید خودروهای سوپرشارژر مدرن شود که از پیشرفتهای مهندسی و فناوری القای اجباری بهره میبرند. استودبیکر میتوانست رقیبی جدی برای بیوک یا ولوو در بازار خودروهای لوکس اما نهچندان گرانقیمت باشد.
۳. Duesenberg Motors Company (شرکت موتور دوسنبرگ)

در صدر هرم خودروسازان لوکس اوایل قرن بیستم، Duesenberg به تولید خودروهای برترین و نفیس برای مشتریان سختگیر و متمول معروف بود. این خودروها به قدری گرانقیمت بودند که گزینهی انتخابی ثروتمندان، از بازیگران تا گانگسترها، محسوب میشدند. دوسنبرگ نه تنها به خاطر شکوه و تجمل، بلکه بهخاطر مهندسی بینظیر نیز شهرت داشت و برخی از قدرتمندترین موتورهای تولیدی پیش از جنگ را توسعه داد.
اگر این برند از دوران رکود اقتصادی جان سالم به در بردهبود، همچنان رقیبی جدی برای رولزرویس و بنتلی بود و خودروهایی برای ثروتمندان و مشاهیر عرضه میکرد که میتوانست بر خودروهای لوکس مدرن آمریکایی مانند لینکلن و کادیلاک برتری پیدا کند. هیچ کمبودی در امکانات اتوماتیک و بدون نیاز به دست یا قدرت توربو برای یک دوسنبرگ مدرن وجود نداشت. امروزه، این برند همچنان استاندارد لوکس آمریکایی بود که تمام خودروسازان دیگر آرزوی رسیدن به آن را داشتند، درست همانطور که در دوران اوج خود عمل میکرد.
بیشتر بدانید: بررسی نسلهای لندکروزر از جنگ تا جاده؛ زیر و بم غول افسانهای صنعت خودرو
در کانال آپارات بیت ران ببینید:
۴. Pontiac (پونتیاک)
هرچند نگه داشتن این همه برند در زیرمجموعهی جنرال موتورز ممکن بود زائد بهنظر برسد، پونتیاک دههها خودروهای منحصر به فرد، سرگرمکننده و اسپرت ارائه داد. اگرچه دلایل منطقی برای سقوط آن وجود دارد، اما پونتیاک اغلب شعار خود، یعنی «ما هیجان میسازیم» را تحقق بخشید. یکی از ویژگیهای برجستهی برند، تولید خودروهای اسپرتی بود که جذاب و لذتبخش برای رانندگی بودند، اما قیمتهای گزافی نداشتند.
این خودروها بیشتر کمی باکیفیتتر از همتایان شورلت خود بودند و گزینههای بیشتری برای خلق مدلهای منحصر به فرد ارائه میدادند. بدون شک، نسخهای مدرن از پونتیاک شامل Trans-Am افسانهای بر اساس Camaro فعلی میشد، اما میتوانست جایگزین Fiero با یک خودروی دو نفره برقی و سرگرمکننده شود. با توجه به اینکه شورلت و بیوک عمدتاً نسخههای مختلفی از همان SUV دو جعبهای تولید میکنند، پونتیاک میتوانست یک برند عملکردی ویژه، در خانوادهی جنرال موتورز باشد و زمان آن رسیدهبود که دوباره، آن «هیجان» را به جریان اصلی بازگرداند.
۵. Tucker Corporation (شرکت تاکر)

برای مقابله با سازمانهای صنعتی تثبیتشده و تلاش برای پیشی گرفتن از آنها، نیاز به یک بینش واقعی است. این امر با تسلا و ایلون ماسک رخ داد که تفکر مرسوم درباره خودرو را بازتعریف کرد و آن را دگرگون ساخت. اگر تاکر منابع مالی به سطح ماسک داشت، شاید وضعیت متفاوت بود.
پرستون تاکر میخواست خودرویی تولید کند که در تمام زمینههایی که سه غول بزرگ و دیگران شکست خوردهبودند — و حتی متوجه شکست نشدهبودند — ممتاز باشد. مجله اسمیتسونیان فهرستی از ویژگیهای ایمنی که تاکر میخواست شامل نوآوریهای شگفتانگیز مانند کمربند ایمنی، داشبوردهای نرم و شیشههایی که در صورت تصادف خارج میشدند، ارائه دادهاست؛ در دورانی که ایمنی هنوز در طراحی خودرو لحاظ نمیشد.
تاکر، هم شخص و هم شرکت، به دلیل تحقیق نادرست SEC و گزارشهای جنجالی، از بین رفت، همانطور که وایرد مگزین گزارش کرده است. اگر این وقایع ناگوار اتفاق نمیافتاد، احتمالاً امروز ایمنترین خودروی برقی آمریکا با نشان تاکر به جای تسلا در خیابانها حضور داشت. ایدههای تاکر بسیار جلوتر از زمان خود بودند و یک تاکر مدرن قطعاً در خط مقدم توسعه خودروسازی قرار میگرفت اگر فرصت ادامه حیات مییافت.
۶. DeLorean Motor Company (شرکت موتور دولورین)
با دههها تجربه در مدیریت بخشهایی از بزرگترین خودروساز جهان، جان دولورین ایدههای زیادی را به شرکت خود آورد. بااین حال، ایدههای خوب لزوماً به معنای ایجاد یک شرکت موفق نیستند. با این وجود، خودروی DMC-12 که او خلق کرد، تأثیر ماندگاری در فرهنگ عامه گذاشته و همچنان بخشی از فولکلور علاقهمندان به خودروهای آمریکایی است.
در زمان عرضه، DMC-12 خودرویی بود که به دنبال مخاطب بسیار خاصی بود. تعداد افرادی که توان خرید یک خودروی اسپرت دو نفره و بسیار لوکس با کمترین کاربرد عملی را دارند، محدود است. این همیشه درست بوده، اما بازار فعلی جای زیادی برای خودروسازان لوکس با خودروهای فوقالعاده قدرتمند و کمکاربرد دارد. یک خودروی اسپرت مدرن با بدنه فولاد ضدزنگ و درب بالمرغی میتواند در بازار امروز جایگاه داشته باشد.
نسخهی مدرن دولورین قطعاً برقی بود، اما اگر در اوایل دهه ۲۰۰۰ قبل از مرگ جان دولورین احیا میشد، میتوانست به راحتی یک موتور Audi V8 بگیرد یا با مهندسین AMG یک V6 توربوشارژ قوی تولید کند. با درگذشت جان دولورین در ۲۰۰۵، میراث او به طور قطعی در گذشته ماند، همراه با پسری به نام Marty که با سرعت ۱۴۱ کیلومتر بر ساعت به آیندهمیرود.
بیشتر بدانید: نسلهای تویوتا هایلوکس بررسی شد؛ رتبه بندی از بدترین تا بهترین خودرو
در کانال آپارات بیت ران ببینید:
۷. Baker Motor Vehicle Company (شرکت خودروهای بیکر)

یکی از پرفروشترین برندهای دوران Brass Era (تقریباً ۱۸۹۶ تا ۱۹۱۵)، Baker Motor Vehicle Company به خوبی در چشمانداز خودروسازی امروز جای میگرفت. بیش از یک قرن قبل از ظهور تسلا بهعنوان پیشرو در خودروهای برقی، بیکر فروش چشمگیری تا ۱۷ خودروی برقی داشت، از جمله یکی از اولین خودروهایی که برای ناوگان کاخ سفید خریداری شد.
در حالی که راحتی و قدرت موتور احتراقی به سرعت محدودیتهای پیشرانهی برقی را پشت سر گذاشت، برای مدتی خودروی برقی بیکر یکی از پرفروشترینها در آمریکا بود. طبق گزارش Car and Driver، در سال ۱۹۰۳ مهندس شرکت موفق شد با یک بار شارژ، بردی ۳۲۴ کیلومتر داشته باشد، اگرچه تنها با سرعت ۱۹ کیلومتر بر ساعت. یک نسخهی مدرن از شرکت بیکر میتوانست جایگاه بسیار خوبی در انقلاب خودروهای برقی پیدا کند و بهعنوان پیشگام اصلی این حوزه، اعتبار خود را حفظ کند.
۸. Jensen Motors Limited (جنسن موتورز)
برای مخاطبان بریتانیایی، خودروهای Jensen منحصر به فرد، نوآورانه و قدرتمند برای «نجیبزادگان انگلیسی» بودند. از ابتدا، جنسن بیشتر بهعنوان سازنده بدنه فعالیت میکرد و برای سایر خودروسازان در دوران پیش از جنگ بدنه تولید میکرد. برخی از اولین خلاقیتهای اصلی آنها روی شاسی و قوای محرکهی دیگر شرکتها سوار بود.
مدلهای بعدی به طور کامل توسط جنسن تولید شدند، اما هنوز از موتورهای سایر شرکتها استفاده میکردند. یکی از محبوبترین مدلها، Interceptor بود که با موتور عظیم Chrysler Hemi V8 قدرت میگرفت. مجله Australian Jensen Club اعلام کردهاست که Jensen Interceptor FF اولین خودروی اسپرت تولیدی با سیستم چهارچرخ متحرک در سال ۱۹۶۶ بود. بهعنوان یک شرکت کوچک مستقل، آنها مجبور بودند منابع خود را با دیگران به اشتراک بگذارند و هنگامی که این کار را کردند، خودروهای فوقالعادهای تولید کردند.
اگر Jensen Motors امروز وجود داشت، ممکن بود بهعنوان یک برند هوشمند و خاص با استفادهاز ظرفیتهای توسعه گستردهی Ford یا VW خودروهای سریع و سرگرمکننده تولید کند؛ خودروهایی که برای اکثر مردم قابل دسترسی نیستند، اما فقط به ثروتمندان اختصاص نداشته باشند. حتی یک خودروی اسپرت بریتانیایی مدرن با موتور Hellcat V8 میتوانست گزینهای جذاب باشد.
۹. Saab Automobile AB (ساب)

از جمله عجیبترین برندهای خودروسازی، ساب خودروهای منحصربهفردی را با بودجههای محدود و راهکارهای مهندسی ناب سوئدی تولید میکرد. از جمله ویژگیهای عجیب ساب، قرارگیری کلید در مرکز کنسول بین صندلیهای جلو و نصب موتور ۴ سیلندر شیبدار به صورت معکوس است، بهطوری که کلاچ واقعاً در جلوی خودرو قرار دارد. و اجزای محرک به سمت عقب محفظه موتور و دیواره آتش قرار گرفتهاند.
ساب قربانی بحران مالی ۲۰۰۸ در جریان بازسازی جنرال موتورز شد، که تصمیم گرفت برند را به بالاترین پیشنهاددهنده بفروشد، همانطور که The New York Times گزارش دادهاست. تلاش خودروساز بوتیک Spyker برای حفظ برند سوئدی به شکست فاجعهباری انجامید و قطعات ساب توسط یک شرکت چینی خریداری شد که طبق گزارش Motor Trend، بعداً ورشکست شد و دیگر بار بهعنوان شرکت حمل و نقل برقی احیا شد. در زمان نابودی، ساب در حال توسعه خودروهای مفهومی و پلتفرمهای جدید بود. و مدل کاملاً جدید Saab 9-5 را معرفی کرده بود. شرکت تحت رهبری اسپیکر تنها توانست ۳,۴۱۹ دستگاه از مدلهای جدید ۹-۵ تولید کند تا تولید متوقف شود، طبق eSaabparts.com.
احتمالاً یک ساب مدرن مسیر مشابهی را ادامه میداد و مدلهای هیبرید و برقی جدید با طراحی بهروز ارائه میکرد. بدون بحران مالی ۲۰۰۸، هیچ دلیلی وجود ندارد که فکر کنیم سوب امروز حضور نداشت.
بیشتر بدانید: قدرتمندترین موتور خودرو تویوتا را بشناسید؛ معرفی پنج موتور با عملکرد فوقالعاده
در کانال آپارات بیت ران ببینید:
۱۰. Trabant (ترابانت)
از میان خودروهایی که میخواهیم بار دیگر ببینیم، یک خودروی قدیمی، دودزا و غیرقابل اعتماد از آلمان شرقی احتمالاً در اولویت نیست. شاید احیای چنین برندی عجیب به نظر برسد، اما دلایلی برای آن وجود دارد. برای ناآشناها، ترابانت خودرویی کوچک بود که بین ۱۹۵۷ تا ۱۹۹۰ در آلمان شرقی کمونیستی تولید شد (تولید پس از اتحاد آلمان ادامه یافت، اما در ۱۹۹۱ متوقف شد). این خودرو کوچک و ضعیف، فاقد شیشههای برقی، صندلیهای برقی و به طور کلی قدرت کافی بود و توسط یک موتور ۲ سیلندر دو زمانه خنکشونده با هوا با توان ۱۹ کیلووات (۲۶ اسب بخار) و گیربکس چهار سرعته ستون فرمان حرکت میکرد.
طبق گزارشها، این خودرو خودروی خوبی نبود، یک واقعیت عینی که توسط Motor1 تأیید شدهاست. اما برای اعضای وفادار حزب سوسیالیست DDR یا آلمان شرقی، این خودرو گنج محسوب میشد. با سقوط دیوار برلین، جای تعجب نبود که ترابانت منسوخ و قدیمی تولیدش متوقف شود. اما با توجه به اینکه صنعت خودروسازی مدرن خودروهای کوچک و ارزان واقعی کمی ارائه میدهد، ترابانت میتوانست جایگاه خود را در یک بخش پایین بازار پیدا کند.
تصور جوانان و دانشجویان دانشگاهی که در یک ترابانت مدرن با طراحی اصلی آن حرکت میکنند، چندان دور از ذهن نیست. اگر صفحات وینیل میتوانند دوباره، در جدول فروش پیشتاز شوند، هیچ دلیلی وجود ندارد که ترابانت نتواند همین کار را انجام دهد.
۱۱. Oldsmobile (زیرمجموعه جنرال موتورز – اولدزموبیل)

رنسام اولدز یکی از پیشگامان اولیه صنعت خودروی آمریکا بود. اگرچه بیشتر به اشتباه هنری فورد بهعنوان مبتکر خط تولید خودرو شناخته میشود، اما این اولدز بود که اولین بار آن را عملی کرد — فورد اولین کسی بود که خط تولید را خودکار کرد. اولدزموبیل در سال ۱۹۰۸ توسط جنرال موتورز خریداری شد و بهعنوان یک برند سطح بالا در میانه بازار، خودروهای مجهز و مقرونبهصرفه ارائه میداد.
اولدزموبیل در زمان خود خودروهای فوقالعادهای تولید کرد. کسانی که در دهه ۱۹۸۰ زندگی میکردند با Cutlass آشنا هستند، خودرویی که مدتی پرفروشترین خودرو در آمریکا بود. Jetfire سال ۱۹۶۲ اولین خودروی تولیدی مجهز به توربو بود و Toronado امکان تولید خودروی دیفرانسیل جلو با موتور بزرگ را فراهم کرد.
بهترین دلیل برای احیای اولدزموبیل، بازگرداندن خودروهای سنتی است. شاید SUV و کراساوورها کاربردی باشند، اما خودروها شخصیت و جذابیت بیشتری دارند. اولدزموبیل میتوانست با یک خط کوچک از کوپهها، سدانها و استیشن واگنها با ویژگیها و طراحی مدرن، کمی سلامت به جادههای آمریکا بازگرداند. یک انتخاب ویژه، از خودروهای جذاب با داخلی لوکس و امکانات بالاتر از متوسط و قیمت کمتر از برندهای لوکس، در بازار فعلی خودرو غایب است. این باید اولدزموبیل جدید باشد.
بیشتر بدانید: راهنمای انتخاب تایر خارجی؛ ویژگیهای ۲۱ برند اصلی لاستیک خودرو
در کانال آپارات بیت ران ببینید:
۱۲. Packard Motor Car Company (شرکت خودروهای پکارد)

شرکت پکارد در سال ۱۸۹۹ تأسیس شد و بهعنوان یکی از برجستهترین خودروسازان لوکس آمریکا شناخته شد. در سال ۱۹۰۳، زمانی که قیمت Oldsmobile Runabout برابر ۶۵۰ دلار بود، یک Packard ۲,۶۰۰ دلار قیمت داشت. بسیاری از مدلهای پکارد در دوران بین دو جنگ، نماد بهترین خودروهای آمریکایی بودند، از جمله Twin Six نفیس با موتور V12 حجم ۶,۹ لیتر (۴۲۱ اینچ مکعب). با وجود شهرتی که در طول تاریخ کسب کردهبود، پکارد پس از جنگ جهانی دوم روند نزولی پیدا کرد؛ طبق توضیح Hagerty، کاهش هزینهها، دسترسی محدود به اعتبار و ادغام با استودبیکر باعث شد تا پکارد تا سال ۱۹۵۷ کاملاً کنار رود.
با قرار گرفتن کادیلاک در صدر بازار لوکس آمریکا و تلاش لینکلن برای رقابت، احیای پکارد ممکن است همان چیزی باشد که بازار نیاز دارد. کادیلاک با مدل آینده Celestiq به قلمرو رولزرویس نزدیک میشود و هیچ خودروی آمریکایی دیگری در بخش فوقلوکس رقابت نمیکند. پکارد باید بهعنوان یک خودروساز نیش، خودروهای لوکس تولید کند همانند دهه ۳۰، بدون هیچ محدودیتی در هزینه و با تمرکز بر ایجاد لوکسترین خودروها. آمریکاییها قبلاً این کار را انجام دادهاند و دلیلی ندارد که نتوانند دوباره انجام دهند. افزونبر این، فروش خودروهای فوقلوکس و مدلهای بسیار گران در بالاترین سطح تاریخ قرار دارد، طبق Jalopnik، بنابراین احتمالاً پکارد میتواند خریدار پیدا کند و دوباره خودرویی خلق کند که برای عموم غیرقابل خرید باشد.
۱۳. Triumph Motor Company (شرکت موتور تریومف)

شرکت تریومف در انگلستان خودرو تولید میکرد. این شکرت فعالیت خود را از واردات دوچرخه در سال ۱۸۸۵ آغاز کرده، و سه سال بعد تولید خودرو را شروع کرد. عملیات تولید موتورسیکلت در اواخر دهه ۱۹۳۰ فروخته شد و تا امروز فعال باقی مانده است. شرکت خودرو تریومف چندین بار دست به تغییر مالکیت زد. اما همیشه تولید مجموعهای از خودروهای کوچک و مناسب برای جادههای باریک انگلیس را ادامه داد. مدلهای موفق صادراتی به آمریکا شامل چندین رودستر با سقف باز بود که با وجود قدرت نسبتا کم، اسپرت و لذتبخش برای رانندگی بودند. سقوط تریومف اوایل دهه ۱۹۸۰ با فروپاشی British Leyland رخ داد، که تریومف بخشی از آن بود.
رودسترهای سقف باز در بازار خودرو امروز کم هستند. خودروهای کوچک و سرگرمکننده، با فرماندهی کارتینگ تنها با چند مدل نمایندگی میشوند. از جمله Mazda MX-5 و مدل گرانتر BMW Z4. با گرایش بخش عمدهای از صنعت به خودروهای برقی، بازگشت تریومف بهعنوان یک رودستر اسپرت برقی باید محقق شود. معماری EV ساخت مدلهای مختلف روی همان پلتفرم را آسانتر از همیشه کرده است، بنابراین فقط کافی است بدنهای جدید روی شاسی برقی نصب شود. با توجه به اینکه BMW مالک و تولیدکننده Mini است، الگویی برای احیای خودروهای انگلیسی وجود دارد و منطقی است، زیرا BMW حقوق تریومف را با خرید Rover در سال ۱۹۹۴ به دست آورد.
بیشتر بدانید: اولین خودروهای فرانسوی وارد شده به ایران را بشناسید
در کانال آپارات بیت ران ببینید:
۱۴. Holden Ltd. (هولدن)

حذف برند هولدن از بازار تحولی تازه بود؛ بهنقل از GM Authority، آخرین خودروها در سال ۲۰۱۷ خط تولید را ترک کردند. هولدن تولید خودرو را در استرالیا از سال ۱۹۱۷ آغاز کرد و تا سال ۱۹۴۲، بهگفتهی The Guardian، به زیرمجموعهی جنرال موتورز در آن سوی دنیا (استرالیا) تبدیل شد. این arrangement (چیدمان/ترتیب) برای دههها بیوقفه ادامه یافت و هولدن علاوه بر بسیاری از مدلهای بومی، نسخههای منطقهای منحصربهفردی از خودروهای جنرال موتورز را در اختیار استرالیاییها گذاشت. شاید شناختهشدهترین هولدن در آمریکای شمالی، نسخهی نهایی Pontiac GTO باشد؛ خودرویی وارداتی با نشانگذاری مجدد از Holden Monaro که از نسخهی استرالیایی یک موتور LS V8 بسیار پرقدرت بهرهمیبرد.
در حالی که بیشتر خودروهای هولدن همانند یا مشابه دیگر مدلهای جنرال موتورز بودند، این شرکت سالها یک ترکیب منحصربهفردِ خودرو و وانت تولید میکرد که آن را Ute (یوت) مینامید. بازار آمریکای شمالی آخرینبار یکی از اینها را زمانی دید که تولید El Camino در دههی ۱۹۸۰ پایان یافت، اما هولدن تا آخرین روزها به تولیدشان ادامه داد. علاقهمندان خودرو مشتاق بازگشت یوت هستند، چراکه وسیلهای است قابل تیون و آمادهی پیست که در عین حال میتواند یک محمولهی کوچک (مثلاً کمی مالچ) را هم به خانه بیاورد و برای بسیاری جذاب است. برخی شرکتها هماکنون خدماتی برای تبدیل یوتهای استرالیایی به فرمان چپ ارائه میدهند، هرچند این فرایند پرهزینه و زمانبر است. هولدن باید صرفاً با هدف تأمین یوت برای آمریکاییها احیا شود. یک هولدنِ احیاشده میتواند شرکت تکمدلی باشد که روی همین گوشهی بازار تمرکز میکند.
۱۵. شرکت روور (The Rover Company Ltd)

یکی از پرافتخارترین برندهای خودروسازی بریتانیا، روور است که تقریباً در تمام طول قرن بیستم بخش جداییناپذیر جادههای بریتانیا به شمار میرفت. در سالهای نخست، روور تمرکز خود را بر ساخت خودروهای کوچک و مقرونبهصرفه با امکانات محدود گذاشته بود. اما در دوران پس از جنگ جهانی دوم، روور شروع به تولید خودروهای بزرگتر و لوکستر کرد و به مرور زمان به یکی از پیشگامان خودروسازی در انگلستان تبدیل شد (به نقل از Classic Rover Club).
هرچند روور هیچگاه در ایالات متحده چندان شناختهشده نبود، اما در بریتانیا، مدلهای متأخر این برند بهعنوان نمونهای از لوکسگرایی بریتانیایی مقرونبهصرفه شناخته میشدند؛ جایگزینی اقتصادیتر در برابر رولزرویس و بنتلی. روور همچنین خودروهای جالبی تولید کرد، از جمله استفادهی خلاقانه از یک موتور ۳.۵ لیتری V8 متعلق به بیوک که دههها بعد از توقف تولید آن، همچنان در مدلهای مختلف روور مورد استفاده قرار میگرفت. ریچارد هموند در یکی از قسمتهای قدیمی برنامه Top Gear اشاره میکند که ملکه بریتانیا شخصاً مالک یک روور P5 بوده است. همچنین مدل جدیدتر روور SD1 که تنها در تعداد ۱۱۰۰ دستگاه به ایالات متحده صادر شد (طبق گزارش Autoweek)، به دلیل طراحی متمایز و جذاب خود یکی از خودروهای خاص و نوآور آن دوران به شمار میرود.
امروزه نام تجاری Rover در اختیار شرکت BMW قرار دارد و این مسئله میتواند فرصتی برای آلمانیها باشد تا دوباره آن را به بازار بازگردانند؛ بهعنوان برندی لوکس که یک پله پایینتر از خود BMW از نظر قیمت و سطح امکانات قرار گیرد. با توجه به اینکه بیامو از قبل شبکهی تولید و فروش جهانی خود را در اختیار دارد، تنها کاری که باید انجام شود، سپردن پروژه به طراحان است. ملکه دیگر در میان ما نیست، اما لزومی ندارد محبوبترین برند او، یعنی روور، نیز به تاریخ بپیوندد.
بیشتر بدانید: مرسدس E-Class W124 کارکرده : چرا خرید آن هنوز منطقی است؟
بیشتر بدانید: هدیه هیتلر به رضاشاه ؛ خودرو اتوبان کوریر با ارزشترین مرسدس بنز دنیا در ایران
در کانال آپارات بیت ران ببینید:







