در تقویم جنگ، برخی پیروزیها با صدای بلند جشن گرفته میشوند. برخی دیگر، در سکوت تاریخ گم میشوند. سرتیپ خلبان محمد اسماعیل پیروان، یکی از همان نامهایی است که در حاشیه تاریخ ماند. خلبانی که در حساسترین لحظات جنگ، با تکیه بر مهارت و شجاعت، در برابر میراژهای پیشرفته فرانسوی ایستاد و حتی پس از پایان رسمی جنگ نیز، آسمان ایران را از متجاوزان پاک کرد. این روایت، بازگشتی است به نبردهای تکروی تامکتها در برابر شکاریهای غرب.
بیتران، علی غفوری: نیمه دوم قرن بیستم بارها صحنه نبرد دو نوع جت جنگنده از دو بلوک شرق و غرب بود. شاخصترین این نبردها، مبارزه اف ۵ و اف ۴ با انواع میگ و سوخو در جنگهای ویتنام و اعراب و اسرائیل است. اما جنگ ۸ ساله ایران و عراق صحنهای متفاوت را رقم زد.
در یکی از معدود موارد تاریخ، دو نوع جنگنده از بلوک غرب مقابل هم وارد نبرد شدند: میراژ اف ۱ فرانسوی در برابر اف ۱۴ آمریکایی. خلبانان میراژ عمدتاً افسران خلبان دورهدیده عراقی بودند. آنها کار خود را با شکاریهای روسی آغاز کردهبودند و در ادامه برای دیدن دورههای تخصصی میراژ، محصول شرکت داسو به فرانسه رفتهبودند. سوی دیگر خلبانان اف ۱۴ بودند که دورهدیدههای اف ۴ و اف ۵ بودند. آنها بعد از پروازهای طولانی با این شکاری برای بار دوم به آمریکا رفته و پرواز با این هواپیمای نسل چهارم را فراگرفتهبودند.
تقابل دو شکاری مدرن
هنگامی که سخن از جنگهای هوایی نیمه دوم قرن بیستم مطرح میشود، برگهای قطوری از این نبردها به هماوردی این دو شکاری مدرن در دهههای ۷۰ و ۸۰ میلادی اختصاص دارد. در این نبردها پیروزی میراژها در حدود ۶ یا ۷ نوبت در برابر اف ۱۴ ثبت شده اما در مقابل حداقل ۴۰ تا ۵۰ میراژ در این نبردها مقهور اف ۱۴ شدند. البته این رقم تخمینی است و ممکن است ارقام نهایی متفاوت باشد. یکی از خلبانانی که شکست چند میراژ را در کارنامه خود دارد، سرتیپ خلبان محمد اسماعیل پیروان است. متولد ۱۳۳۰ مشهد که دورههای اف ۴ را گذراند و پس از ۸ سال پرواز با فانتوم در ۱۳۶۴ به گردانهای اف ۱۴ پیوست.

تغییر استراتژی دفاع هوایی
از سال ۱۳۶۳ به بعد با ورود میراژها و میگهای ۲۳ ارتقایافته در کنار میگ ۲۵، اف ۵ و اف ۴ بهتدریج تنها برای دفاع نقطهای بهکار میرفتند. چندان از پایگاه مادر دور نمیشدند و عملاً دفاع از آسمان ایران به اف ۱۴ سپردهشد. پروازهای بسیار طولانی و خستهکننده اف ۱۴ها (که بین ۸ تا ۱۲ ساعت بود) فرماندهان هوایی را به این سمت برد که خلبانان سایر شکاریها را به سمت استفاده از این هواپیما ببرند. چنانکه گفتهشد خلبان محمد اسماعیل پیروان یکی از این افراد بود.
بیشتر بدانید: F-16 آمریکا در برابر جنگنده جی ۱۰ ایران؛ در یک نبرد هوایی کدام جنگنده برتری خواهد داشت؟
سال ۱۳۶۴ نیروی هوایی ایران که از همه سو در تحریم قطعه و هواپیما بود، تمام تلاش خود را کرد تا عراق به برتری هوایی در این نبرد دست نیابد. حاصل این تلاش در کنار رسیدن قطعات و تجهیزات توسط دلالان بینالمللی (احتمالاً تحت توافق موسوم به ایران-کنترا) نتیجه خود را در نبرد فاو و سقوط دهها جنگنده بمبافکن عراقی نشان داد. اما سال ۱۳۶۵ کمکم عراق به کمک بیش از ۱۰۰ میراژ پیشرفته و انواع سوخو و میگ ارتقایافته، حملات خود به خاک ایران را بیشتر کرد. حملات به سکوهای نفتی، کشتیها و شهرها افزایش یافت. با توجه به کاهش حملات زمینی ایران در این سال، روحیه جنگی رزمندگان زمینی و مردم هم کاهش یافتهبود. هدف عراق نیز به ستوه آوردن روحیه مردم و دولت بود تا تن به آتشبس بدهند.
نبرد در ارتفاع پایین و غافلگیری دشمن
در چنین شرایطی ۱۳ بهمن ۱۳۶۵ پیروان در حال هدایت یک اف ۱۴ با کابین عقب خود سروان کازرونی بود که صدای کنترل شکاری همدان بلند شد. وی با کد، نزدیک شدن یک دسته میراژ را اطلاع داد. دو خلبان در شمال غربی قم بودند و پی بردند که هدف دشمن مرکز کشور (رادارها و یا مردم) است. با اعلام کازرونی که فاصله هواپیماها را ۱۰۰ کیلومتر و در نزدیکی اراک اعلام کرد، خلبان محمد اسماعیل پیروان درنگ نکرد و به سمت آنها تغییر مسیر داد.
او آن روز اسپارو و فونیکس نداشت و تنها از سایدوایندر استفاده میکرد. بنابراین وقتی کازرونی تعداد هواپیماهای دشمن را ۴ فروند اعلام کرد، احتمال موفقیت را کم دید اما به گفته خودش چون خود را یک سرباز میدانست، مرگ احتمالی خودش را در برابر شهادت احتمالی مردم و یا نیروهای زمینی بیدفاع چندان مهم نمیدانست. ارتفاع میراژها ۲۰۰ پا بود و چون از وجود یک میراژ در آن ارتفاع بیاطلاع بودند، در یک دقیقه آخر با شیرجه پیروان غافلگیر شده و تنها در ثانیههای آخر لیدر عراقی متوجه حمله اف ۱۴ شد و بلافاصله دستور باز شدن دسته را داد.
مخمصه در آسمان ایران
لیدر دسته با یک فرار بهموقع مانع قفل موشک سایدوایندر پیروان شد. با بازگشت ۳ هواپیمای دیگر میراژ به سمت پیروان، او پی برد که در مخمصه افتادهاست. خلبانان عراقی پی برده بودند که این تامکت فاقد موشک راداری است وگرنه دلیلی نداشت از همان فاصله دور آنها را ساقط نکند. بنابراین با ریختن بمبهایشان، سبک شده و به جنگ خلبان تنهای ایرانی رفتند. آنها سعی کردند تا پیروان را هدف قرار دهند. اما چرخشهای او و حرکتش به سمت شرق فرصت را از میراژها گرفت و فرمانده عراقی که میدانست در عمق خاک ایران با کمبود سوخت مواجه میشوند، به کل دسته دستور بازگشت داد. میراژها با کاستن از ارتفاع به سمت غرب گردش کردند. اما این بار پیروان دست بردار نبود.
او با کاستن از ارتفاع، پشت سر یکی از هواپیماهای دشمن افتاد و نزدیک مرز بالاخره آن را با یک موشک ساقط کرد. به دلیل ارتفاع کم، خلبان عراقی موفق به اجکت نشد و هواپیما و خلبان هر دو نابود شدند. سایتهای شنود ایران چند دقیقه بعد اطلاع دادند که به دلیل کمبود سوخت، یکی دیگر از میراژها نیز به پایگاه خودش نرسیده و سقوط کردهاست.
خلبان محمد اسماعیل پیروان و پیروزی هوایی دو روز پس از پایان رسمی جنگ
شاید بسیاری از مردم ندانند که نیروی هوایی ایران ۳ ماه قبل از آغاز رسمی جنگ وارد نبرد با عراق شد و تا یک ماه بعد از پایان رسمی جنگ در ۲۶ تیر ۱۳۶۷ نیز همچنان با دشمن در حال جنگ بود. یکی از این نبردها به روز ۲۸ تیر ۱۳۶۷ باز میگردد. آن روز خلبان محمد اسماعیل پیروان و کمک خلبان با سابقه سرگرد حیدرزاده در آلرت بوشهر (پایگاه ششم) بودند که زنگ اسکرمبل به صدا درآمد. رادار به آنها سمت خارگ را داد.
بیشتر بدانید: چگونه جنگهای ضد استعماری موجب تولد ایده امرپ ها شد ؟ قسمت اول
۳ میراژ برای حمله به این جزیره پیش میآمدند. در ۲۰ مایلی میراژها، حیدرزاده هشدار داد دو میراژ درست مقابل ما هستند. خلبان محمد اسماعیل پیروان با کاست از ارتفاع به زیر ۲ هزار پا موشک اسپاروی خود را شلیک کرد. آن روز هم او فونیکس نداشت. با کمال تعجب موشک شلیک نشد. کازرونی فریاد زد فاصله ۱۰ مایل و بعد به آرامی گفت ۵ مایل. پیروان شبح دو موشک ماترای دشمن را دید و با یک مانور سنگین آنها را جا گذاشت و مجدداً از پی میراژها افتاد.
خلبانان دو میراژ که نمیخواستند ۲ روز پس از پایان جنگ کشته شوند، با چسبیدن به سطح آبهای خلیج فارس به سمت جنوب عراق گردش کردند. اما خلبان محمد اسماعیل پیروان دست بردار نبود و به میراژ عقبتر یک سایدوایندر شلیک کرد. خلبان با ریختن فلیر (باریکههای فلزی برای گمراه کردن رادارموشک) موشک را منحرف کرد. این روند تا ۳۰ مایل دیگر نیز ادامه یافت تا آنکه فلیرهای میراژ تمام شد و آنگاه پیروان که تقریباً چسبیده به میراژ عراقی بود، آخرین سایدوایندر خود را شلیک کرد. هواپیمای دشمن به داخل آب افتاد و خلبانش احتمالا در دم کشتهشد.
بیشتر بدانید: پرچمی که کفنم شد؛ روایت تکاندهنده از زندگی و شهادت سرگرد غفور جدی
با بازگشت دو خلبان به پایگاه بوشهر (او از جمله خلبانان اف ۱۴ مامور به بوشهر بود)، سرهنگ علیرضا یاسینی فرمانده پایگاه از او تشکر کرد. اما ۳ ربع بعد یک دسته میراژ به سمت کنگان حرکت کردند. مجددا پیروان با حرکت به سمت آنها ماموریتشان را کنسل کرد اما دیگر نه میراژها به دنبال خطر بیشتر رفتند و نه او سوخت کافی برای نبرد داشت.
درباره سرتیپ خلبان محمد اسماعیل پیروان
خلبان محمد اسماعیل پیروان پس از جنگ تا سمت فرماندهی منطقه هوایی شهید دوران شیراز و معاونت اطلاعات فرماندهی نیروی هوایی ارتش نیز پیش رفت و در سال ۱۳۸۵ با ۳۶ سال سابقه بازنشسته شد. تا سالها به دلیل سوابق بالای فرماندهی او، پیروزی او بر میراژها به نام افرادی دیگر ثبت شد تا اینکه در یکی از میزگردهای خلبانان پیشکسوت در باغ موزه دفاع مقدس در سال ۱۳۹۳ او به شرح این نبردها پرداخت.




