پلیس آمریکا در طول تاریخ خود انتخابهایی عجیب و غیرمنتظره برای ناوگان داشته است. این گزارش نگاهی دارد به پنج نمونه از خودروهای پلیسی کلاسیک و متفاوت که شاید با تصویری که از خودروهای پرقدرت و سریع پلیس در ذهن داریم، فاصله زیادی داشته باشند. ۵ تا از عجیب ترین خودروهای پلیس کلاسیک در آمریکا را بشناسید.
بیت ران – الهام زهره وند: خودروهای پلیس همیشه جایگاهِ ویژهای در فرهنگ خودرویی داشتهاند. بیشتر در فیلمهای جنایی و تعقیب و گریزهای جادهای بهعنوان نقش اصلی دیدهمیشوند و همواره، علاقهمندان خودرو را مجذوب خود کردهاند. چه چیزی آنها را متفاوت میکند؟ آیا واقعاً از مدلهای عادی قدرتمندترند؟ آیا میتوان یکی از آنها را خریداری کرد؟
البته خودروهای پلیس متفاوت هستند. پیش از هر چیز باید به تجهیزات ویژهای مجهز شوند که امکان ارتباط با مرکز فرماندهی و سایر مأموران را فراهم کند. افزونبر آن به سیستم GPS، دوربینها، چراغهای ویژه، رایانهها و ابزارهای دیگری نیاز دارند که به افسران در گشتزنی در مناطق ناشناخته و مبارزه با جرم کمک کند. تغییرات مکانیکی نیز حتی جالبتر است.
بیشتر بدانید: اسکوتر پژو متروپلیس ۴۰۰ سی سی به ایران رسید/ بررسی مشخصات و قیمت
بیشتر بدانید: اشکودا سوپرب خودروی جدید ناوگان پلیس ایران شد
در کانال آپارات بیت ران ببینید:
خودروهای پلیس معمولاً دارای تقویت اضافی برای محافظت در برابر تصادف، سیستم تعلیق تقویتشده، و موتورهایی با خنککاری بهتر و باتریهای سنگینتر هستند. برخی حتی بهطور کامل برای سرعت بیشتر ساخته شدهاند. نمونههای شگفتانگیزی مانند بوگاتی ویرون و دوج چلنجر هلکت نیز بهعنوان خودروهای پلیس دیدهشدهاند.
این موضوع تصویری از خودرویی بسیار پرقدرت ایجاد میکند که کسی توان فرار از آن را ندارد و در حقیقت در بیشتر موارد همینطور هم است. با این حال همهی خودروهای پلیس سختجان یا سریع نیستند. در واقع در طول زمان خودروهای کلاسیک و عجیبی در ناوگان پلیس آمریکا حضور داشتهاند که نمایندهی تصویر معمول از این نهاد نیستند.
برخی از آنها کارایی لازم را داشتند، اما حضورشان در شکار مجرمان نامأنوس بهنظر میرسید. برخی دیگر نیز اساساً نباید برای مأموریتهای پلیسی انتخاب میشدند. در هر صورت این پنج خودروی عجیب پلیس در آمریکا شما را شگفتزده خواهند کرد.
اسمارت فورتو در خدمت NYPD

یک خودروی پلیس خوب باید نماد اقتدار نیروهای انتظامی باشد. همین موضوع انتخاب نیویورک برای استفادهاز اسمارت فورتو بهعنوان خودروی گشت را عجیب میکند، بهویژه در کشوری که عاشق وانتهای عظیم و شاسیبلندهای بزرگ است. اسمارت فورتو بسیار کوچک است و تنها ۱۰۶.۱ اینچ طول دارد، یعنی حتی از فاصله محوری فورد F-150 کوتاهتر است. در واقع میتوان دو دستگاه اسمارت فورتو را پشت سر هم در طول یک F-150 سوپرکب جا داد و باز هم کمی فضا باقی ماند.
اما مسئله سرعت چیست؟ فورتو پلیس نیویورک دارای موتور توربوشارژ است. البته نباید هیجانزده شد زیرا این موتور کوچک ۸۹۸ سیسی تنها ۸۹ اسب بخار قدرت تولید میکند. با این حال به جعبهدنده دستی پنجسرعته، دیفرانسیل عقب و موتور عقب مجهز است که میتواند اندکی سرگرمی برای مأموران فراهم کند. شتاب صفر تا ۶۰ مایل بر ساعت این خودرو ۱۰.۵ ثانیه است که چندان چشمگیر نیست اما برای چنین خودروی کوچکی قابل قبول است.
هر یک از ۲۵۰ دستگاه اسمارت فورتو پلیس نیویورک به تجهیزات کامل پلیسی مجهز شده است. چراغ گردان روی سقف و رادیوی مخصوص فرکانس پلیس؟ موجود است. ایربگ برای هر دو صندلی جهت محافظت از مأموران؟ موجود است. حتی سیستم کنترل پایداری الکترونیکی ESP و ترمز ضدقفل ABS نیز در این خودروها نصب شده، تا در صورت شتابگیری بیش از حد مأموران در تعقیب خودروهای دیگر، ایمنی حفظ شود.
البته این خودروها هرگز قرار نبود نقش خودروی رهگیر را ایفا کنند. در واقع آنها جایگزین موتورسیکلتهای سهچرخ ناوگان شدند و راحتی و کارایی بسیار بیشتری را به همراه آوردند. شعاع گردش کم این میکروکار نیز مزیتی بزرگ در پارکها و فضاهای باریک محسوب میشود، جایی که خودروهای پلیس معمول کاربرد چندانی ندارند.
در کانال آپارات بیت ران ببینید:
پلیس لکنر و اوگانکویت با رنو لوکار
اسمارت فورتو اولین خودروی کوچک در خدمت پلیس نبود. در واقع در سال ۱۹۷۶، نیروی پلیس لکنر در واشنگتن یک دستگاه رنو لوکار خریداری کرد که یکی از بهترین خودروهای رنو در بازار آمریکا به شمار میرفت. چند سال بعد اداره پلیس اوگانکویت نیز با انتخاب لوکار به ناوگان پلیسی خود رنگ و بویی تازه بخشید. این خودروی شهری فرانسوی در کنار یک دستگاه ولوو ۲۴۰ به دومین وسیله نقلیه گاراژ اداره پلیس بدل شد
اما چرا چنین انتخابی شد؟ پاسخ را باید در شرایط اقتصادی آن زمان آمریکا جستوجو کرد. کشور درگیر رکود عمیقی بود و اداره پلیس اوگانکویت برای ادامه فعالیت نیاز به خودرویی ارزانتر و اقتصادیتر داشت. علاوه بر این برای شهری با کمتر از ۹۰۰ نفر جمعیت، چنین انتخابی منطقی به نظر میرسید
نکته جالب اینکه انتخاب این خودرو تصادفی نبود. در یک بیانیه مطبوعاتی اعلام شد که چندین خودرو مورد آزمایش قرار گرفتند و در نهایت رنو لوکار به دلیل «عملکرد تند و تیز» انتخاب شد. این ویژگی حاصل معماری دیفرانسیل جلو، فرمان رک و پینیون، سیستم تعلیق مستقل چهارچرخ و لاستیکهای رادیال استیل کمربند میشلن بود
شاید این انتخاب چندان بیراه هم نبود. زیرا لوکار که در اروپا با نام رنو R5 شناخته میشد، یکی از مهمترین خودروهای تاریخ فرانسه به شمار میآید. طراحی خاص و شیک برای زمان خود، کابینی نسبتاً راحت نسبت به ابعاد کوچک و موتورهای اقتصادی باعث شد این خودرو از سال ۱۹۷۲ تا ۱۹۸۴ پرفروشترین خودروی فرانسه باشد. این مدل چنان افسانهای است که رنو اخیراً نسخه برقی جدید R5 EV را معرفی کرد و این خودرو خیلی زود به یکی از پرفروشترین محصولات برقی فرانسه بدل شد.
شورولت سلبریتی ۹C1

بحران مالی تنها به شهرهای کوچک محدود نماند. بسیاری از ادارات پلیس از خودروهای گران و پرقدرت به مدلهای کوچکتر روی آوردند، مانند شورولت مالیبو ۹C1. با این حال دستکم این خودرو به ارتقاهای لازم برای خدمت پلیسی مجهز بود. بدنه آن از فولاد با کیفیت بالاتر ساخته شده بود تا محافظت بیشتری در تصادف داشتهباشد.
سیستم تعلیق نیز با فنرها، کمکفنرها و میلههای ضدغلتش تقویت شدهبود و لاستیکهای ویژهی عملکرد نیز به بهبود هندلینگ کمک میکردند. افزون بر این نباید موتور هشت سیلندر ۳۵۰ LT1 با چهار کاربراتور را فراموش کرد.
اما شرایط با معرفی شورولت سلبریتی ۹C1 در سال ۱۹۸۴ بدتر شد. هرچند جزئیات تجهیزات این مدل بهطور کامل ذکر نشده است اما میتوان حدس زد که به ارتقاهای مورد انتظار یک خودروی پلیسی مجهز بوده است. با این حال یک نقص آشکار داشت — خبری از موتور هشت سیلندر نبود. شورولت به جای آن از یک موتور شش سیلندر ۲.۸ لیتری ضعیف استفادهکرد که توان رقابت با مجرمان را نداشت.
بیشتر بدانید: خودروهای جدید پلیس ایران را بشناسید / برقیها هم به پلیس پیوستند
این موتور V6 انژکتوری و پوشراد تنها ۱۳۰ اسب بخار قدرت و ۱۹۶ نیوتنمتر گشتاور در نسخه پرخروجی تولید میکرد. این پیشرانه همراه با یک گیربکس سهسرعته اتوماتیک میتوانست سلبریتی را تنها در ۱۰.۶ ثانیه به سرعت ۹۶ کیلومتر بر ساعت برساند، عددی که حتی از اسمارت فورتو پلیس نیویورک نیز کندتر بود.
شورولت البته یک نسخه چهارسرعته دستی هم عرضه کرد اما تنها با موتور چهار سیلندر ۲.۵ لیتری که تنها ۹۲ اسب بخار قدرت داشت و عملاً بهشکل طنزآمیزی ضعیف بود. جالب اینکه مجله Car and Driver در بررسی سال ۱۹۸۴، هندلینگ نسخه یورواسپرت این خودرو را تحسین کرد. با این وجود با توجه به اینکه بسیاری از جادههای آمریکا مستقیم هستند، این ویژگی تأثیر چندانی بر تواناییهای سلبریتی ۹C1 در تعقیبهای سرعت بالا نداشت. در نتیجه این خودرو تنها پس از سه سال از خدمت پلیس خارج شد.
دوج سنت رجیس

در دهه ۱۹۷۰ کرایسلر همانند بزرگترین رقبای خود، بخش عمدهای از سدانهایش را کوچکتر کرد. البته منظور چند میلیمتر تغییر نبود. خودروهای جدید با پلتفرم R شامل دوج سنت رجیس، کرایسلر نیوپورت و پلیموث گران فیوری حدود ۵ اینچ کوتاهتر و تقریباً ۴۵۰ کیلوگرم سبکتر شدند. با این حال همچنان از مدلهای کامپکت جنرال موتورز و فورد بزرگتر بودند و این مسئله هنگام وقوع بحران جدید سوخت در سال ۱۹۷۹ به فروش آنها کمکی نکرد.
بزرگترین مشکل این خودروها کیفیت فاجعهبار ساخت بود. این موضوع بهویژه در مدلهای پلیسی سنت رجیس بیشتر خود را نشان میداد. مونتاژ داخلی آنقدر ضعیف بود که بسیاری از قطعات حتی در کارخانه هم بهدرستی جا نمیافتادند. با گذر زمان اوضاع بدتر شد و قطعات بهراحتی کنده میشدند یا میشکستند. همچنین سنت رجیس به دلیل تنظیم نادرست، لاستیکها را با سرعت نگرانکنندهای از بین میبرد.
با این وجود عجیبترین نکته درباره سنت رجیس این بود که افسران پلیس با وجود تمام ضعفها، به آن علاقه داشتند. موتورهای ۳۱۸ و ۳۶۰ اینچ مکعب دلیل اصلی این موضوع بودند، هرچند بهخاطر قوانین سختگیرانه آلایندگی قدرتشان کاهش یافته بود. موتور V8 بزرگتر توان ۱۹۵ اسب بخار تولید میکرد که در نسخههای مخصوص کالیفرنیا با استانداردهای آلایندگی سختتر، به ۱۹۰ اسب بخار محدود میشد. این موتور بهطور انحصاری با گیربکس سهسرعته اتوماتیک عرضه میشد که دلیل اصلی شتاب ضعیف صفر تا ۹۶ کیلومتر بر ساعت در ۱۲.۵ ثانیه بود. با این حال هندلینگ خوب خودرو یکی دیگر از دلایلی بود که پلیسها از رانندگی با آن لذت میبردند. فراموش نکنیم که سنت رجیس در سریال تلویزیونی مشهور «T.J. Hooker» نیز بهعنوان خودروی پلیس نقشآفرینی کرد.
تاکسیهای استتاری پلیس نیویورک

بله — اداره پلیس نیویورک پنج دستگاه تاکسی مخفی در ناوگان خود دارد. شاید تعجبآور باشد اما کاملاً منطقی است. مأموران میتوانند از این خودروها در عملیاتهای مخفی استفاده کنند زیرا بهخوبی در میان سایر تاکسیها استتار میشوند. یافتن آنها در ترافیک سنگین و معروف نیویورک کار سادهای نیست.
البته میتوان با دقت نشانههایی برای شناسایی پیدا کرد. این خودروها معمولاً رنگ و طرح تاکسی را دارند اما به تجهیزات پلیسی مجهز شدهاند. تجهیزاتی همچون پنل ضدگلوله اضافی روی درب جلو، سپر جلوی تقویتشده، مجموعه آنتن روی درب صندوق و شیشههای دودی. همچنین میتوان شماره مدالیون روی خودرو را در وبسایت کمیسیون تاکسی و لیموزین نیویورک بررسی کرد تا مشخص شود آیا در پایگاه داده ثبت شده یا خیر.
با این حال برخی معتقدند تاکسیهای مخفی قدیمیتر فورد کراون ویکتوریا سختتر قابل شناسایی بودند. آنها همچنان آژیر و چراغهای گردان پلیس را داشتند، اما بهطور کامل از دید پنهان بودند. در مقابل، مدلهای جدیدتر فورد تاروس به دلیل تقویت گستردهی بدنه راحتتر قابل شناسایی هستند، بهویژه چون امروزه، چندان در میان رانندگان تاکسی محبوب نیستند. در حقیقت بسیاری از رانندگان اکنون به سراغ تویوتا کمریهای هیبریدی میروند که بهدلیل مصرف سوخت عالی، انتخاب اقتصادیتری محسوب میشوند.



