عملیات سلطان یکی از بزرگترین و ابهام آمیزترین عملیات نظامی ایران است. سلطان عنوان رمز حمله به پایگاه الحریه عراق و محل ایجاد تاسیسات زیر بنایی نگهداری میراژهای خریداری شده در سال ۱۳۵۶ است. اولین بار تام کوپر نویسنده اتریشی- آمریکایی در کتاب خود با نام ایران عراق نبرد درآسمان که سال ۲۰۰۵ نوشتهشده به آن اشارهکرد.
بیتران، علی غفوری: زمانی که در سال ۱۳۹۰ به مرکز مطالعات راهبردی نیروی هوایی ارتش مراجعه کردم، چیزی از عملیات سلطان نیافتم و محققان با سابقه این مرکز نیز عمدتا می گفتند که چنین چیزی را شنیدهاند اما هیچ سندی درباره آن نیست.
تا آنکه سال ۱۳۹۲ در یکی از میزگردها با حضور فرماندهان پیشکسوت هوایی ،سرهنگ خلبان فریدون علی مازندرانی گفت که چنین عملیاتی را او به اتفاق سرتیپ خلبان شهرام رستمی انجام دادهاست. البته در آن جلسه سایرین حرفهای او را تایید نکردند اما او که فردی با حافظه قوی است این سخن را در میزگردهایی با خبرگزاریهای مهر و فارس تکرار کرد و کسی سخنان او را تکذیب نکرد.
بیشتر بدانید: پرچمی که کفنم شد؛ روایت تکاندهنده از زندگی و شهادت سرگرد غفور جدی
میتوان به این جمع بندی رسید که این عملیات انجام شده، اما در طبقه بندی “بهکلی سری” قرار داشتهاست. به چند دلیل. یکم اینکه در این عملیات تعدادی مستشار خارجی کشتهشدهاند.
دوم اینکه بر خلاف سایر عملیات، اف ۱۴ ها به همراه تانکرهای سوخت رسان وارد خاک عراق شدند. حال آنکه نیروی هوایی ایران به دلیل تعهد دادهشده به شرکت گرومن، سازنده تامکت قول دادهبود که از اف ۱۴ فقط برای دفاع استفاده شود و به دلیل ترس از به دست دشمن افتادن از مرزها خارج نشود. چرا که آن زمان بیشتر فناوریهای این هواپیما سری بود.
سوم آنکه بحث بر سر زمان این عملیات است. مازندرانی می گوید: ما چون می دانستیم فرانسویها در حال احداث خط مونتاژ میراژ هستند قبل از آغاز رسمی جنگ به آن حملهکردیم. در حالیکه سایر منابع می گویند ایران ۷ آبان به الحریه محل نگهداری تجهیزات میراژها حمله کردهاست.
عملیات سلطان و آغاز ماجرا
چه این عملیات یک هفته قبل از آغاز جنگ انجام شدهباشد و چه ۶ هفته پس از جنگ یک چیز مسلم است. فرماندهان هوایی ایران به ویژه سرهنگ بهرام هشیار، فریدون ایزد ستا و محمود قیدیان (به ترتیب معاون عملیات نیروی هوایی و مشاوران و طراحان عملیات) به این نتیجه رسیدهبودند که رسیدن میراژها به میدان جنگ می تواند یک برهم زننده بازی باشد.
کما اینکه چنین نیز شد. فرانسه قبل از پیروزی انقلاب ایران یکی از بازیگران خارجی منطقه بود و عراق در دهه ۷۰ میلادی و اسراییل در دهه ۶۰ میلادی سلاحهای اصلی خود را از این کشور می خریدند. از جمله قرارداد خرید میراژ اف یک به میزان ۱۰۸فروند بود که سال ۱۹۷۷ بین صدام حسین و ژاک شیراک بستهشد.
فرماندهان نیروی هوایی می دانستند که این هواپیماها تا ۳ سال بعد به دست صدام نمی رسد. اما آموزشها، انبارهای تجهیزات، اورهال و سایر ملزومات از سال ۵۸ به تدریج به دست عراقیها رسیدهاند و اگر این تجهیزات صدمه بخورند روند تحویل این سلاحها به تاخیر میافتد.
بیشتر بدانید: راه مهم ایران برای شکار اف ۱۵ آمریکا، استفاده از دوش پرتاب
بنابراین یکی از پیچیده ترین برنامه ریزیها برای حمله به این پایگاه انجام شد. پیچیدهگی این حمله به فاصله الحریه از ایران بازمیگشت. الحریه پایگاهی دوردست در شمال غرب عراق و نزدیک مرز سوریهاست. بنابراین به دو تانکر برای رساندن سوخت به فانتومهایی که از همدان برمیخاستند احتیاج بود و همچنین برای مراقبت از فانتومها و تانکرها نیز ۲ تامکت باید از گروه حفاظت میکردند و وارد خاک عراق می شدند. اقدامی که تا پایان جنگ تقریبا انجام نشد. یک یا دو مورد خلبانان اف ۱۴ برای نجات یک فانتوم خلاف دستور به داخل خاک عراق رفتند آن هم به میزان بسیار کم و عملا در نوار مرزی.
اتمام طراحی عملیات
طراحی عملیات به اتمام رسید و ششم آبان (به گفته مازندرانی ۱۹ شهریور) آخر وقت به خلبانان ابلاغ شد. بهنظر می رسد تنها سرهنگ رستمی و سرهنگ گلچین و یکی از فرماندهان هوایی (احتمالا سرهنگ هشیار معاون عملیات نیرو) که داخل یک ۷۰۷ تانکر همراه دسته بود از هدف اطلاع داشتند.
مازندرانی میگوید: شب دیدم یک نامه پشت در خانهام گذاشتهاند که ۳.۳۰ صبح به پست فرماندهی بیایید. صبح دیدم که آنجا سرهنگ رستمی و دو خلبان کابین عقب ستوان جواد بن طالبی و ستوان حسن ظرافت فر هم حضور دارند. قرار شد تا حمله از ضلع شمالی کشور و ورود به استانهای شمالی عراق انجام شود. حمله از قسمت شمالی باعث می شد که فانتومهای ما از دید و تیررس ۱۲ تا ۱۶ سایت موشکی سام ۲ و ۳ و ۶ که در شرق و جنوب پایگاه مستقر بودند و همچنین از دید شکاریهای عراقی که همیشه در قسمت شرقی پایگاه الحریه مشغول گشت زنی هوایی بودند، مصون بمانند.
بیشتر بدانید: F-16 آمریکا در برابر جنگنده جی ۱۰ ایران؛ در یک نبرد هوایی کدام جنگنده برتری خواهد داشت؟
آغاز عملیات سلطان
هواپیماها صبح زود ۷ آبان وارد خاک عراق شدند. گفتهمیشود در مواقعی برای فریب رادار عراق حتی وارد خاک ترکیه هم شدند.
سپس هواپیماها با ورود به عمق خاک عراق همگی (۶ فانتوم ، ۲ اف ۱۴ و ۲ تانکر) ارتفاع خود را کم کردند و تانکرها عقب افتاده و فانتومها و بهدنبال آنها تامکتها به پیش رفتند. در ۱۰ کیلومتری هدف، سرهنگ گلچین شبح پایگاه الحریه را میدید و با صدایی آمرانه گفت پاپ. و سپس شیرجه به سمت پایگاه دشمن رفت.
هر هواپیمای فانتوم ۱۲ بمب مارک ۸۲ همراه داشتند و این بمبها جهنمی بزرگ ایجاد می کردند. پدافند دشمن کاملا غافلگیر شد اما یک دقیقه بعد خبر بد رسید. ۴ میگ ۲۳ از سمت جنوب در حال رسیدن به آنها بودند. فرمانده عملیات می دانست که فانتومها به دلیل حجم زیاد بمبها سوخت چندانی برای درگیری ندارند. بنابراین بلافاصله دستور بازگشت به ۶ فانتوم را داد. اما میگها مستقیم به سمت قطع کردن مسیر فانتومها رفتند. با دستور فرمانده میدان دو اف ۱۴ آماده نبرد شدند. میگها گمان می کردند با ۸ بمب افکن ایرانی مواجهند و هرگز گمان نمی کردند که دو فروند از رهگیرهای ایرانی در بین این دسته است. تانکرها نیز به سرعت به مرز برگشتند.
بیشتر بدانید: چرا نیروی هوایی ایران مهم است؟
لیدر دسته اف ۱۴ ها احتمالا سرهنگ رستمی (به این دلیل میگوییم احتمالا چرا که خود ایشان در خصوص چنین عملیاتی سخن نگفتهاند) دیگر درنگ نکرد و با رساندن خود به ارتفاع ۱۵ هزارپا و سپس ۲۰ هزارپا، در ۵۶ کیلومتری اولین فونیکس را به سمت میگ دشمن شلیک کرد. سپس معطل نکرده و در ۳۰ هزار پایی موشک بعدی را درحالی شلیک می کند که فاصله دو هواپیما به ۳۳ کیلومتر رسیدهبود. ظرف چند ثانیه هر دو میگ پیشرو در آسمان متلاشی میشوند.
مانور سنگین کبرا
تامکت شماره دو نیز یک دقیقه بعد یک میگ ۲۳ را به زیر می کشد اما میگ چهارم موفق می شود تا خود را به پشت سر اف ۱۴ شماره یک برساند و در شرایط شلیک موشک حرارتی قرار بگیرد. در اینجا شماره یک با یک مانور سنگین که بعدها به مانور کبرا معروف می شود دسته کنترل فرامین را به جلو کشیده و سرعت هواپیما را که معادل ۵۲۰ مایل بود به زیر ۲۰۰ مایل می رساند. این حرکت بسیار خطرناک است و ممکن است حتی موتورهای هواپیما دچار واماندگی شوند و تنها خلبانان بسیار ماهر از پس این مانور بر میآیند. در این حالت هواپیما تقریبا به حالت عمودی درآمده و شکلی شبیه به مار کبرا در هنگام تهاجم می گیرد.
با این حرکت، خلبان میگ ۲۳ که گمان نمیکرد به این شکل به دام تامکت بیوفتد پیش افتاد و ثانیه هایی بعد رستمی با روشن کردن پس سوزها مجددا به سختی هواپیما را به شکل افقی درآورده و از پی میگ ۲۳ می افتد و با یک موشک ایم ۹ سایدوایندر میگ ۲۳ را مقهور خود میکند.
کمک خلبان در این زمان به رستمی می گوید، سوخت نداریم قربان .آنها البته چند دقیقه بعد تانکر ۷۰۷ را در لابلای زاگرس پیدا میکنند.
نتایج عملیات سلطان
فانتومها در این عملیات توانستهبودند ۲ فروند میگ ۲۱ و سه فروند هلی کوپتر میل ۸ عراقی را نیز بر روی زمین از بین ببرند.
آنگونه که تام کوپر می گوید، در این عملیات حداقل یک متخصص فرانسوی در جریان بمباران کشتهشد و یک نفر دیگر نیز زخمی شد. البته تعداد تلفات و زخمی ها بیش از این بود اما منابع رسمی فقط این آمار را اعلام کردند.
بعد از این عملیات دولت فرانسه دستور بازگشت تمامی متخصصان فرانسوی را صادر کرد و آنها نیز سریعا به کشورشان بازگشتند. همچنین در این عملیات ۳ خلبان از ۴ خلبان میگ های عراقی کشتهشدند.
تلفات سنگین عراق
در میان نام خلبانان کشتهشده، نام یکی از بهترین خلبانان میگ عراقی به چشم می خورد. سروان “احمد صباح” که در روزهای نخستین جنگ موفق شدهبود ۳ فروند هواپیمای F-5 نیروی هوایی ایران را مورد هدف قرار دهد.
این عملیات روند تحویل میراژها را نیز حدود یکسال به تاخیر انداخت. بعدها ایران در حمله به اچ ۳ یک میراژ غیر عملیاتی دیگر را نیز از بین برد. عراق عملا از میراژها در تابستان ۱۳۶۰ استفادهکرد و اولین تامکت را نیز گردانهای میراژ در آبان همان سال در عملیات طریق القدس از بین بردند. میراژها از سال ۶۱ به بعد بزرگترین دشمن اف ۴ ها،اف ۵ ها و سپس از سال ۱۳۶۳ حمله کننده بزرگ به نفتکشها (به همراه سوپر اتانداردهای فرانسوی) شدند. آنها بهتدریج تعدادی تامکت را نیز شکار کردند اگرچه بین ۵۰ تا ۶۰ میراژ نیز از بین رفت.
بیشتر بدانید: سرهنگ خلیل دشتیزاده؛ مرد گمنام گردانهای تامکت
عملیات سلطان نمونه کامل همکاری بخش اطلاعات نظامی و نیروهای میدانی بود و اگر این روند ادامه می یافت حتما شهدای جنگ ایران کمتر از این میزان بود. اما متاسفانه یک روند اشتباه تسویه نیروهای ارزشمند هوایی از مرداد ۱۳۶۰ آغاز شد. طی آن بهگفته تیمسار نمکی ۸ هزار نیروی آموزش دیده، اعم از فرمانده، خلبان، فنی و پدافند از این نیرو جدا شدند. پس از حمله به اچ ۳ در فروردین ۱۳۶۰ نیروی هوایی دیگر عملیات پیچیدهبا ریسک بالا که بیش از ۸ فروند در آن نقش داشتهباشند انجام نداد. این نیرو تا یک هفته بعد از پایان جنگ در مرداد ۱۳۶۷ همیشه حضوری قوی در عملیاتها داشت. اما از نظر پیچیدگی هیچ کدام شبیه به کمان ۹۹، عملیات سلطان و حمله به اچ ۳ نبودند.






